چرا کشورهای عربی خلیجفارس با وجود برتری هوایی، به ایران حمله نمیکنند؟ | از ریسک بالای فرسایش اقتصادی تا متهم شدن به همراهی با اسرائیل | اطمینان گذشته به واشنگتن دیگر وجود ندارد
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از عصر ایران، اندیشکده بریتانیایی "چتم هاوس" در تحلیلی به بررسی علل عدم حمله کشورهای عربی جنوب خلیج فارس به ایران پرداخته است که ترجمه آن را در عصر ایران می خوانید:
با وجود آنکه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بارها هدف حملات موشکی و پهپادی ایران قرار گرفتهاند، در جنگ میان ایالات متحده و اسرائیل از یک سو و جمهوری اسلامی از سوی دیگر، خویشتنداری قابل توجهی از خود نشان دادهاند. این کشورها تاکنون به صورت جمعی راهبردی دفاعی را در پیش گرفتهاند.
احتمال آنکه این کشورها در موضع خود تجدیدنظر کرده و به سمت اقدام تهاجمی حرکت کنند پایین است، اما در صورتی که ایران حملات خود علیه زیرساختهای حیاتی و مناطق غیرنظامی را تشدید کند و تلفات انسانی و خسارات اقتصادی جدیتری به بار آید، این احتمال افزایش خواهد یافت.
همانند هر تصمیمی برای توسل به زور، مسئله به دو عامل اراده و توانمندی بازمیگردد. برخی کشورهای عربی خلیج فارس از جمله عربستان سعودی و امارات متحده عربی توانایی مشارکت در نبرد علیه ایران با استفاده از قدرت هوایی قابل توجه خود را دارند. اما اینکه چنین اقدامی تا چه اندازه میتواند بر روند جنگ تأثیرگذار باشد یا از نظر راهبردی تصمیمی سنجیده تلقی شود، همچنان روشن نیست.
توانمندی عربستان سعودی
نیروی هوایی سلطنتی عربستان سعودی ۴۴۹ فروند هواپیما در اختیار دارد که شامل برخی از پیشرفتهترین سامانههای هوایی جهان از جمله نسخههای پیشرفته اف ۱۵ آمریکایی، یوروفایتر تایفون و تورنادو است که به انواع موشکها مجهز هستند.
این نیرو طیفی از مأموریتها را انجام میدهد، از نبردهای هوایی و زمینی گرفته تا هشدار زودهنگام هوابرد، کنترل، اطلاعات الکترونیکی و عملیات سوخترسانی و حملونقل. همچنین عربستان دارای مجموعهای از پهپادهای چینی است.
زرادخانه هوایی عربستان از نظر بهروز بودن، انعطافپذیری و قدرت تخریب، برتری محسوسی نسبت به ایران دارد و حتی مورد تحسین بسیاری از نیروهای هوایی پیشرفته جهان از جمله کشورهای عضو ناتو است. با این حال، نحوه بهکارگیری این تجهیزات پیشرفته توسط نیروی هوایی عربستان همواره با انتقاداتی همراه بوده است.
تجربه رزمی
نیروی هوایی عربستان تجربه محدودی در نبردهای متعارف هوایی و زمینی دارد. در جریان جنگ ایران و عراق در فاصله سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸، این نیرو عمدتاً نقش دفاعی و بازدارنده ایفا کرد، بهویژه در برابر توان نظامی ایران.
این نیرو وارد عملیاتهای تهاجمی در داخل خاک ایران یا عراق نشد و مأموریت اصلی آن حفاظت از حریم هوایی عربستان و امنیت دریایی منطقه بود.
در مجموع عملکرد آن قابل قبول ارزیابی میشود. این کشور در آن دوره منطقه شناسایی دفاع هوایی بر فراز بخشهایی از خلیج فارس ایجاد کرد که به خط فهد معروف شد تا امنیت حریم هوایی خود را تضمین کند. این اقدام در شرایطی صورت گرفت که طرفهای درگیر در جنگ ایران و عراق به کشتیهای تجاری بهویژه نفتکشها حمله میکردند.
در یکی از حوادث مهم در ژوئن ۱۹۸۴، دو فروند اف ۱۵ سعودی یک گروه کوچک از جنگندههای اف ۴ فانتوم ایران را در نزدیکی جزیره عربی در خلیج فارس رهگیری کردند. گزارشها حاکی از آن است که جنگندههای سعودی یک یا دو فروند از هواپیماهای ایرانی را که وارد یا نزدیک به منطقه شناسایی دفاع هوایی عربستان شده بودند سرنگون کردند. ایران در واکنش ۱۱ فروند اف ۴ دیگر به آسمان خلیج فارس اعزام کرد، اما پس از یک رویارویی کوتاه، این هواپیماها به پایگاههای خود بازگشتند. (توجه: این روایت از سوی ایران تایید نشده است.)
نخستین تجربه عملیاتی گسترده نیروی هوایی عربستان در جنگ طوفان صحرا (عملیات آزادسازی کویت از اشال عراق) در سال ۱۹۹۱ رقم خورد، جایی که از همان روز نخست در عملیاتهای رزمی شرکت داشت. این حضور از نظر نمادین و سیاسی اهمیت زیادی داشت، هرچند از نظر عملیاتی تأثیر کمتری در کارزار ایالات متحده داشت. این نیرو ۶۸۵۲ سورتی پرواز انجام داد که پس از نیروی هوایی آمریکا در رتبه دوم قرار گرفت و اهدافی را در کویت و جنوب عراق هدف قرار داد.
خلبانان سعودی در نبردهای هوایی شرکت کرده و موفق به سرنگونی چند هدف شدند که دستاوردی قابل توجه به شمار میرفت. با این حال، دو فروند جنگنده تورنادو در جریان مأموریتهای تهاجمی در ارتفاع پایین یا توسط جنگنده میگ ۲۹ عراقی یا سامانههای پدافندی عراق سرنگون شدند.
پس از جنگ طوفان صحرا، عربستان همکاری امنیتی خود با ایالات متحده را تعمیق بخشید و نیروی هوایی این کشور از این روند بیشترین بهره را برد. امروز، نیروی هوایی عربستان و ایالات متحده به طور منظم رزمایشهای مشترکی برگزار میکنند و در تمرینات مشهور رد فلگ * در ایالت نوادا نیز مشارکت دارند.
با این حال، جدیدترین تجربه رزمی عربستان در مداخله نظامی در یمن در فاصله سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲ موفقیتآمیز نبود. این کشور در عملیات علیه حوثیهای مورد حمایت ایران با مشکلات جدی در هدفگیری مواجه شد که به تلفات جانبی قابل توجه و انتقادات گسترده بینالمللی علیه ریاض انجامید.
البته این تجربه نمیتواند معیار دقیقی برای ارزیابی باشد، زیرا در یمن اهداف متحرک در میان غیرنظامیان و مناطق کوهستانی قرار داشتند و حتی پیشرفتهترین نیروهای هوایی ناتو نیز در چنین شرایطی با دشواری مواجه میشوند.
در ایران، مأموریتها عمدتاً شامل هدف قرار دادن اهداف ثابت و آشکار خواهد بود و سامانههای پدافندی ایران نیز به واسطه حملات ایالات متحده و اسرائیل به شدت تضعیف شدهاند.
نیروی هوایی امارات متحده عربی
نیروی هوایی امارات نسبت به عربستان تجربه عملیاتی کمتری دارد، اما در یمن و سایر میدانهای درگیری عملکرد بهتری از خود نشان داده است. خلبانان اماراتی آموزشهای فشردهای میبینند و از سال ۲۰۰۹ در تمرینات رد فلگ مشارکت دارند.
امارات طی سالهای گذشته از کمکهای نظامی ایالات متحده به شکلی مؤثرتر از سایر شرکای عربی بهره برده است. این موضوع در عملیاتهای نظامی در افغانستان، لیبی، سوریه، عراق و بهویژه یمن نمود پیدا کرد.
در مقابله با حوثیها، جنگندههای اف ۱۶ بلوک ۶۰ امارات که از نسخههای آمریکایی نیز پیشرفتهتر محسوب میشوند، از نظر دقت و قدرت تخریب عملکرد بهتری نسبت به سایر اعضای ائتلاف تحت رهبری عربستان داشتند. این برتری به دلیل استفاده از اطلاعات دقیقتر و حضور کنترلکنندگان حملات مشترک مورد تأیید ناتو در میدان بود؛ قابلیتی که عربستان از آن برخوردار نبود.
در صورت صدور دستور از سوی ریاض و ابوظبی برای پاسخ نظامی به ایران، نیروهای هوایی این دو کشور توانایی مشارکت در یک ائتلاف تحت رهبری ایالات متحده را دارند؛ بهگونهای که بتوانند تأسیسات نظامی و انرژی در ایران را هدف قرار داده و به پایگاههای خود بازگردند.
چرا کشورهای عربی به ایران حمله نمیکنند؟
اراده
برای کشورهای عربی خلیج فارس، هدف فوری از پاسخ نظامی، وادار کردن ایران به توقف حملات است و در بلندمدت ایجاد سطحی از بازدارندگی در برابر حملات آینده.
در غیر این صورت، ادامه اتکای صرف به دفاع، این پیام را به تهران منتقل میکند که میتواند بدون پرداخت هزینه، خسارات سنگینی وارد کند.
فرسایش اقتصادی یکی از ارکان اصلی راهبرد ایران در این منازعه است.
از سوی دیگر، تداوم رویکرد دفاعی موجب فرسوده شدن سامانههای دفاعی این کشورها پیش از پایان ذخایر موشکی و پهپادی ایران خواهد شد. ایالات متحده میتواند این سامانهها را جایگزین کند، اما اسرائیل در اولویت قرار دارد و گزارشها از کمبود رهگیرها حکایت دارد.
عامل اقتصادی نیز اهمیت بالایی دارد؛ هزینه جنگ برای ایران با استفاده از موشکها و پهپادهای ارزان بهمراتب کمتر از هزینه دفاع برای ایالات متحده، اسرائیل و کشورهای عربی است. همین مسئله فرسایش اقتصادی را به بخش مهمی از راهبرد ایران تبدیل کرده است.
بر این اساس، حرکت به سمت اقدام تهاجمی از منظر راهبردی، اقتصادی و عملیاتی میتواند توجیهپذیر باشد.
ریسکها
ریسکهای حمله به ایران نیز بسیار جدی است.
نخست آنکه چنین اقدامی میتواند به تشدید حملات ایران علیه همان زیرساختهایی منجر شود که این کشورها در پی حفاظت از آن هستند؛ از جمله میادین نفتی، فرودگاهها، مراکز داده و تأسیسات آبشیرینکن.
دوم آنکه دونالد ترامپ ممکن است تصمیم بگیرد عملیات نظامی علیه ایران را متوقف کرده و اعلام پیروزی کند؛ اقدامی که میتواند اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس را در میدان تنها بگذارد و احتمال تضعیف یا سقوط نظام ایران را کاهش دهد.
سوم، پیوستن به جنگ علیه ایران میتواند روابط میان ایران و کشورهای عربی را به شدت تیره کرده یا حتی به طور کامل قطع کند. این روابط پیش از این نیز بر پایه اعتماد استوار نبود، اما تقابل مستقیم نظامی بیاعتمادی را عمیقتر خواهد کرد.
چهارم، ورود به جنگ برای هیچ کشوری آسان نیست، بهویژه برای کشورهایی با ساختار سیاسی حساس. ثبات داخلی برای این دولتها حیاتی است. هرچند جنگ خارجی میتواند حس میهندوستی را تقویت کند، اما کشورهایی مانند بحرین، کویت و عربستان باید نگران شبکهها و گروههایی باشند که ممکن است از سوی ایران فعال شده و امنیت داخلی را تهدید کنند.
متهم شدن به همسویی با اسرائیل
شاید مهمترین ریسک امنیتی، همراهی با اسرائیل در این جنگ باشد. حتی پیش از جنگ غزه نیز چنین تصمیمی برای رهبران کشورهای عربی بسیار پرهزینه سیاسی بود. همراهی با بیامین نتانیاهو میتواند اعتبار رهبران را در میان بخشهای قابل توجهی از افکار عمومی به شدت تضعیف کند. همین عامل بیش از هر چیز دیگری میتواند موجب تداوم خویشتنداری شود.
میان دو گزینه دشوار
در صورت تشدید حملات ایران، تداوم رویکرد صرفاً دفاعی ممکن است به سرعت غیرقابل دوام شود. اما در مقابل، پیوستن به کارزار مشترک ایالات متحده و اسرائیل نیز میتواند پیامدهای معکوس به همراه داشته باشد.
این تصمیمی بسیار دشوار و آکنده از ریسک است؛ تصمیمی که کشورهای عربی خلیج فارس احساس میکنند باید آن را به تنهایی اتخاذ کنند، در حالی که اطمینان گذشته به واشینگتن دیگر وجود ندارد.
درباره چتم هاوس
Chatham House که نام رسمی آن «مؤسسه سلطنتی امور بینالملل» است، یک اندیشکده معتبر بریتانیایی مستقر در لندن است که در سال ۱۹۲۰ تأسیس شد و بهعنوان یکی از تأثیرگذارترین مراکز پژوهشی در حوزه سیاست خارجی و روابط بینالملل شناخته میشود.
این نهاد خود را یک مؤسسه مستقل معرفی میکند که هدفش ارائه تحلیلهای کارشناسی، ایجاد فضای گفتوگوی آزاد میان سیاستمداران و نخبگان، و کمک به حل چالشهای جهانی برای دستیابی به جهانی امن، پایدار و عادلانه است.
از نظر رویکرد، چتم هاوس بهطور رسمی اعلام میکند که وابسته به هیچ دولت یا جریان سیاسی نیست و «موضع نهادی» اتخاذ نمیکند، بلکه بستری برای ارائه دیدگاههای مختلف کارشناسان فراهم میسازد. با این حال، در عمل معمولاً در چارچوب "تحلیلهای لیبرال بینالمللی و نزدیک به سیاستگذاری غربی" فعالیت میکند و تمرکز آن بر موضوعاتی مانند حکمرانی جهانی، امنیت بینالملل، اقتصاد جهانی و سیاست خارجی قدرتهای بزرگ است.
پی نوشت:
* تمرینات رد فلگ، (Red Flag)یک رزمایش نظامی هوایی بزرگ است که توسط نیروی هوایی آمریکا برگزار میشود و هدف آن آمادهسازی خلبانان برای شرایط واقعی جنگ است.
این تمرینات عمدتاً در پایگاه هوایی نلیس در ایالت نوادا آمریکا برگزار میشود، در یک محدوده وسیع که شبیهسازی میدان نبرد واقعی را ممکن میکند.
ایده اصلی «رد فلگ» این است که خلبانان قبل از ورود به جنگ واقعی، سختترین سناریوهای ممکن را تجربه کنند
بر اساس آمار نظامی، بیشترین تلفات خلبانان در ۱۰ مأموریت اول جنگی رخ میدهد؛ بنابراین این رزمایش طوری طراحی شده که این تجربه خطرناک را در محیط شبیهسازیشده ایجاد کند.
ارسال نظر