اماواگرها درباره تنگه هرمز و رژیم حقوقی جدید | آهنی امینه: تنگه مهمترین ابزار ایران برای تأمین منافع ملی | روابط با اعراب تغییر میکند
به گزارش اقتصادنیوز، آتش بس موقت به دنبال محدود کردن عبور و مرور در تنگه هرمز از سوی ایران رخ داد، آمریکا نیز با این شرط تن به آتش بس داد که تنگه هرمز باز شده و اجازه عبور و مرور داده شود. در واقع جنگ علیه ایران تنگه هرمز را فراتر از یک گذرگاه انرژی، بهگفته یک کارشناس حقوق بینالملل، به برگ برنده اقتصادی ایران تبدیل کرد.
اقتصادنیوز:خاقانی تأکید میکند که تنگه هرمز نهتنها بسته نشده، بلکه ایران در این نقطه کلیدی بهدنبال حفظ امنیت خلیج فارس است. او معتقد است کشورهای منطقه باید قدر این اقدام را بدانند، چرا که ایران با این کار مانع میشود تا انرژی به سلاح تبدیل شود و اقتصاد جهانی گروگان گرفته شود.
بنا بر گفته محمد آهنی امینه کارشناس حقوق بین الملل؛ ظرفیتی که در صورت اخذ عوارض می تواند بهطور غیررسمی حتی تا ۸۰ میلیارد دلار درآمد سالانه برای کشور داشته باشد.
گفتگوی محمد آهنی امینه، کارشناس حقوق بینالملل و رایزن حقوقی پیشین ایران در ژنو را در اقتصادنیوز بخوانید.
***
آقای آهنی امینه! در جنگی که اکنون به یک آتشبس موقت دو هفتهای رسیده، گفته میشود ایران میتواند از محل عبور از تنگه هرمز عوارضی دریافت کند. درآمد احتمالی این مسیر چقدر پیش بینی می شود؟ اگر ایران می توانسته عوارض دریافت کند چرا تا امروز چنین عوارضی دریافت نمیشد؟
من یک توضیح کلی در ارتباط با تنگه هرمز عرض کنم. در گذشته، تنگه هرمز تابع، یک حق بود؛ یعنی در حقیقت تابع کنوانسیون معاهدات بود. این موضوع قبلاً در دهه ۷۰ میلادی خیلی به نتیجه نرسید، اما در سال ۱۹۸۲ تصویب شد و بسیاری از کشورها به آن پیوستند و آن را امضا کردند و اسناد را مبادله کردند.
ما هم این سند را امضا کردیم و همانطور که طرف مقابل یعنی عمان امضا کرده، منتها چون این اسناد باید بعد از امضا در پایتختها به تصویب برسد، یعنی مجالس قانونگذاری آن را تأیید کنند یا در کشورهای پادشاهی یک روند خاصی طی شود، و سپس در دبیرخانه توزیع شود، ما علیرغم اینکه این سند را امضا کردیم، اسناد آن را مبادله نکردیم.
به همین خاطر، این کنوانسیون فعلاً برای ما ایجاد تعهد نمیکند. چون کنوانسیون معاهدات یک تعریف دارد که میگوید تنگه بینالمللی تنگهای است که دو دریای آزاد را به هم وصل میکند. تنگه هرمز شامل این تعریف میشود، قوانین آن نیز شامل میشود؛ یعنی کشتیهایی که میخواهند عبور کنند، باید تابع مقررات باشند، اجازه انتشار برخی امواج را ندارند و باید تابع قوانین کشورهای ساحلی باشند.
ما الان با این وضعیت مواجهیم. اما طرف مقابل، یعنی عمان، هم امضا کرده و هم اسناد را تبادل کرده است. به همین خاطر، ادعای ما این است که ما تنگه را تابع آن رژیم نمیدانیم و میخواهیم یک رژیم نو مبتنی بر خواست خودمان حاکم کنیم.
در نظام بینالملل قوه قاهره وجود ندارد. کشورها تا میزانی که قدرت دارند، منافع ملی خود را پیگیری میکنند. آنجا که قدرت ندارند، به قوانین و کنوانسیونهای بینالمللی استناد میکنند.
الان ما این قدرت را در اختیار گرفتهایم؛ یعنی در حقیقت همان کاری را که ترکیه یا در تنگه دانمارک انجام شده، میخواهیم انجام دهیم. یعنی بگوییم عبور و مرور از تنگه هرمز تابع قوانین خاص مصوب کشورهای ساحلی است.
طراحی یک رژیم حقوقی جدید برای هرمز شدنی است؟
الان نهادهای حقوقی و قانونی در کشور درگیر هستند تا این موضوع را به یک نظامنامه حقوقی تبدیل کنند. چون موضوع پیچیده است و واحدهای مختلفی درگیر میشوند؛ از مراجع قضایی گرفته تا انتظامی، امنیتی و نظامی.
باید این نظرات به یک نظامنامه حقوقی تبدیل شود. بخشی از تنگه متعلق به ماست و بخشی که مربوط به عمان است، باید با عمان مذاکره کنیم؛ چون بالاخره بخشی از منطقه انحصاری اقتصادی در اختیار عمان است و نظر آنها هم باید جلب شود.
سپس این موضوع را بهصورت رسمی هم در شورای امنیت سازمان ملل و هم در سازمانهای تخصصی مرتبط اعلام میکنیم که از این به بعد عبور و مرور از تنگه هرمز تابع این مقررات است و هر کسی که عبور میکند، ما امنیت آن را تضمین میکنیم.
کشتیها بعضاً خسارتهایی ایجاد میکنند؛ مثلاً آب توازن کشتیهای نفتکش را در منطقه تخلیه میکنند که به ضرر کشورهای ساحلی از جمله ماست. ما بیشترین ساحل خلیج فارس را در اختیار داریم، بنابراین میگوییم در قبال این خدمات، عوارض دریافت میکنیم.
درآمد ۸۰ میلیارد دلاری؛ جایگزین نفت؟
حالا اینکه چه مقدار درآمد داریم،که پاسخ به سؤال شماست، عددها متفاوت است. در برخی تنگهها، بر اساس تناژ عوارض میگیرند؛ مثلاً حدود ۶ دلار به ازای هر تناژ.
اما در مورد ما، به دلیل حساسیت بیشتر و نوع کالاهایی که عبور میکند، این عدد میتواند بالا یا پایین شود. رقمی که من بهصورت غیررسمی شنیدهام که ممکن است دقیق باشد یا نباشد، حدود ۸۰ میلیارد دلار در سال است. این در حالی است که درآمدهای نفتی ما در دورههای مختلف متفاوت بوده، اما بهطور میانگین بین ۵۰ تا ۶۰ میلیارد دلار در سال بوده است.
بنابراین، این میتواند یک جایگزین بسیار مناسب برای درآمدهای نفتی باشد. بهطور خلاصه عرض کنم، ما چیزی حدود ۸۰ میلیارد دلار، با کمی بالا و پایین، میتوانیم از این محل درآمد داشته باشیم، حتی شاید بیشتر. البته این اعداد باید فرمولسازی و رسمی شوند.
چرا ۴۷ سال این کار انجام نشد؟
*اگر این رقم تا این حد قابل توجه است، چرا طی سال های گذشته چنین اقدامی انجام نشده است؟
یک کلمه پاسخ شما را میدهم: ترس، ترس و ترس.در گذشته، به دلایل مختلف، ما نگران بودیم و میترسیدیم این کار را انجام دهیم. اما کاری که در دوره اخیر انجام شد، ما را در موقعیتی قرار داد که نه راه پس داشتیم و نه راه پیش.
دیگر نگرانی از اینکه اگر این کار را بکنیم، طرف مقابل چه خواهد کرد، وجود نداشت. آنها آخرین اقدامشان شلیک بود و ما هم از ابتدا اعلام کردیم که این جنگ، جنگ وجودی است.
در چنین شرایطی، از همه اهرمهای قدرت استفاده میشود و این یکی از مهمترین ابزارهای ما برای تأمین منافع ملی بود.
روابط با کشورهای خلیج فارس تغییر می کند یا ...
*آقای آهنی امینه! با توجه به حملاتی که ایران به مواضع آمرکیا و اسرائیل در برخی کشورهای خلیج فارس، از جمله امارات انجام داد بهرحال روابط تجاری تحت تاثیر قرار گرفته است. پیش بینی شما از مناسبات ایران با کشورهای حاشیه خلیج فارس در آینده چیست؟
پیش از جنگ را از ذهنتان بیرون بگذارید.مناسبات با تکتک این کشورها نوین خواهد بود. حتی با بزرگترین آنها، یعنی عربستان.
در گذشته، این کشورها امنیت خود را خریداری میکردند؛ پول میدادند و تصور میکردند این امنیت دائمی است. به همین خاطر، در موضوعات مختلف، از جمله سه جزیره ایرانی، کشورهای شمال آفریقا، یمن و حتی سرزمینهای اشغالی، برای ما مشکل ایجاد کردند، چون تصور میکردند با تکیه بر ایالات متحده، از ضریب امنیتی بالایی برخوردارند.
اما اکنون این وضعیت تغییر کرده است. پایگاههای آمریکایی در منطقه هدف قرار گرفتند و آینده روشنی برای آنها قابل تصور نیست. ممکن است یک شب تصمیم بگیرند و همه پایگاهها را جمع کنند.
در چنین شرایطی، شما میتوانید منافع ملی خود را از موضع قدرت تأمین کنید، نه از موضع برابر. تا پیش از این میگفتیم ما یک دولت هستیم و آنها هم یک دولت؛ اما اکنون دیگر اینطور نیست. ما یک دولت برتر هستیم، البته به شرطها و شروطها.
اگر بتوانیم از این بحران سربلند بیرون بیاییم، ممکن است به یک قدرت جهانی تبدیل شویم؛ هرچند قدرت جهانی مؤلفههای خاصی دارد که هنوز همه آنها را نداریم. اما قطعاً یک قدرت منطقهای بالفعل و بالقوه خواهیم بود و حتی عربستان ناچار خواهد شد در اقدامات خارج از منطقه، نظر ما را لحاظ کند.
ارسال نظر