گذار از تقابل نظامی به مدیریت بحران مسئولیت | استراتژی تنگه باز، مسیر مسدود راهگشا است؟
به گزارش اقتصادنیوز، حمید ابوطالبی، مشاور رئیس جمهور در دولت روحانی، در صفحهی شخصی خود نوشت:
در پی تحرکات اخیر ایالات متحده و اعلام محاصره دریایی تنگه هرمز، پارادایم حاکم بر تنشهای منطقهای از یک «بنبست نظامی دوجانبه» به یک «بحران مسئولیت بینالمللی» تغییر ماهیت داده است. این نوشتار به تبیین راهبرد پیشنهادی ایران برای عبور از این بحران، از طریق بازتعریف نقش خود در نظم نوین جهانی میپردازد.
دکترین «برائت از آشوب اقتصادی»
ایران با اتخاذ موضعی ایجابی و فعال، میتواند ابتکار عمل را از دست بازیگران متخاصم خارج کرده و پیام «برائت از آشوب اقتصادی» را به جهان مخابره کند:
• تضمین امنیت عبور و مرور: ایران رسماً اعلام میکند که تنگه هرمز همچنان بهعنوان یک آبراه مهم تجاری برای تمامی کشتیها – غیر از نظامی – باز است؛ و این کشور امنیت عبور و مرور را برای هر شناوری که «حق عبور» را پرداخت کند، تضمین میکند.
• پیامد راهبردی: با این اقدام، آمریکا قادر به توقف معمولی کشتیها نبوده و در صورت مقابله نظامی آمریکا، هرگونه اختلال در زنجیره تأمین انرژی و کالا، مستقیماً به پای «اقدام یکجانبه آمریکا» نوشته شده و ایران را از اتهام اخلال در نظم جهانی تبرئه میکند.
۱. تبدیل بحران نظامی به بحران مسئولیت
این تغییر وضعیت، سه لایه از استراتژی تهاجمی واشینگتن را هدف قرار میدهد:
• الف) هزینهمند کردن تصمیمات واشینگتن: زمانی که ایران بر باز بودن مسیر تأکید میکند، به خریداران نفت و کالا و قدرتهای اقتصادی (چین، هند، ژاپن و اروپا) منتقل میسازد که اگر کشتیهایشان متوقف میشود، طرف حساب آنها ترامپ است. این امر فشار دیپلماتیک قابلتوجهی را از سوی متحدان آمریکا به کاخ سفید وارد میکند.
• ب) تغییر نقش از «تهدید» به «تضمینکننده»: در این سناریو، ترامپ که همواره مدعی حفظ امنیت تجارت جهانی بوده است، در نقش «راهزن دریایی» ظاهر میشود که مانع حرکت نفت و کالاهاست؛ در مقابل، ایران در جایگاه کشوری بازنمایی میشود که علیرغم فشارها، به تداوم اقتصاد جهانی پایبند است.
• ج) تقابل جهان با یکجانبهگرایی رادیکال: این راهبرد، جهان را بر سر یک دوراهی اخلاقی و اقتصادی قرار میدهد؛ قدرتهای جهانی یا باید در برابر این قلدری بایستند و حق گذر خود را مطالبه کنند، یا نظارهگر آسیبدیدن اقتصاد خود بهدست یک تصمیم یکجانبه و بیمارگونه از سوی آمریکا باشند.
۲. تبدیل «سلاح تنگه» به «سلاح مسیر»
استراتژی ترامپ که مبتنی بر الگوی انسداد فیزیکی (مشابه سناریوی ونزوئلا) است، با راهبرد «تنگه باز» کارکرد خود را از دست میدهد:
• خلع سلاح بهانهجویی: ایالات متحده دیگر نمیتواند ادعا کند که در حال مقابله با تهدیدات ایران است؛ بلکه ناگزیر است به جهان توضیح دهد که چرا مانع عبور کشتیهایی میشود که ایران اجازه حرکت به آنها داده است.
• تغییر جهت انزوا: این حرکت، «انزوای سیاسی آمریکا» را بهجای «انزوای اقتصادی ایران» مینشاند؛ و هزینه اصطکاک را به درون ساختار قدرت واشینگتن و شرکای بینالمللی آن منتقل میکند.
تجلی قدرت هوشمند
از منظر فلسفه سیاسی، این راهبرد نشاندهنده گذار از «قدرت سخت» به «قدرت هوشمند» است؛ جایی که پیروزی نه در شلیک نخست، بلکه در تعریف «مسئولیت شکست» رقم میخورد.
این رویکرد نهتنها سلامت روانی و ثبات تصمیمگیری در مرکز قدرت ایالات متحده را به چالش میکشد، بلکه با فعالسازی تضاد منافع میان آمریکا و سایر قدرتهای جهانی، هزینه هرگونه اقدام نظامی را برای واشینگتن به سطحی غیرقابلتحمل میرساند.
در این شطرنج استراتژیک، ایران با گشودن نمادین تنگه بر پایه «حق عبور»، بنبست فیزیکی را به یک بحران سیاسی در زمین حریف منتقل میکند.
ارسال نظر