خاقانی: جهان وارد بازی جدید «اقتصاد انرژی» شده | اگر زیرساختهای گاز قطر هدف قرار گیرد، مثل بمب اتم عمل میکند
به گزارش اقتصادنیوز، در حالیکه تنشهای اخیر در منطقه خلیج فارس، زیرساختهای انرژی و معادلات ژئوپولیتیکی را در کانون توجه قرار داده، محمود خاقانی مدیرکل پیشین وزارت نفت و کارشناس حوزه انرژی با اشاره به پیامدهای هدف قرار گرفتن برخی تأسیسات، از ورود جهان به «بازی اقتصاد خرد و کلان جدید» سخن میگوید؛ بازیای که به گفته او، نهتنها بازار نفت بلکه معادلات گاز، امنیت تنگه هرمز و حتی مسیرهای دیپلماسی را تحتتأثیر قرار داده است.
اقتصادنیوز:داود سوری، اقتصاددان معتقد است که تخریب مجتمعهای فولاد اصفهان و فولاد خوزستان به تنهایی میتواند باعث کاهش قریب به یک درصد از رشد اقتصادی کشور شود. چرا که این دو کارخانه بزرگ به عنوان نهادههای استراتژیک در بسیاری از بنگاههای دیگر مورد استفاده قرار میگیرند و از مدار خارج شدن آنها، کل زنجیره تولید را با بحران میکند.
او در این گفتوگو، از ظرفیتهای ژئوپولیتیکی ایران، نقش تنگه هرمز، رفتار کشورهای منطقه و چشمانداز توافق سخن میگوید.
گفتگوی محمود خاقانی کارشناس انرژی را در اقتصادنیوز بخوانید.
****
*آقای خاقانی! با توجه به تحولات اخیر، اگر از بازارهای انرژی شروع کنیم، زیرساختهای پتروشیمی ما مورد هدف قرار گرفتهاند. این موضوع چه تبعاتی میتواند برای بازار انرژی داشته است؟
در شرایطی هستیم که در زبان عامیانه و قدیمیها یک شرایط «زد و خورد» است. پتروشیمی ماهشهر و عسلویه و بعضی دیگر از زیرساختها آسیب دیدهاند اما هنوز اتفاق خیلی کلیدی برای اینکه بگوییم زیرساختهای انرژی ایران دچار اختلال میشود، اتفاق نیفتاده است.
البته اگر زیرساختهای صنعت انرژی ایران مورد هدف قرار بگیرد، تأثیرش فقط روی ایران نخواهد بود؛ هم آلودگی شدید زیستمحیطی در خلیج فارس، در آب و هوا و در منطقه ایجاد میکند، هم همین مقدار صادرات نفت خام که داریم در بازار دچار اختلال میشود که آن هم رقم کمی نیست؛ حتی فرض کنیم یک میلیون بشکه در روز باشد هم خسارت به بار میآورد.
بقیه کشورها به این راحتی نمیتوانند آن را جبران کنند. در همین حال این خطر هم وجود دارد که اگر آنها زیرساختهای ما را بزنند، زیرساختهای تأسیسشده توسط شرکتهای آمریکایی در منطقه از سوی ایران هدف قرار گرفته شود همانطور که گفتم وضعیت وضعیت زد و خوردی است.
خطر رکوردشکنی تاریخی قیمت انرژی
*و تاثیر این شرایط زدوخوردی بر قیمت جهانی انرژی در کوتاه مدت و بلندمدت چیست؟
این شرایط یک بازی اقتصاد خرد و کلان در جهان پدید میآورد، قیمت نفت نه در سال ۱۹۷۴ میلادی که مشهور به جنگ اعراب و اسرائیل است، و نه در شوک پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ میلادی، چنین وضعیتی ندیده است.
این شرایط یک رکورد خیلی جدید در بهای نفت خام است. نه فقط نفت؛ باید توجه کنیم که در سالهای ۱۹۷۴ و ۱۹۷۹ نفت شاخص اصلی در اقتصاد انرژی کشورها بود، اما این روزها گاز نقش مهمتری دارد.
قدرت انفجاری زیرساختهای قطر از بمب اتم بیشتر است
شما فکر کنید اگر زیرساختهای گاز در قطر دچار حادثه شود، به این راحتی قابل جبران نیست. خود آن زیرساختها مثل یک بمب اتم عمل خواهند کرد؛ یعنی انفجار آن زیرساختها، قدرت انفجاریاش از یک بمب اتم بیشتر است.
*با توجه به این شرایط، عدم همراهی کشورهایی چون فرانسه با آمریکا یا مواضعی که از سوی برخی مقامات قطری شاهد بودیم، امکان حمایت منطقه و اروپایی برای رسیدن به یک توافق وجود دارد؟
ما امروز با یک مشکل در جهان مواجه هستیم. سوءاستفادههایی که فاش شده و بسیاری از خانوادههای سلطنتی در اروپا، انگلیس، نروژ، هلند و حتی فرانسه، و همچنین برخی دولتمردان آلمانی و کشورهای همسایه ما را درگیر کرده است.
آقای نتانیاهو با این پروندهها این کشورها را تحت فشار قرار میدهد و میگوید شما باید با من باشید. به همین دلیل است که میبینیم بحرین به سازمان ملل میرود و قطعنامه علیه ایران پیشنهاد میکند، یا عربستان و دیگران سکوت میکنند.
تا این لحظه ایران تنها مانده است
هیچکدام نیامدند این واقعیت را بیان کنند که این حمله غیرمنتظره بدون هماهنگی با برخی کشورها، توسط آمریکا و اسرائیل انجام شده و باید محکوم شود. حتی حاضر نشدند در شورای امنیت یا مجمع عمومی سازمان ملل این موضوع را پیگیری کنند. چرا؟ چون آقای نتانیاهو میگوید میتواند آبروی آنها را در سطح بینالمللی ببرد.
بله معتقد هستم تا این لحظه، ایران تنها مانده است. مگر اینکه نخبگان سیاسی و نظامی در کشورهای دیگر، حتی در خود آمریکا ورود کنند.
شما ببینید در آمریکا، نخبگان نظامی با غیرت که برای منافع ملی کشورشان حاضرند جان بدهند، به آقای دونالد ترامپ گفتند این جنگ، جنایت جنگی در خود دارد و حاضر نیستند برای آن بجنگند. ۱۴ یا ۱۵ نفر از آنها اخراج شدند.
آنها ترجیح دادند از لباس نظامی خارج شوند و سکوت کنند، چون طبق قانون حق اظهارنظر سیاسی ندارند. این نشان میدهد حتی در داخل آمریکا هم شکاف وجود دارد.
تنگه هرمز؛ ابزار درآمد یا تلاش برای برقراری امنیت؟
*ایران از نظر ژئوپولیتیکی در تنگه هرمز مزیتی دارد. آیا میتوان از این ظرفیت به عنوان اهرمی برای پایان جنگ بهره گرفت؟
رفت و آمد در تنگه هرمز قرنها آزاد بوده و ایران آن را باز نگه داشته است. اعمال مقررات به این معنا نیست که تنگه فقط متعلق به ایران است یا ایران میخواهد از آن درآمدزایی کند. مفهومش این است که ایران میخواهد امنیت این تنگه را تأمین کند؛ چون آمریکا و اسرائیل از انرژی بهعنوان یک سلاح استفاده میکنند و اقتصاد جهان را گروگان گرفتهاند.
ایران در این شرایط، بهتنهایی در حال مقابله است و هدفش این است که انرژی را برای صلح و رشد اقتصادی جهان حفظ کند، نه برای جنگ.
جنجال «عوارض تنگه هرمز»
*اما بحثهایی درباره دریافت عوارض از نفتکشها مطرح شده است. این موضوع تا چه حد قابلیت عملیاتی شدن دارد؟
برخی افراد، چه نظامی، چه نماینده مجلس یا ... مطالبی را به صورت شخصی بیان کردهاند. مثلاً گفتهاند هر نفتکش باید دو میلیون دلار پرداخت کند. اما تا زمانی که شورای عالی امنیت ملی یا شورای عالی دفاع این موضوع را تأیید نکند، این اظهارات شخصی است.
حتی سفیر ایران در دهلی نو این موضوع را تکذیب کرد. وقتی سفیر چنین موضوعی را تکذیب میکند، به احتمال ۹۹ درصد بدون هماهنگی با وزارت خارجه این کار را نمیکند.
این حرفها خلاف قوانین بینالمللی است. اگر چنین چیزی ممکن بود، قبل از جنگ هم میتوانستیم این کار را انجام دهیم.اما ما حتی در جنگ هشتساله هم چنین سیاستی نداشتیم.
بزنی، میخوری؛ منطق حاکم بر تنگه هرمز
*با توجه به شرایط موجود، به نظر شما سیاست دست بالای ایران در تنگه هرمز چیست؟
سیاست در حال حاضر همین است که «بزنی، میخوری». نگاه کنید، دونالد ترامپ و اسرائیل در حال ارتکاب اقدامات گسترده نظامی هستند؛ مدارس، دانشکدهها، بیمارستانها و مراکز داروسازی را هدف بمباران قرار میدهند؛ نهتنها در اینجا، بلکه در جنوب لبنان و عراق نیز همینکار را کردند.
در ادامه، بحرین به شورای امنیت سازمان ملل میرود و قطعنامهای علیه ایران پیشنهاد میکند تا زمینه تشکیل یک نیروی نظامی و حمله فراهم شود. با این حال، هیچیک از این کشورها حاضر نیستند اعلام کنند که آغازگر این جنگ، آمریکا و اسرائیل بودهاند. چرا؟ زیرا یا در پروندههایی مانند پرونده اپستین در معرض اتهام و فشار قرار دارند، یا ساختار حکمرانی آنها مبتنی بر اراده واقعی مردم نیست.
این جنگ یک واقعیت بزرگ را به جهان ثابت کرد: در ایران، حکومت و دولت به یک فرد وابسته نیست. بسیاری تصور میکردند که اگر رهبر یا نخبگان نظامی حذف شوند، نظام فرو خواهد پاشید، اما چنین اتفاقی رخ نداد. مردم بودند که نظام را حفظ کردند.
هشدار درباره نفوذ و جنگ روانی به افراد و احزاب و شخصیتها
*در داخل کشور برخی اظهارات درباره تنگه هرمز و جنگ مطرح میشود. این فضا را چگونه ارزیابی میکنید؟
ما اکنون در کشور باید مراقب نفوذیها باشیم؛ کسانی که با شعارهای بیپشتوانه، مردم را دچار تفرقه میکنند. در این شرایط، جنگ روانی موساد و آمریکا فعال است.
آمریکا در جنگی که با هدفهای خاص، از جمله مسائل هستهای، شروع کرده بود، شکست خورده و اکنون در تلاش است تا هدف جنگ را تغییر دهد و مسئله تنگه هرمز را مطرح کند. برخی نمایندگان مجلس و دیگر افراد، بدون توجه به واقعیتها صحبت میکنند و ناخواسته در دام جنگ تبلیغاتی میافتند، در حالی که هدف اولیه این جنگ اصلاً تنگه هرمز نبوده است.
در حالی که برخی میگویند تنگه هرمز بسته است، واقعیت این است که چنین نیست. تا پیش از شروع این جنگ، همه کشتیها کشتیهای جنگی آمریکا، در رفتوآمد بودند. شرایطی که اکنون ایجاد شده، ناشی از اقدامات آمریکا است؛ ایران برای حفظ امنیت ملی خود مجبور به اعمال کنترل و نظارت بیشتر شده است. این اقدام به معنای بستن تنگه نیست، بلکه برای جلوگیری از تهدیدات امنیتی انجام میشود. برای مثال، ممکن است نیروهای نظامی در قالب نفتکش وارد منطقه شوند و ایران ناگزیر است مراقبت و کنترل کند.
بنابراین، تنگه هرمز نهتنها بسته نشده، بلکه ایران امنیت خلیج فارس را حفظ میکند. کشورهای جنوب خلیج فارس باید قدر این واقعیت را بدانند و اگر شجاعت داشته باشند، اسرائیل را محکوم کرده و اعلام کنند که در کنار ایران ایستادهاند؛ چرا که واقعیت این است که اسرائیل در منطقه در حال کشتار است.
ارسال نظر