اقتصاد ایران از دو مسیر کاهش درآمد ارزی و اختلال در تولید داخلی تحت فشار است

آینده جنگ علیه ایران در 3 سناریو | اورعی: تنگه هرمز یک مزیت ژئوپلیتیک است اما... | در موقعیت دشواری قرار داریم

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۷۸۸۳۴
اقتصادنیوز: هاشم اورعی معتقد است حمله به زیرساخت‌های پتروشیمی و فولاد، اقتصاد ایران را همزمان از دو مسیر کاهش درآمد ارزی و اختلال در تولید داخلی تحت فشار قرار داده است.
آینده جنگ علیه ایران در 3 سناریو | اورعی: تنگه هرمز یک مزیت ژئوپلیتیک است اما... | در موقعیت دشواری قرار داریم

به گزارش اقتصادنیوز، در حالی که حمله به زیرساخت‌های کلیدی ایران، از پتروشیمی‌های مستقر در خلیج فارس تا واحدهای بزرگ فولادی، نگرانی‌هایی جدی درباره آینده تولید و صادرات ایجاد کرده، هم‌زمان معادلات ژئوپلیتیک نیز پیچیده‌تر از همیشه پیش می‌رود.

هاشم اورعی، رئیس اتحادیه انجمن‌های علمی انرژی ایران، در گفتگویی با اقتصادنیوز با تأکید بر تأثیرات متفاوت این حملات بر «درآمد ارزی» و «تولید داخلی»، از یک سو نسبت به اختلال در زنجیره تأمین صنایع هشدار می‌دهد و از سوی دیگر، در حوزه سیاست خارجی، از «تنهایی ایران» در صحنه دیپلماتیک سخن می‌گوید.

خبر مرتبط
خاقانی: جهان وارد بازی جدید «اقتصاد انرژی» شده | اگر زیرساخت‌های گاز قطر هدف قرار گیرد، مثل بمب اتم عمل می‌کند

اقتصادنیوز:خاقانی تأکید می‌کند که تنگه هرمز نه‌تنها بسته نشده، بلکه ایران در این نقطه کلیدی به‌دنبال حفظ امنیت خلیج فارس است. او معتقد است کشورهای منطقه باید قدر این اقدام را بدانند، چرا که ایران با این کار مانع می‌شود تا انرژی به سلاح تبدیل شود و اقتصاد جهانی گروگان گرفته شود.

او در عین حال تنگه هرمز را یک مزیت مهم ژئوپلیتیک می‌داند که به‌جای استفاده سلبی، می‌تواند به اهرمی برای کسب مشروعیت و درآمد در چارچوب حقوق بین‌الملل تبدیل شود؛ مزیتی که نحوه بهره‌برداری از آن، می‌تواند سرنوشت جنگ و توازن قدرت منطقه‌ای را رقم بزند.

گفتگوی اقتصادنیوز با هاشم اورعی، استاد دانشگاه شریف و رئیس اتحادیه انجمن‌های علمی انرژی ایران را در اقتصادنیوز بخوانید.

****

*آقای اورعی! در روزهای گذشته بخشی از زیرساخت‌های ما، به‌ویژه در حوزه پتروشیمی در خلیج فارس، مورد هدف قرار گرفته است. این وضعیت چه تبعاتی دارد و چه تأثیری می‌تواند بر بازار انرژی بگذارد؟

ببینید، اولاً شرایط فعلی اصلاً خطی نیست. ما در مورد پتروشیمی‌ها صحبت می‌کنیم که بخش قابل توجهی از درآمد ارزی کشور از طریق صادرات محصولات پتروشیمی تأمین می‌شود. در نتیجه، از کار افتادن این مراکز ما را نه امروز، بلکه از فردا و روزهای بعد با کاهش درآمد ارزی مواجه خواهد کرد. بنابراین در این بخش، اثر اصلی بر صادرات ماست.

اما اگر به صنعت فولاد که دومین صنعت مهمی است که مورد هدف قرار گرفته نگاه کنیم، با توجه به اینکه هم فولاد مبارکه و هم فولاد خوزستان هدف قرار گرفته‌اند، بیش از آنکه نگران صادرات باشم، نگران تأمین مواد مورد نیاز صنایع داخلی هستم. صنایعی مانند خودروسازی، لوازم خانگی و ساختمان‌سازی تقریباً هیچ‌کدام نیستند که به محصولات فولادی نیاز نداشته باشند.

نگرانی من این است که همین حالا هم صحبت‌هایی درباره مشکل تأمین در صنایع دیگر مطرح است و در هفته‌ها و ماه‌های آینده، این مشکل جدی‌تر خواهد شد. این کالاهای میانی نقش حیاتی دارند و اختلال در آن‌ها می‌تواند تولید صنعتی را به‌شدت تحت تأثیر قرار دهد. به عبارت دیگر، مشکل در فولاد در میان‌مدت بیشتر بر تولید داخلی اثر می‌گذارد، در حالی که پتروشیمی بیشتر بر صادرات اثرگذار است.

مسئله دیگر این است که این آسیب‌ها به‌سرعت جبران نمی‌شود. در صنعت، صحبت از بازه زمانی حدود ۱۲ ماه برای بازسازی و بازگشت به مدار تولید است.

هاشم اورعی

اگر نیروگاه‌های برق ما هدف قرار بگیرند...

اما نگرانی مهم‌تر، صنعت برق است. اگر نیروگاه‌ها هدف قرار بگیرند و ظرفیت تولید برق کاهش پیدا کند، در حال حاضر شاید به دلیل فصل، مشکل جدی نداشته باشیم، اما با ورود به ماه‌های گرم، به‌ویژه از خرداد به بعد، با افزایش شدید تقاضا مواجه خواهیم شد و تولید پاسخگو نخواهد بود. در نتیجه با کسری برق مواجه می‌شویم.

روال معمول هم این است که بار این کمبود بر دوش صنعت می‌افتد. در چنین شرایطی، صنعتی که هم با کمبود مواد اولیه مواجه است و هم با محدودیت برق، طبیعتاً با کاهش تولید روبه‌رو خواهد شد و این روند می‌تواند به افزایش قیمت‌ها منجر شود.

از کاهش ارزآوری تا اختلال در تولید؛ دو ضربه همزمان به اقتصاد

*برخی کشورها مانند فرانسه با آمریکا همراهی نکرده‌اند و کشورهایی مانند قطر نیز حمایت‌هایی برای کاهش تنش در سطح لفظی، داشته‌اند یا چین و روسیه خواستار پایان جنگ هستند و... این فضا می تواند امیدواری نسبت به پایان جنگ و توافق را ایجاد کند؟

من ترجیح می‌دادم برخی کشورها یک گام فراتر از حمایت لفظی بردارند. کشورهایی مثل فرانسه اگر نگوییم از ایران حمایت کرده‌اند، حداقل با آمریکا همراهی نکرده‌اند، اما این را بیشتر ناشی از روابط نامطلوب آن‌ها با دولت ترامپ می‌دانم تا حمایت واقعی از ایران.

ما دیدیم که در شورای امنیت، با وجود اینکه نقش آمریکا در آغاز درگیری آشکار بود، حمله ایران به برخی اهداف محکوم شد، اما اقدام اولیه آمریکا و اسرائیل محکوم نشد. حتی روسیه و چین نیز با رأی ممتنع عملاً مانع این روند نشدند.

ضعف در دیپلماسی و نبود خلاقیت ما را به اینجا رساند

در مورد کشورهای منطقه هم وضعیت پیچیده‌تر شده است. ما عملاً در موقعیت دشواری قرار گرفته‌ایم. امروز می‌بینیم کشورهایی مانند امارات، عربستان، بحرین و کویت که پیش‌تر دشمنان پنهان بودند، اکنون مواضع آشکارتری اتخاذ کرده‌اند. حتی صحبت‌هایی درباره همکاری‌های نظامی و استفاده از پایگاه‌ها مطرح است.

بنابراین اگر بخواهم جمع‌بندی کنم، بله، ایران تا حد زیادی در این صحنه تنها مانده است و این به دلیل ضعف در دیپلماسی و نبود خلاقیت در این حوزه بوده است.

تنگه هرمز یک مزیت ژئوپلیتیک است

*درباره تنگه هرمز، برخی آن را یک مزیت ژئوپلیتیک مهم برای ایران می‌دانند. چگونه می‌توان از این مزیت استفاده کرد و آیا امکان تعریف یک رژیم حقوقی جدید برای آن وجود دارد؟

در اینکه تنگه هرمز یک مزیت ژئوپلیتیک است، تردیدی وجود ندارد. ایران تا پیش از جنگ، این موضوع را به‌صورت علنی مطرح نکرده بود، اما شرایط باعث شد که اعمال قدرت در این منطقه انجام شود و تا اینجا هم موفق بوده است.

اما پیشنهاد من این است که مسیر تغییر کند. به‌جای تمرکز بر بستن تنگه و قرار دادن خود در برابر کل جهان، باید از این قدرت به‌عنوان یک اهرم مثبت استفاده کنیم. اینکه بگوییم هر کشتی برای عبور باید هزینه‌ای بپردازد یا کنترل کامل در اختیار ما باشد، در عمل شدنی نیست. بلکه باید از طریق نهادهای بین‌المللی، به‌ویژه سازمان ملل، یک چارچوب حقوقی تعریف کنیم.

ایده این است که ایران نقش تضمین‌کننده امنیت و تسهیل‌کننده عبور و مرور را بر عهده بگیرد، نه مانع آن. به نوعی تبدیل به «پاسبان» مسیر شود؛ مسیری که امنیت آن تضمین شده و در ازای آن، حق‌الزحمه‌ای نیز دریافت می‌شود. این رویکرد می‌تواند هم مشروعیت بین‌المللی ایجاد کند و هم منبع درآمدی باشد.

چشم‌انداز پیشرو؟ از ادعای پیروی طرفین تا منازعه فرسایشی

*درنهایت شما چشم‌انداز وضعیت فعلی را چگونه می‌بینید؟

به‌طور کلی سه سناریو وجود دارد. سناریوی اول این است که ایران نتواند در این شرایط دوام بیاورد و به‌تدریج در موقعیت ضعیف‌تری قرار گیرد، به‌ویژه اگر آمریکا مداخله زمینی انجام دهد و بتواند کنترل مناطق مهمی را به دست بگیرد. در این حالت، هدف اصلی کنترل نفت ایران خواهد بود.

سناریوی دوم این است که آمریکا به دلایل سیاسی، به‌ویژه فشار افکار عمومی، نتواند ادامه دهد و از منطقه خارج شود. در این صورت، ایران می‌تواند به یک قدرت منطقه‌ای برتر تبدیل شود.

اما به نظر من، محتمل‌ترین سناریو، حالت سوم است؛ یعنی وضعیتی که در آن، هیچ‌کدام از طرفین پیروزی کامل به دست نمی‌آورند، هر دو طرف ادعای پیروزی می‌کنند و این تنش به‌صورت یک منازعه فرسایشی در منطقه باقی می‌ماند.

ارسال نظر

پربازدیدترین‌ها
از دست ندهید
لوتوس پارسیان - O