درآمدها دیگر کفاف حداقل مخارج زندگی را نخواهد داد

چشم‌انداز اشتغال در سایه جنگ و نااطمینانی اقتصادی | فردین یزدانی: استراتژی حاکم بر کسب‌وکارها، «استراتژی بقا» است

سرویس: تولید و تجارت کدخبر: ۷۷۸۶۰۳
اقتصادنیوز: یک تحلیلگر اقتصادی می‌گوید: در شرایط فعلی، استراتژی حاکم بر کسب‌وکارها، «استراتژی بقا» است. استراتژی بقا به معنای آن است که بنگاه‌ها صرفاً تلاش می‌کنند با کوچک کردن فعالیت‌های خود، حداکثر طول عمرشان را افزایش داده و حیات‌شان را حفظ کنند.
چشم‌انداز اشتغال در سایه جنگ و نااطمینانی اقتصادی | فردین یزدانی: استراتژی حاکم بر کسب‌وکارها، «استراتژی بقا» است

به گزارش اقتصادنیوز، حمله آمریکا و اسرائیل علیه ایران و ریسک‌های ناشی از آن، تشدید تحریم‌ها و قطعی طولانی مدت و پیاپی اینترنت بین‌الملل، اقتصاد ایران را در موقعیتی کم‌سابقه از نااطمینانی قرار داده است؛ شرایطی که نه‌تنها چشم‌انداز رشد را تیره کرده، بلکه بقای بسیاری از کسب‌وکارها و پایداری اشتغال را نیز با ابهام‌های جدی مواجه ساخته است.

در چنین فضایی، نشانه‌های رکود عمیق در کنار تورم فزاینده، کاهش تقاضای مصرفی، فشار بر بنگاه‌های کوچک و تضعیف اقتصاد دیجیتال، بیش از پیش نمایان شده و نگرانی‌ها درباره آینده بازار کار، سطح دستمزدها و مهاجرت نیروی انسانی را تشدید کرده است.

خبر مرتبط
مهمترین چالش اقتصادی سال 1405 از نگاه فرشاد فاطمی | اگر کشورهای بیشتری در ایران منافع اقتصادی داشتند، نگاه به جنگ متفاوت بود

اقتصادنیوز: یک اقتصاددان می‌گوید: به نظر می‌رسد سیاست‌گذار باید به دو موضوع بسیار مهم توجه داشته باشد. نخست، اگر جنگ طولانی شود، مسئله تأمین مایحتاج عمومی مردم و اطمینان از تأمین کالاهای اساسی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. موضوع دوم تورم است. به نظر می‌رسد این دو مسئله از جمله موضوعاتی هستند که ذهن سیاست‌گذار را در شرایط کنونی و با نگاه به سال ۱۴۰۵ باید به خود مشغول کند.

در این میان، پرسش اصلی این است که اقتصاد ایران در صورت تداوم این وضعیت، به چه سمتی حرکت خواهد کرد و آیا کسب‌وکارها و نیروی کار توان عبور از این شرایط را خواهند داشت یا خیر.

«اقتصادنیوز» در گفت‌وگو با فردین یزدانی، تحلیلگر اقتصادی، به بررسی ابعاد مختلف این تحولات و سناریوهای پیش‌ روی اشتغال و فعالیت‌های اقتصادی در سال‌های آینده پرداخته است.

آنچه در ادامه می‌خوانید، متن کامل این گفت‌وگوی اقتصادنیوز است...

****

*آقای یزدانی، با در نظر گرفتن ریسک‌های ناشی از وقوع جنگ، تشدید تحریم‌ها و همچنین اختلالات و قطعی‌های اخیر در شبکه اینترنت، مسیر کلی اقتصاد ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ به نظر شما این شرایط چه تأثیری بر بقای کسب‌وکارها و پایداری اشتغال در کشور خواهد داشت؟

در یک ارزیابی کلی باید اذعان کرد که وضعیت بسیار نامناسب است و اقتصاد ایران با یک رکود عمیق مواجه است. آثار مخرب همین یک ماه جنگ، به‌تدریج پس از سپری شدن این ایام و هم‌زمان با بازگشایی‌ها، نمایان خواهد شد. در این میان، بسیاری از کسب‌وکارهای دیجیتال عملاً به مرز تعطیلی رسیده‌اند؛ چرا که این فعالیت‌ها از دی‌ماه سال گذشته بدین سو، با بی‌ثباتی مستمر مواجه بوده‌اند. از این رو، وضعیت این صنف در مقایسه با سایر کسب‌وکارها، به شدت بحرانی‌تر گزارش می‌شود.

علاوه بر این، به دلیل شرایط بحرانی حاکم، میل به خرید در خانوارها برای کالاهای غیرخوراکی و اساسی نظیر پوشاک و سایر اقلام مشابه، کاهش یافته و این روند در آینده نیز تداوم خواهد داشت. با توجه به عدم رشد درآمدها در ماه‌های آتی، این وضعیت نامناسب‌تر نیز خواهد شد. در مورد کسب‌وکارهای بزرگ و صنایع درگیر در جنگ نیز تکلیف روشن است؛ در نتیجه، هرچند زنجیره تأمین کماکان و دست‌کم در بخش کالاهای اساسی به فعالیت خود ادامه داده است، اما کل اقتصاد احتمالاً یک بحران بسیار عمیق شامل رکود همراه با تورم را تجربه خواهد کرد.

فردین یزدانی

حجم قابل‌توجهی از نیروی کار بیکار خواهند شد 

*در فضای فعلی که همراه با عدم قطعیت و نااطمینانی است، ساختار بازار کار ایران به چه سمتی حرکت خواهد کرد؟ آیا باید منتظر گسترش بیش از پیش اشتغال غیررسمی در کشور باشیم؟

در وهله اول باید به این نکته اشاره کرد که بسیاری از شرکت‌های کوچک که پیش از این نیز با سختی تمام به فعالیت خود ادامه می‌دادند، تحت تأثیر شرایط فعلی و بحران جنگ، تعطیل شده یا در حال تعطیلی هستند. بنابراین، حجم قابل‌توجهی از نیروی کار بیکار خواهد شد که اگرچه در حال حاضر قابل برآورد دقیق نیست، اما قطعاً شاهد گسترش بیکاری خواهیم بود. از سوی دیگر، جمعیت بیکار شده برای تأمین رزق و معاش خود ناگزیر به انجام فعالیت‌های جایگزین خواهند بود؛ از این رو، هم‌زمان با افزایش نرخ بیکاری، کسب‌وکارهای غیررسمی نیز رشد بیشتری را تجربه خواهند کرد.

احتمال افت دستمزد واقعی وجود دارد

*آیا در این شرایط احتمال افت دستمزدها نیز وجود دارد؟

بله، احتمال افت دستمزد واقعی وجود دارد؛ اما نکته مهم اینجاست که حتی اگر دستمزدها کاهش نیابند، با توجه به تورم نقطه‌ای اسفندماه که بالای ۶۰ درصد و در محدوده ۷۰ درصد بوده است، درآمدها دیگر کفاف حداقل مخارج زندگی را نخواهد داد. با این حال، به نظر می‌رسد احتمال کاهش نسبی دستمزدها نیز متصور است و در نتیجه، وضعیت رفاهی نیروی کار با بحران‌های جدی روبه‌رو خواهد بود.

در حال حاضر امکان خروج برای عموم نیروی کار از کشور فراهم نیست

*همان‌طور که اشاره کردید، قطع اینترنت تأثیر مخربی بر اقتصاد دیجیتال و استارتاپ‌ها داشته است. آیا امکان حذف کامل این بخش از اقتصاد وجود دارد؟ همچنین در خصوص خروج نیروی انسانی متخصص و افزایش مهاجرت، آیا اقتصاد ایران با خطر تشدید خروج سرمایه‌های انسانی و مالی مواجه است؟

به‌طور کلی، هر کشوری که درگیر چنین جنگی شود، پدیده خروج سرمایه را تجربه خواهد کرد. کما اینکه شواهد و اخبار حاکی از آن است که حتی کشورهای حاشیه خلیج‌فارس مانند امارات نیز که به نوعی درگیر این شرایط شده‌اند، با خروج شدید سرمایه مواجه هستند و ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. در این میان، یک عامل تعیین‌کننده این است که در صورت عدم تداوم طولانی‌مدت جنگ، خروج از بحران و رسیدن به آتش‌بس تحت چه شرایطی صورت خواهد گرفت. اگر اتمام جنگ به گونه‌ای باشد که محیطی امن ایجاد کند، آثار مخرب کمتری را شاهد خواهیم بود؛ در غیر این صورت، خروج سرمایه و نیروی کار شدت می‌یابد. 

در مورد نیروی کار متخصص، فرآیند خروج از حدود یک تا دو سال پیش آغاز شده و بخش بزرگی از نیروهای ماهر از کشور رفته‌اند. در شرایط فعلی جنگ، عملاً امکان خروج برای بسیاری وجود ندارد و شاید تنها برای عده‌ای از افراد بسیار رده‌بالا این امکان فراهم باشد؛ لذا در حال حاضر چنین امکانی برای عموم نیروی کار متصور نیست.

تحت هر سناریویی، رشد اقتصادی و رشد اشتغال قطعاً منفی خواهد بود

*با توجه به وضعیت فعلی، سناریوهای خوش‌بینانه و بدبینانه شما برای آینده اشتغال و کسب‌وکارها در بازه زمانی دو تا سه سال آینده چیست؟

اگر شرایط جنگی تداوم یابد، اوضاع وخیم خواهد بود. حتی در سناریوهای خوش‌بینانه نیز، مگر اینکه جنگ به شکلی مطلوب و با کیفیتی مناسب به اتمام برسد، نمی‌توان آینده جالبی را برای بازار اشتغال و نیروی کار متصور شد. در حقیقت، تحت هر سناریویی، رشد اقتصادی و رشد اشتغال قطعاً منفی خواهد بود و وضعیت فقر که از پیش نیز نامناسب بوده، وخیم‌تر خواهد شد، بنابراین چشم‌انداز چندان روشنی وجود ندارد.

استراتژی حاکم بر کسب‌وکارها، «استراتژی بقا» است

*اخیراً آقای قالیباف، رئیس مجلس، در توئیتی فعالان اقتصادی را «ستون فقرات جنگ اقتصادی» نامیده‌اند و بر نقش پررنگ‌تر آن‌ها تأکید کرده‌اند. این رویکرد چه انتظاراتی را برای بخش خصوصی ایجاد می‌کند؟ آیا در شرایط فعلی، چنین انتظاراتی با واقعیت‌های محیط کسب‌وکار همخوانی دارد؟

واقعیت این است که در شرایط فعلی، استراتژی حاکم بر کسب‌وکارها، «استراتژی بقا» است. استراتژی بقا به معنای آن است که بنگاه‌ها صرفاً تلاش می‌کنند با جمع‌وجور کردن فعالیت‌های خود، حداکثر طول عمرشان را افزایش داده و حیات‌شان را حفظ کنند. اینکه انتظار داشته باشیم کسب‌وکارها در این شرایط فعالیت خاص و ویژه‌ای انجام دهند، چندان محتمل نیست. 

در خوش‌بینانه‌ترین حالت، بنگاه‌ها تنها می‌توانند به حیات خود ادامه دهند. البته در شرایط جنگی، برخی بنگاه‌های بزرگ ممکن است اقداماتی را برای تأمین نیروی کار یا تسهیل شرایط پرداخت در زنجیره تأمین انجام دهند، اما به نظر می‌رسد حتی همان بنگاه‌های بزرگ نیز در حال حاضر وضعیت مساعدی ندارند. در نتیجه، حداکثر کاری که می‌توان انتظار داشت، ادامه حداقلی فعالیت‌ها است و فراتر از آن، گمان نمی‌کنم کار خاصی از عهده آن‌ها برآید.

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O