شانسی برای توافق پایدار نمیبینم/ آمریکا باید برای مذاکره دیپلمات بفرستد نه یک مشت قمارباز/ ونس ابتدا رفته چهار ساعت خوابیده و بعد در سالن نشسته و همان کلیاتی که در رسانه ها مطرح کرد را گفته/ احتمالا از اواخر پاییز دوباره درگیریها آغاز شود
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایلنا، احسان موحدیان کارشناس حوزه سیاست خارجی و روابط بین الملل در گفتوگو با ایلنا، درباره ارزیابی خود از سرنوشت آتشبس شکننده و احتمالات مطرح شده درباره برگزاری دور دیگری از مذاکرات عنوان کرد: مسئله این است که به هرحال اگر ما بخواهیم از چارچوبهای خود عقب بشینیم، این جنگ تکرار خواهد شد. یعنی به هر حال ما یک چارچوب مشخص کردیم که عقبنشینی از این چارچوبها قطعا مشکلساز خواهد بود. مثلا گفته بودند که مواد غنی شده حتما باید از ایران خارج شوند و ما حتما باید به تعهد قاطع برای عدم تولید سلاح هستهای دست پیدا کنیم. این پذیرش این و کوتاه آمدن در مورد این مسئله واقعا شرایط بدی را برای ما ایجاد میکند به خاطر اینکه بازدارندگی ما را از بین خواهد برد.
وی افزود: ما حتی اگر غنیسازی صفر را بپذیریم ولی تأسیسات هستهایمان پابرجا باشد و اورانیوم ۲۰ درصد رقیقسازی شده در اختیار داشته باشیم، میتوانیم در صورت تهدید یا حمله هستهای به آستانه بازدارندگی برسیم و اینها این را میدانند. لذا کوتاه آمدن در مورد این شرایط برای ما وضعیت خیلی بغرنجی را ایجاد خواهد کرد چون باعث خواهد شد که ما ابزار چانهزنی نداشته باشیم.
تا وقتی ذهنیت آمریکاییها اصلاح نشود، چیزی تغییر نخواهد کرد
آمریکاییها دیگر ظرفیت محاصره ما را ندارند
این کارشناس حوزه سیاست خارجی تصریح کرد: در مورد تنگه هرمز هم همینطور است. به هر حال آمریکا یک بحران غیرضروری خلق کرد و ما برای اینکه ابزارهای امتیازگیری از آمریکا داشته باشیم آمدیم روی تنگه هرمز مانور دادیم و تلاش میکنیم به شکل جدیدی مدیریت آن را در دست بگیریم و یک نظم جدیدی را در منطقه حاکم کنیم که از تکرار اتفاقاتی که افتاد و تهدید امنیت کشور و تهدید زیرساختهای کشور جلوگیری کنیم و اینها چیزهای قابل برگشتی نیست.
وی ادامه داد: مسئله این است که آمریکا باید تصور خود را از اتفاقاتی که افتاده تغییر دهد. آمریکا تصورش این است که طرف پیروز است و ما طرف بازنده هستیم. این تصور تا اصلاح نشود، هیچ شانسی برای اینکه توافقی بین دو طرف شکل بگیرد، وجود ندارد. یعنی آمریکا باید بپذیرد که ما طرف بازنده نیستیم به خاطر اینکه آنها به اهدافی که تلاش داشتند به آن برسند نتوانستند برسند. اهدافی برای به زانو درآوردن ایران و تغییر نظام و تسلط بر منابع انرژی منطقه داشتند که هیچ کدام اتفاق نیفتاد.
موحدیان با تاکید بر اینکه آمریکا باید ذهنیت خودش را اصلاح کند، گفت: تا وقتی که ذهنیت آمریکاییها اصلاح نشود و نپذیرند که در شرایط اولتیماتوم دادن به ایران نیستند، چیزی تغییر نخواهد کرد. به هر حال ما این قدرت و قابلیت را داریم که هم از تنگه هرمز استفاده کنیم و هم آنها دیگر ظرفیت محاصره ما را ندارند.
وی خاطرنشان کرد: به فرض محال هم اگر بخواهند محاصرهای انجام دهند، ما کشوری هستیم که شرایط جغرافیاییمان اجازه بهرهگیری از ظرفیتهای ترانزیتی از مسیرهایی غیر از تنگه هرمز را میدهد و اگر این کار را انجام دهند، مثل این است که خودشان را محاصره کرده باشند. در این صورت قیمت انرژی افزایش پیدا میکند. افکار عمومی واکنش نشان میدهند و زیر پای ترامپ سست میشود و به سمت استیضاح میرود.
آمریکا باید ایجاد یک نظم ایرانی در منطقه را بپذیرد
ترامپ باید برای مذاکره دیپلمات بفرستد نه یک مشت قمارباز و دلال
این کارشناس حوزه سیاست خارجی تاکید کرد: تا زمانی که آمریکا با این ذهنیت بیاید مذاکره کند، من واقعا شانسی برای موفقیت این مذاکرات قائل نیستم و امتیازدهی را هم در این شرایط اشتباه میدانم. لذا میگویم اولا آمریکاییها باید متوجه شوند که با اعمال فشار بیشتر و با بمباران بیشتر سیستم جمهوری اسلامی دچار فروپاشی نمیشود. این تصور که اینها فکر میکنند چون مثلا سلاح دارند یا در عرصه بمباران هوایی میتوانند تخریب بیشتری ایجاد کنند، این تخریب باعث فروپاشی میشود، اشتباه است و این نشان دهنده عدم فهم راهبردی است و این یک استراتژی شکست خورده است.
وی با بیان اینکه آمریکاییها باید غنی سازی ایران را بپذیرند، گفت: باید تغییر شرایط منطقه و ایجاد یک نظم ایرانی در منطقه را بپذیرند، برای احیای دیپلماسی به جای تلاش برای اعمال زور، دنبال شکل دادن به یک استراتژی منطقی باشند و مسئله دیگر اینکه آمریکا باید یکسری دیپلمات برای مذاکره بفرستد نه یک مشت قمارباز، دلال و آدمهایی که اصولا فهمی از جهان دیپلماتیک و بدهبستانهای دیپلماتیک ندارند.
تعلیق درگیریها با نزدیک شدن به جام جهانی و انتخابات میاندورهای آمریکا
از اواخر پاییز ممکن است دوباره درگیریها آغاز شود
موحدیان تاکید کرد: اگر به این شرایط توجه شود، شاید شانسی برای توافق باشد. در غیر این صورت درگیریها تعلیق میشوند و بالاخره جور دیگر اتفاق خواهد افتاد. شاید ما در کوتاه مدت درگیریهایی داشته باشیم ولی وقتی که به جام جهانی و انتخابات میان دورهای کنگره نزدیک میشویم، این درگیریها احتمالا تعلیق شود و احتمال دارد که پاییز دوباره اتفاق بیفتد. یعنی به فرض اینکه در مدت پیش رو به علت شرایط داخلی آمریکا و نیازشان به بازسازی بنا به هر علتی درگیریها تعلیق شود، پیشبینی من این است که از اواخر پاییز ممکن است دوباره این درگیریها اتفاق بیفتد و اصولا تا زوج نتانیاهو و ترامپ در اسرائیل و آمریکا هستند، با این طرز فکر من شانسی برای توافق پایدار نمیبینم.
وی با بیان اینکه ما داریم منطقی رفتار میکنیم، گفت: شما وقتی اخباری که از مذاکرات درآمده را میبینید کاملا مشخص است که ایران برای بازی به آنجا نرفته بود ایران با یه تیم کامل و با اسناد آماده شده با دهها صفحه پیش نویس رفت. من هم نمیگویم منابع انگلیسی و آمریکایی و غربی میگویند که آقای ونس ابتدا رفته چهار ساعت خوابیده و بعد که بیدار شده رفته در سالن نشسته و همان کلیاتی که در رسانه ها مطرح کرد را گفته است. یعنی آمریکاست که جدیت ندارد.
ایران چارچوبهای منطقی را گفته است
موحدیان با بیان اینکه آمریکا تصور میکند با قلدری میتواند موفق شود، خاطرنشان کرد: ایران چارچوبهای منطقی را گفته است یعنی حتی الان در رسانهها اعلام شده که ایران برای مدت کوتاه تعلیق غنیسازی را هم پذیرفته منتها آمریکاییها کوتاه نیامدند؛ یعنی موارد اصلی اختلاف سر این است که آمریکا اصولا تداوم صنعت هستهای در ایران را به هیچ شکلی به رسمیت نمیشناسد و این برای ما قابل پذیرش نیست.
وی ادامه داد: از آن طرف غیر از اینکه ما تعلیق صنعت غنیسازی را نمیپذیریم، مسئله این است که ما بازگشت تنگه به نظم قبلی را هم نمیپذیریم. به خاطر اینکه اگر قرار باشد برگردد، امنیت ملی و تمامیت ارزی ما تهدید میشود و اصولا این جزو آبراههای داخلی ماست و از نظر مالی حقی بوده که ما باید اعمال میکردیم و نکردیم.
این کارشناس حوزه سیاست خارجی گفت: در مورد تنگه هرمز، در مورد مسئله هستهای و در مورد لبنان و محور مقاومت، اینها همه یک کل کنار هم هستند و نباید جدا از هم دیده شوند و این هم از سوی ایران مورد تاکید قرار گرفته است؛ یعنی اگر قرار است آتشبسی باشد، آتشبس باید در لبنان و یمن هم باشد. اینها به نظر من مسئله مهمی است که باید تعیین تکلیف شود که ظاهرا در مورد لبنان این اتفاق افتاده است.
ظاهرا تماس تلفنی که ونس با نتانیاهو داشته کار را خراب کرده است
صادرات ۵۰ درصد هلیوم دنیا با بسته شدن تنگه هرمز قفل شده است
وی ادامه داد: به هر حال مسائلی وجود دارد که ما برای هر کدامش در پاکستان راهحلهای منطقی ارائه دادیم و اینها باز هم در مذاکرات کارشکنی کردند و اطلاعاتی را من در نیویورکتایمز دیدم که حتی منابع پاکستانی منتشر کردند و آن این است که به هر حال خیلی داشتند به توافق نزدیک میشدند و تماس تلفنی که ونس با نتانیاهو داشته کار را خراب کرده است. یعنی دوباره برای تحمیل نظرش فشار آورده که هیچ گونه غنیسازی در فعالیت هستهای ایران نباید اتفاق بیفتد و فضا را خراب کرده است.
موحدیان تاکید کرد: بنبستی که وجود دارد، شکسته شدنش مستلزم این است که دولت آمریکا دست از تحمیل اولتیماتوم اجبارهای خودش به عنوان ابزار مذاکره بردارد و رویکرد سنجیدهای داشته باشد و به جای قلدری کردن و دستور دادن، تلاش کند انعطافپذیری استراتژیک داشته باشد وگرنه شکست دیپلماتیک و تشدید تنش اتفاق خواهد افتاد و هزینههایش اتفاقا برای آمریکاییها بدتر خواهد بود بخاطر اینکه بازار انرژی به شدت متاثر میشود.
وی افزود: ما آنقدر که آنها متوجه خواهند شد متوجه این تاثیر نمیشویم. الان گرانی بنزین به شدت آنها را تحت تاثیر قرار میدهد اما فقط مساله انرژی نیست، از تنگه هرمز هلیوم هم صادر میشود و صادرات ۵۰ درصد هلیوم دنیا الان قفل شده و تاثیرش را روی صنایع مختلف میگذارد. از آی تی تا صنایع پیشرفته هایتک این تاثیرگذاری را داریم. مورد دیگر کود است که نمیتواند صادر شود. به زودی فصل کشاورزی است و با این وضعیت در خود آمریکا توزیع مواد غذایی دچار مشکل میشود به هر حال توپ در زمین آمریکاست. ایران بسیار منطقی عمل کرده و در همین بحث بستن تنگه هرمز خیلی رفتار آمریکا رفتار غیرمنطقی بوده است.
تداوم این وضعیت باعث میشود چین هم از صبوری استراتژیک دست بردارد
میتوانیم رسما به پایان دوران تکقطبی سلام کنیم
این کارشناس حوزه سیاست خارجی تصریح کرد: در واقع خودشان دارند روی منطقهای قفل میزنند که ادعا دارند باید باز شود و توقع دارند چین هم با آنها همراهی کند و نظر من این است که تداوم این وضعیت اصولا باعث خواهد شد که چین هم دیگر از این صبوری استراتژیک دست بردارد. اتفاقاتی که در تنگه هرمز میافتد یادآور بحران کانال سوئز در سال 1956 است. به هر حال کانال سوئز تحت کنترل انگلیس و فرانسه بود؛ عبدالناصر و مصریها دنبال استقلال و کنترل کانال سوئز بودند و تلاش کردند با مداخله نظامی کانال سوئز را پس بگیرند اما آنها با مداخله آمریکا و شوروی مجبور شدند پایان امپراطوری خودشان را بپذیرند و در واقع ضعف خودشان در برابر آمریکا که بعد از جنگ جهانی دوم ابرقدرت شده بود را پذیرفتند.
وی یادآور شد: آمریکا با خروج از مذاکرات اسلام آباد و تلاشی که برای دیکته کردن نظم تک قطبی خود بر خلیج فارس میکند دقیقا در موقعیت افول انگلیس و فرانسه قرار گرفته و محاصره دریایی را به عنوان یک بلوف مطرح میکند درحالیکه دیدیم اجرا نشد و کشتی هایی که رفتند هم ناشی از همین است و بلوفی که در مورد توقیف کشتیها میزند در واقع به ایران و حتی شاید به چین بهانه مشروع میدهد که برای حفاظت از امنیت انرژی خودشان مداخله داشته باشند و در واقع میتوانیم رسما به پایان دوران تک قطبی سلام کنیم.
کشورهای منطقه باید بپذیرند که دیگر نظم آمریکایی اینجا پاسخگو نیست
موحدیان درباره فشار کشورهای منطقه برای پایان درگیریها گفت: تصورم این است که اصولا آمریکا و اسرائیل به وضعیت کشورهای عربی اهمیتی نمیدهند. یعنی آنها را اصلا در بازی حساب نمیکنند البته به هر حال بعضی کشورهای عربی عقلانیت پیشه کردند و از این شرایط آسیب کمتری دیدند؛ عمان را می توان مثال زد که کمتر مورد حمله قرار گرفت و صادرات نفت و اینها هم این سوی تنگه هرمز بیشتر شده است. کشورهایی که قاعدتا میخواهند با ایران لجبازی کنند و آتش بیار معرکه شوند و حمایت مادی و معنوی کنند مثل امارات و تا حدی عربستان، کویت و بحرین هم آسیب خواهند دید. قطر هم که حالا تا حدی دنبال تعامل بوده به هر حال آسیب زدنش متوقف شده است. در مورد عربها فکر نمی کنم آمریکایی ها خیلی اهمیت دهند.
این کارشناس مسائل منطقه گفت: کشورهای منطقه باید توجه کنند که تا ابد با ایران همسایه خواهند بود و اگر به هر حال میخواهند در نظم و آرامش و صلح زندگی کنند و درآمدهای خود را داشته باشند، باید بپذیرند که دیگر نظم آمریکایی اینجا پاسخگو نیست. به خاطر اینکه اینها از ظرفیت آمریکا تا میتونستند استفاده کردند و بعضیها دیگر با اسرائیل هم همکاریهای راهبردی داشتند مثل امارات متحده عربی ولی این کار امنیتشان را که تامین نکرد بلکه اینها را به اهدافی برای ایران مبدل کرد.
وی افزود: اگر عربها این مساله را درک کنند و دیگر باید به جای تکیه به قدرت های فرامنطقه ای با ایران کار کنند و کشورهای منطقه کنار هم یک نظم را مستقر کنند که به نفع خودشان باشد، در اینصورت میشود امید داشت که شرایط بهتر شود اما اگر دنبال این باشند که همان روال های سابق را طی کنند و پای آمریکا و اسرائیل را به منطقه باز کنند، طبیعتا هم خودشان آسیب خواهند دید هم ایران دیگر واقعا تحمل نخواهد کرد و نشان داده که میتواند آسیب متقابل بزند و از امنیت خود دفاع کند.
این کارشناس حوزه سیاست خارجی گفت: امیدوارم اعراب نه برای خودشان هزینه ایجاد کنند نه اینکه بخواهند امنیت خودشان را به خطر بیندازند؛ چون به هر حال جغرافیا را نمیشود تغییر داد ما تا ابد با هم همسایه هستیم و باید با هم کنار هم زندگی کنیم. به هر حال این اتفاقاتی که افتاد امیدوارم که درس عبرتی را برای آنها در پی داشته باشد
نقدها نباید شکل خودتخریبی به خود بگیرند
موحدیان خاطرنشان کرد: در این شرایط مسئله مهمی که وجود دارد این است که ما باید وحدت خودمان را حفظ کنیم. یعنی از صدور هرگونه پالس ضعف یا درگیری و اختلاف داخلی خودداری کنیم. بله بحثهای کارشناسی سرجای خودش است و باید اتفاق بیفتد ولی اینکه اینها بخواهد به عرصه جامعه کشیده شود، در این شرایط وحدت ملی را سست میکند و باید از اینها دوری کنیم.
وی گفت: در کنار این به هر حال شاید نقدهایی هم وارد باشد ولی نقدها نباید شکل خودتخریبی به خود بگیرد، به هر حال بالا و پایین شدنها در حوزههای نظامی و مذاکراتی اتفاق میافتد و نباید این تصور را در ما ایجاد کند که مثلا کمکاری یا بی توجهی دارد میشود. به هر حال این مسئله مهمی است که باید مورد توجه ما قرار گیرد و باید توجه کنیم به اینکه کل محور مقاومت را با هم ببینیم و به خصوص در لبنان برای حزب الله تمهیداتی بیندیشیم که تحت فشار مضاعف قرار نگیرد تا اسرائیل بخواهد یک طرفه با آنها طرف شود.
موحدیان عنوان کرد: مسئله پایانی هم این است که به هر حال حالا در عرصه داخلی به خاطر این بمبارانهایی که شده و آسیبهایی که به زیرساختهای کشاورزی و صنایع وارد شده شاید یک مدتی فعالیتشان با اختلال مواجه شود و حالا یکسری افراد از نظر شغلی دچار مشکل شوند که اینها ممکن است بحرانهای اقتصادی و اجتماعی را در کوتاهمدت داشته باشند. دولت باید در این شرایط برای اینکه حداقلی از زندگی و درآمد را برای همه مردم فراهم کند، برنامه جامعی داشته باشد و به هر حال تا زمانی که بازسازی بناهای آسیب دیده اتفاق میافتد، ممکن است نوسانها و تلاطمهایی در جامعه وجود داشته باشد تا آن موقع مردم باید بتوانند این شرایط را که شاید چند ماهی طول بکشد را سپری کنند تا کم کم کشور به شرایط عادی برگردد.