تحلیل مجله «کریدل» از ساختار چند لایه نیروهای نظامی ایران | کماندوهای ناپیدای ایران؛ نیروهای پشت پرده | توانایی عملیات ویژه ایران فراتر از سپاه پاسداران است
به گزارش اقتصادنیوز و به نقل از عصرایران، مجله کریدل در مقالهای با عنوان "کماندوهای ناپیدای ایران، نیروهای پشت پرده خاموشی" به تحلیل نظام چندلایهی نیروهای دفاعی ایران پرداخته است.
گزاره مرکزی این مقاله ساختار دفاعی جمهوری اسلامی ایران را این چنین توصیف می کند: «معماری نظامی ایران حول یک نیروی نخبه واحد ساخته نشده، بلکه یک سیستم چند لایه است که برای آمادگی مداوم و واکنش محلی طراحی شده است.»
این مقاله مهمترین ویژگیهای نیروهای مسلح ایران را چنین بر شمرده و توصیف کرده است:
- سیستم آن بر پایه «لایهبندی» عمل میکند. ساختاری که برای جذب ضربه، تقویت نقاط ضعف و حفظ تداوم عملیاتی طراحی شده است.
- واحد یا یگان شاخصی برای آن وجود ندارد؛ بلکه با سیستمی روبهرو هستیم که تعریف آن دشوارتر و مختل کردنش بسیار سختتر است.
- آنها برای دیدهشدن ساخته نشدهاند، تحت یک فرماندهی واحد سازمان نیافتهاند، و مأموریتهای پرسر و صدای جهانی که نیروهای ویژه غربی را تعریف میکند، محور فعالیتشان نیست.
- تجربه آنها بیشتر در حوزههای درگیریهای مرزی، عملیات امنیت داخلی، و حضور محدود در سوریه و عراق شکل گرفته است.
- سیستم نظامی ایران برای تولید یک یگان نخبه واحد و نمادین طراحی نشده، بلکه برای این ساخته شده که در سراسر زمین، دریا و حوزه امنیت داخلی، نیروهایی وجود داشته باشند که سریع، محلی و هماهنگ واکنش نشان دهند.
متن کامل این مقاله را در ادامه بخوانید.
کماندوهای نادیده ایران
معماری نظامی ایران حول یک نیروی نخبه واحد ساخته نشده، بلکه یک سیستم لایهای است که برای آمادگی مداوم و واکنش محلی طراحی شده است.
سالهاست که وقتی قابلیتهای نظامی ایران در رسانههای بینالمللی مطرح میشود، بحث به یک نام ختم میشود: نیروی قدس.
این [مفهوم] برای روایتهایی درباره نفوذ منطقهای تهران آشنا، قابل مشاهده و مناسب است. اما این چارچوببندی، وقتی بحث از نفوذ بلندمدت به رویارویی کوتاهمدت تغییر میکند، چیزی فوریتر و مرتبطتر را پنهان میکند.
اگر قرار باشد حملهای محدود به یک جزیره ، بندر یا بخشی از زیرساختهای حیاتی انجام شود ، نیروی قدس اولین نیرویی نخواهد بود که سر و کلهاش پیدا میشود. واحدهایی که در ساعات اولیه واقعاً واکنش نشان میدهند و نتیجه را رقم میزنند، بسیار کمتر شناخته شدهاند. و این به این دلیل نیست که آنها وجود ندارند، بلکه به این دلیل است که نظام جمهوری اسلامی هرگز در وهله اول حول یک تشکیلات واحد از نخبگان ساخته نشده است.
در عوض، ساختاری لایه لایه وجود دارد که در نهادهای متعدد پخش شده است، جایی که «نیروهای ویژه» یک برند نیستند، بلکه یک عملکرد هستند.
یک مدل توزیعشده از نیرو
در مرکز این ساختار، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC)، به ویژه نیروی زمینی آن قرار دارد. در این میان، اصطلاحی که بیش از همه به چشم میخورد - و اغلب اشتباه فهمیده میشود - صابرین است . گاهی اوقات به عنوان یک واحد توصیف میشود، اما این تنها بخشی از تصویر را نشان میدهد.
در عمل، بیشتر شبیه یک دسته عمل میکند: مجموعهای از قابلیتهای عملیات ویژه که در میان تشکیلات مختلف توزیع شدهاند.
این واحدها برای حمله، فرود از طریق هلیبورن و عملیات در مناطق صعبالعبور آموزش دیدهاند. مهمتر از آن، آنها در ساختار استانی ایران مستقر هستند. ارزیابیهای دفاعی قبلی نشان میدهد که واحدهای نوع صابرین در سطح سپاههای منطقهای فعالیت میکنند و در مناطق عملیاتی - شمال غربی علیه گروههای شبهنظامی کرد، و جنوب شرقی علیه شبکههای شورشی - به صورت چرخشی فعالیت میکنند.
این جزئیات مهم است. این بدان معناست که قابلیتهای ویژه ایران در یک مکان واحد متمرکز نشده و منتظر استقرار نیستند. آنها از قبل در سراسر قلمرو توزیع شدهاند، با محیطهای محلی سازگار شدهاند و به عملیات در درگیریهای پراکنده و کمشدت عادت دارند.
این مدل با نیروهای ویژه غربی که اغلب برای نمایش - پرواز، اجرای ماموریت و عقبنشینی - طراحی شدهاند، بسیار متفاوت است. سیستم ایران برای حضور ساخته شده است.
در کنار صابرین، تشکیلات قابل شناسایی در نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وجود دارد، مانند تیپ سلمان فارسی در جنوب شرقی یا سایر تیپهای ویژه که در رزمایشها و گزارشهای داخلی ظاهر میشوند. اطلاعات عمومی آنها محدود است، اما عملکردشان مشخص است. آنها بین نیروهای امنیتی محلی و واحدهای استراتژیک سطح بالاتر فعالیت میکنند، نقاط ضعف را تقویت میکنند و به تهدیدات ناگهانی پاسخ میدهند.

فراتر از سپاه پاسداران
توانایی عملیات ویژه ایران فراتر از سپاه پاسداران است. در ارتش منظم، ارتش ، یک سنت متفاوت همچنان پابرجاست - قدیمیتر، متعارفتر، اما همچنان مرتبط. قابل توجهترین واحد، تیپ ۶۵ نیروهای ویژه هوابرد، معروف به نوهد است . برخلاف تشکیلات سپاه، نوهد بیشتر شبیه نیروهای ویژه کلاسیک است: دارای صلاحیت هوابرد، آموزش دیده برای شناسایی و اقدام مستقیم، و قادر به استقرار سریع.
آنچه NOHED را به طور خاص جالب میکند، نه تنها آموزشهای آن، بلکه محدود بودن حضور عملیاتی آن در خارج از کشور است. گزارشهای مربوط به استقرار آن در سوریه در سال ۲۰۱۶ نشان میدهد که تحت شرایط خاص، حتی نیروهای متعارفتر ایران نیز میتوانند در نقشهای اعزامی مورد استفاده قرار گیرند.
با این حال، تمرکز صرف بر نیروهای زمینی، بخش مهمی از تصویر کلی را از دست خواهد داد.
نیروی دریایی
قابلیتهای عملیات ویژه ایران در عرصه دریایی بیشتر نمایان میشود. نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یک تشکیلات تخصصی دارد که اغلب به عنوان نیروی ویژه دریایی سپاه ( SNSF ) شناخته میشود. این واحد که در جزایر خلیج فارس، از جمله فورور، مستقر است، در عملیات غواصی رزمی، حمله آبی-خاکی و عملیات سوار شدن به کشتی آموزش میبیند.
برخلاف بسیاری از واحدهای زمینی ایران که عمدتاً دور از دید عمل میکنند، این نیروهای دریایی ردپای عملیاتی واضحتری از خود به جا گذاشتهاند. آنها در عملیاتهای مقابله با دزدان دریایی در خلیج عدن مشارکت داشتهاند و بهطور گسترده با توانایی ایران در توقیف یا توقیف کشتیها در تنگه هرمز مرتبط هستند.
این نشان دهنده یک واقعیت استراتژیک است. در رویارویی با قدرتهای خارجی، ایران به احتمال زیاد به جای جنگ متعارف در مقیاس بزرگ، در عملیاتهای محدود و از نظر جغرافیایی محدود، به ویژه در دریا، درگیر خواهد شد.
بازاندیشی در مورد «نیروهای ویژه»
این موضوع، مسئله عمیقتری را در مقایسه با غرب مطرح میکند. جستجوی معادل ایرانی برای تیم شش نیروی ویژه دریایی یا نیروی دلتا، نکته اصلی را از دست میدهد. سیستم ایران برای ایجاد یک تشکیلات واحد و قابل مشاهده از نخبگان طراحی نشده است. این سیستم تضمین میکند که در سراسر زمین، دریا و امنیت داخلی، نیروهایی وجود داشته باشند که بتوانند به سرعت، به صورت محلی و با هماهنگی واکنش نشان دهند.
اینجاست که بسیج وارد صحنه میشود، نیرویی که اغلب نادیده گرفته میشود اما از نظر ساختاری مهم است. در حالی که بخش عمدهای از بسیج به سمت بسیج و کنترل داخلی گرایش دارد، عناصر خاصی مانند واحدهای فاتحین در سطح بالاتری آموزش دیدهاند و طبق گزارشها در صحنههای خارجی مانند سوریه مستقر شدهاند.
مهمتر از آن، واحدهای بسیج در سطح تاکتیکی با عملیاتهای سپاه پاسداران ادغام شدهاند و تقویت، دانش محلی و نیروی انسانی را فراهم میکنند. در یک سناریوی واقعی، آنها احتمالاً جزو اولین کسانی خواهند بود که واکنش نشان میدهند، نه به عنوان کماندوهای نخبه، بلکه به عنوان بخشی از یک سیستم دفاعی چندلایه که اقدامات واحدهای تخصصیتر را پشتیبانی و تقویت میکند.

سیستمی که برای تداوم ساخته شده است
روی هم رفته، این ساختار توضیح میدهد که چرا ترسیم نقشه نیروهای ویژه ایران و مقایسه آنها دشوار است.
آنها برای دیده شدن ساخته نشدهاند. آنها حول یک فرماندهی واحد سازماندهی نشدهاند. آنها عمدتاً در ماموریتهای جهانی پر سر و صدایی که عملیات ویژه غربی را تعریف میکنند، فعالیت نمیکنند.
در عوض، تجربه آنها در عرصههای آرامتر - درگیریهای مرزی، عملیات امنیت داخلی و استقرارهای گزینشی در سوریه و عراق - توسعه یافته است.
این تجربه کمتر تماشایی است، اما بیاهمیت هم نیست. بر سازگاری، آشنایی با زمین و توانایی عمل در یک سیستم گستردهتر به جای عمل مستقل تأکید دارد.
بنابراین آنچه به یک حمله خارجی محدود پاسخ میدهد، یک واحد واحد نیست، بلکه توالیای است که با نزدیکی، توانایی و تشدید [عملیات] شکل میگیرد.
عناصر محلی سپاه و بسیج ابتدا برای تأمین امنیت محیط اطراف حرکت میکنند و پس از آن واحدهایی از نوع صابرین به عنوان نیروهای کمکی سیار عمل میکنند. به موازات آن، در صورت لزوم شرایط دریایی، نیروهای ویژه دریایی سپاه برای کنترل یا ایجاد اختلال در دسترسی به دریا حرکت میکنند، در حالی که واحدهای ارتش مانند نوهد میتوانند در صورت لزوم به عنوان نیروی کمکی رده بالاتر وارد عمل شوند.
این سیستم از طریق لایهبندی عمل میکند - ساختاری که برای جذب شوکها، تقویت نقاط ضعف و حفظ تداوم عملیاتی طراحی شده است. این بینش اصلی است.
توانایی عملیات ویژه ایران کمتر به چشم میآید، نه به این دلیل که ضعیف است و نه به این دلیل که منحصراً مخفیانه است. این توانایی همچنان مبهم است زیرا با روایتهای غالب در مورد چگونگی ظاهر نیروهای ویژه مطابقت ندارد.
هیچ نماد واحدی، هیچ نیروی واحدی برای نمادپردازی آن وجود ندارد. در عوض، سیستمی وجود دارد که تعریف آن دشوارتر است - و مختل کردن آن بسیار دشوارتر.

ارسال نظر