مهاجری: در بین کسانی که دم از جنگ می زنند کسانی هستند که یکبار اسلحه دستشان نگرفته اند
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از روزنامه شرق، محمد مهاجری درباره تیپ شناسی مخالفان مذاکره گفت: حملات و هجمههای تندروها علیه تیم مذاکرهکننده پدیدهای نه صرفا ناشی از اختلافنظر سیاسی، بلکه حاصل ترکیبی از الگوهای رفتاری ریشهدار در بخشی از جریانهای داخلی است.
در ادامه بخشی از اظهارات وی را می خوانید؛
*بخشی از این افراد اساسا بهطور ساختاری با هر پدیدهای مخالفت میکنند و مهم نیست چه کسی سخن میگوید یا چه تصمیمی اتخاذ میشود، اینها همواره در موضع مخالفت قرار دارند. این نوع مواجهه بیش از آنکه سیاسی باشد، به نوعی رفتار تثبیتشده و همیشگی شباهت دارد که در طول زمان تغییر چندانی نمیکند.
* گروه دیگری هستند که در چارچوبهای بسته جناحی میاندیشند و افق تحلیلشان محدود به دایرهای تنگ از پیشفرضهای ایدئولوژیک است. این گروه، بهرغم ادعای برخورداری از بصیرت، در عمل توانایی درک پیچیدگیهای شرایط کنونی را ندارند و به همین دلیل، واکنشهایشان اغلب با واقعیتهای میدانی فاصله دارد.
* طیف سومی هم هستند که رفتارشان مبتنی بر رقابتهای سیاسی است. برای این گروه، مهم نیست موضوع چیست؛ اگر فرد یا جریانی در سوی مقابل تعریف شود، بهصورت پیشفرض با آن مخالفت میکنند. تغییر موضع برخی از این افراد در قبال قالیباف نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ چهرهای که زمانی مورد حمایت آنان بود، اما اکنون بهدلیل تفاوت در رویکردها، هدف حملات قرار گرفته است.
*تصمیمات کلان نظام در حوزههایی مانند مذاکره یا آتشبس، ماهیتی فردی ندارند. مدیریت موضوعات مرتبط با منافع و امنیت ملی و تمامیت ارضی محصول یک فرایند جمعی در سطوح عالی نظام است و نسبتدادن آنها به یک فرد، سادهسازی واقعیت است و نادیدهگرفتن این واقعیت، تضعیف ساختار تصمیمگیری کلان کشور محسوب میشود.
*برخی از این منتقدان اساسا تجربهای از واقعیتهای میدانی و موضوعات جنگی ندارند و در کل عمرشان اسلحه دست نگرفته و حتی یک گلوله هم شلیک نکردهاند. به همین دلیل، ارزیابی دقیقی از هزینهها و پیامدهای تصمیمات در مقطع فعلی جنگ ندارند.
*طیفی از تندروها با مشی اخباریگری صرف، بهجای تحلیل شرایط متغیر، به برداشتهای ثابت و گزینشی از گذشته تکیه دارند.در مهمترین مقاطع تصمیمات راهبردی بر اساس مصلحتهای کلان اتخاذ شده است و نمیتوان با استناد گزینشی به برخی مواضع، کلیت این فرایند را نادیده گرفت.
*وقتی عدهای تصور میکنند بیش از ساختارهای رسمی و حتی شخص رهبری میفهمند یا برای آنها تعیینتکلیف میکنند، در واقع ناخواسته به تضعیف همان نهادهایی کمک میکنند که مدعی دفاع از آن هستند. در شرایطی که کشور نیازمند بیشترین سطح انسجام است، چنین رویکردهایی میتواند هزینههای مضاعفی بر فضای سیاسی و تصمیمگیری تحمیل کند.