پیشنهاد روسیه و ترکیه به ایران برای به نتیجه رسیدن مذاکرات | ساداتیان: آمریکا گفته هستهای را بدهید تا جنگ نشود
به گزارش اقتصادنیوز، در حالی که عباس عراقچی دیپلماتی شناخته می شود که کمتر ابراز امیدواری یا نگرانی می کند، اولین جمله او پس از خروج از دومین جلسه مذاکره با طرف آمریکایی این بود که مذاکرات سازنده تر از قبل بود. همین موضوع این پرسش را به میان آورده که آیا این بار می توان به میز مذاکرات ایران و آمریکا خوش بین بود؟
در این رابطه اقتصادنیوز نظر سیدجلال ساداتیان، کاردار اسبق ایران در لندن را جویا شده است. ساداتیان با تاکید بر آنکه تحلیلش از این مذاکرات استنباطهایی از اخبار جسته و گریخته است، میگوید گویا طرفین به تفاهم رسیدهاند و حالا قرار است برداشت های خود از تفاهم ها را روی کاغذ بیاورند.
تحلیلگر مسائل بین الملل گفت: به نظر می رسد در شرایط فعلی، ایران و آمریکا در حال خرید زمان برای عبور از شرایط هیجانیِ سیاسی و امنیتی کنونی و ورود به یک شرایط غیرهیجانی، واقعبینانه یا رئالیستی هستند که بتواند زمینه رسیدن به یک توافق اولیه را فراهم کند.
او البته معتقد است که آمریکایی ها با این موضع به مذاکرات آمدهاند که در صورت حل شدن مسئله هستهای جنگ رخ ندهد و حل مسئله تحریم ها را منوط به مسئله موشکی کردهاند.
به گفته او، کشورهایی مثل روسیه و ترکیه پیشنهاد دادهاند که ایران این موارد اقتصادی را مطرح کند تا طرف مقابل نرم شود. استنباط این است که ایران یک آلترناتیو یا پیشنهادی وسط گذاشته که مثلاً «ما ۸۴ هواپیما میخواهیم و فلان حوزههای نفتی هم آماده سرمایهگذاری شماست».
مشروح گفتگوی اقتصادنیوز با سیدجلال ساداتیان را در ادامه بخوانید؛
****
* آقای ساداتیان! وزیر امور خارجه فضای دور دوم مذاکره با آمریکا را مساعد توصیف کرد و گفت که در مسیر یک توافق قرار گرفتهایم؛ گفته می شود ایران پیشنهادات خود را تا دو هفته آینده ارائه خواهد کرد، ارزیابی شما از مذاکرات اخیر چیست؟
آقای عراقچی تقریبا هر زمان که مذاکره میکنند، در نهایت میگویند مذاکره مثبت بود. ما هم فرض را بر همین «مثبت بودن» میگذاریم. ایران و آمریکا در واکنشهای خبری خود فضای مذاکره را مثبت تلقی کردند. اما منابع عبری کاملاً منفی برخورد کردند که البته طبیعی هم هست. آنها حتی مدعی شدند که مذاکرات دستاوردی نداشته است. چرا؟ چون اولا به نظر میآید اسرائیل به دنبال تخریب است. ثانیا، آنچه اتفاق افتاده بیشتر شبیه یک «تفاهم» به نظر میرسد.
اما این تفاهم بر سر چیست؟ اول اینکه آمریکاییها در در حوزههای نفت، هواپیمایی و غیره اقتصاد ایران وارد شوند؛ دوم اینکه در موضوع هستهای تا حدودی با هم توافق کردهاند. و سوم اینکه بخشی از تحریمها برداشته شود.
موضع آمریکاییها حل مسئله هستهای در برابر «جنگ نشدن» است
البته آمریکاییها با این موضع آمدهاند که «اگر هستهای حل شود، جنگ نخواهد شد» و «اگر موشکی حل شود، تحریمها برداشته میشود». یعنی با این موضع وارد مذاکره شدند، اما گویا بالاخره تفاهماتی حاصل شده و قرار است طرفین برداشتهای خود از این تفاهمات را روی کاغذ بیاورند و با هم تبادل کنند تا به یک متن مشترک برسند.
توجه داشته باشید که این صحبتها استنباطی و تحلیلی است، چون هیچ یک از طرفین جزئیات دقیق اطلاعات ندادهاند؛ اما از اخبار جسته و گریخته میتوان فهمید که نهایتاً از آن موضعِ اولیه آمریکاییها به اینجا رسیدند که بخشی از تحریمها لغو شود، بخشی از مسئله هستهای حل شود و آمریکا در مسائل اقتصادی ایران مشارکت کند. زمزمههایی شنیده میشود که آمریکاییها در برخی پروژههای نفتی ایران بیایند، یا مثلا ۸۴ فروند هواپیمای نو به ایران بفروشند.
به عبارت دیگر، آنچه ترامپ به خاطر آن از برجام خارج شد، ظاهرا در این مرحله دارد به او پیشنهاد میشود تا در ازای آن نیز مسئله هستهای را حلوفصل کند و هم تحریمها یا دست کم بخشی از آنها را بردارد.
در بحث هستهای هم صحبت بر سر این است که ایران برای مدتی (مثلا دو یا سه سال) غنیسازی را تعلیق کند و پس از پایان این دوره، کار با حضور یک کنسرسیوم متشکل از کشورهای همسایه (مثل عربستان، امارات) و دیگران (مثل فرانسه) و با نظارت بازرسان آژانس و حتی بازرسان آمریکایی پیش برود. درباره ذخایر هم صحبتهایی درباره تحویل 400 کیلوگرم اورانیوم به روسیه و توقف غنیسازی ۶۰ درصد مطرح است. البته صحبت ایران و آقای لاریجانی این بوده که این ذخایر «رقیق» شود؛ یعنی از ۶۰ درصد به ۲۰ درصد برسد که کاملاً مصارف صلحآمیز (کشاورزی، پزشکی و…) دارد.
در حوزه بازرگانی هم هنوز ابعاد مشخص نیست، اما بحثهای نفتی و هواپیمایی در همین چارچوب است. اینکه کدام تحریمها برداشته میشود هنوز شفاف نیست و باید منتظر اخبار بیشتر باشیم. فعلا گفتهاند عجلهای نداریم و یکی دو هفته میروند تا متنها را بنویسند.
استنباط این است که تفاهمی صورت گرفته
* همانطور که شما گفتید اخبار جسته و گریخته منتشر میشود. گاهی هم این اطلاعات متناقضاند. یکی از روایتهایی که یک رسانه آمریکایی منتشر کرده این بود که پیشنهاد تعلیق و لغو تحریمها چندان با استقبال ترامپ روبهرو نشده. نظر شما چیست؟
همانطور که گفتم خواسته اولیه آنها این بود که غنیسازی کلاً صفر شود، بساطش جمع شود و ذخایر تحویل داده شود تا در ازای آن به ایران حمله نکنند. و اگر ایران میخواهد تحریمها برداشته شود، باید برد و تعداد موشکها را کم کند. این خواسته آنها بود. اما اینکه آقای عراقچی فضا را مثبت و در مسیر تفاهم توصیف کرده، استنباط میشود که در همان چارچوب، مقداری تفاهم کردهاند و به یک نقطه مشترک رسیدهاند. منتها گفتهاند بروید بنویسید تا ببینیم روی چه چیزهایی توافق داریم.
علت سکوت درباره فضای مذاکرات چیست؟
* یعنی ترامپ ابتکار عمل را به دست ایران داده؟
نه ابتکار عمل را به ایران نداده؛ دست ویتکاف و کوشنر داده است تا متناسب با فضا به تفاهم برسند. تاکید میکنم که اینها تحلیل و استنباط است، چون هیچکس قاطعانه از متن جلسه خبری نداده است. شاید سکوت کردهاند تا اسرائیل با خبر نشود و تخریب نکند؛ هرچند که کوشنر سریعا گزارش میدهد. شاید هم برای جلوگیری از تخریبهای بیشتر سکوت کردهاند.
برخی کشورها پیشنهاد دادند که ایران موارد اقتصادی مطرح کند تا آمریکا نرم شود
* آیا پیشنهادهای اقتصادی ایران (مثل خرید هواپیما یا سرمایهگذاری آمریکا) میتواند برگ برنده ایران برای پیشبرد توافق با ترامپ باشد؟
درخواست آمریکاییها این بود که «هستهای را بدهید تا جنگ نشود»؛ آنها صحبت اقتصادی نکردند. صحبت اقتصادی مربوط به دوره برجام بود که در ایران اجازه این موضوع داده نشد.
الان ظاهرا کشورهایی مثل روسیه و ترکیه پیشنهاد دادهاند که ایران این موارد اقتصادی را مطرح کند تا طرف مقابل نرم شود. استنباط این است که ایران یک آلترناتیو یا پیشنهادی وسط گذاشته که مثلاً «ما ۸۴ هواپیما میخواهیم و فلان حوزههای نفتی هم آماده سرمایهگذاری شماست».
اینکه آیا واقعا آمریکاییها مثبت جواب دادهاند یا نه، نمیدانیم؛ شاید به همین دلیل رفتهاند مشورت کنند تا ببینند این پیشنهادها روی کاغذ به توافق منجر میشود یا خیر. اما همین فرآیند، ایجاد امیدواری کرده که طرف مقابل نرم شده و پای کار آمده است.
همسایگان ایران نمی خواهند جنگی فرسایشی در منطقه رخ دهد
* شما چقدر خوشبین هستید که این بار بین دو کشور توافقی شکل بگیرد و مسئله تا حدودی حل شود؟
ماجرا صرفاً ایران و آمریکا نیست. اتفاقاتی در دنیا در حال رخ دادن است که میتواند بر این ماجرا تاثیر بگذارد. اروپاییها تقریباً به سمت چین متمایل شدهاند؛ هیاتهای انگلیسی به چین رفتهاند و کاناداییها از پایان دوره تسلط آمریکا حرف میزنند. اینها نتیجه تحقیرهایی است که ترامپ نسبت به متحدانش اعمال کرده؛ اینکه میگوید اوکراین به من ربطی ندارد، پول ناتو را نمیدهم و ادعاهایی درباره خرید گرینلند یا الحاق کانادا!
ترامپ با شعار «اول آمریکا» عملاً به سیاستهای ۱۰۰ سال پیش و دکترین «مونرو» برگشته است. مونرو، رئیسجمهور اسبق آمریکا، معتقد بود آمریکا یک قاره امن و ثروتمند است و نباید کاری به اروپا داشته باشد. بعدها وودرو ویلسون سعی کرد با تشکیل جامعه ملل پس از جنگ جهانی اول آمریکا را وارد تعاملات جهانی کند، اما در داخل آمریکا تقبیح و ایزوله شد. نتیجه آن انزوا، جنگ جهانی دوم بود.
الان ترامپ دوباره میخواهد با زیادهخواهی و توسعه نفوذ منافع خودش، همان مسیر انزواگرایی و «اول آمریکا» را دنبال کند. نمونه اش مثلا خروج او از پیمان پاریس، بهداشت جهانی و شورای حقوق بشر بوده است.
در حالی که دنیا در برابر این رفتار دستبسته نمیماند. اعراب و همسایگان ایران که نگران جنگ در منطقهاند، در حال لابی کردن هستند. اروپاییها به سمت چین که رقیب اصلی آمریکاست میروند. این تحولات و فشارهای بینالمللی میتواند روی توافقات ایران و آمریکا تاثیر بگذارد. ترامپ اگر میخواهد با ایران به نتیجهای برسد، نمیتواند در تمام جبههها فقط زیادهخواهی کند. همسایگان ایران هم دلشان نمیخواهد جنگی فرسایشی در منطقه رخ دهد و به ترامپ فشار میآورند.
منظور از این مطالب آن بود که نباید ماجرا را به شکل خطی دید؛ بلکه همه این پارامترها و لابیهای منطقهای میتوانند بر رسیدن به یک تفاهم تاثیرگذار باشند.
ارسال نظر