محاسبه‌ای بی‌رحمانه در جنگ علیه ایران به روایت «میدل‌ایست‌آی»

میراث اقتصادی بسته شدن تنگه هرمز برای اقتصاد اروپا و آسیا | دشمن آمریکا بودن می‌تواند خطرناک‌ باشد و دوست بودن مرگبار!

سرویس: اخبار اقتصادی کدخبر: ۷۷۸۶۱۶
اقتصادنیوز: متحدان آمریکا در اروپا، خاورمیانه و آسیا چه زمانی این درس مهم ژئوپلیتیکی نیمه دوم قرن بیستم را که امروز بیش از همیشه معتبر است خواهند آموخت؛ «اینکه دشمن آمریکا بودن می‌تواند خطرناک باشد، اما دوست بودن ممکن است مرگبار باشد؟»
میراث اقتصادی بسته شدن تنگه هرمز برای اقتصاد اروپا و آسیا | دشمن آمریکا بودن می‌تواند خطرناک‌ باشد و دوست بودن مرگبار!

به گزارش اقتصادنیوز، در زمان جنگ، پیامدهای اقتصادی اغلب از منطقی متفاوت با اهداف نظامی پیروی می‌کنند. حمله بی‌دلیل و غیرقانونی آمریکا و اسرائیل به ایران که از ۲۸ فوریه آغاز شد، نمونه‌ای قابل‌توجه از این موضوع است.

میدل ایست آی در گزارشی نوشت: در میان اهداف مختلفی که از سوی این دو مهاجم مطرح شده، اهدافی که اتفاقا مدام تغییر کرده‌اند و تضعیف تهران یکی از مهم‌ترین‌ها به نظر می‌رسد. اما شدیدترین پیامدهای اقتصادی این درگیری، در عوض، به طور عمده متوجه متحدان اروپایی و آسیایی واشنگتن شده است.

خبر مرتبط
آرزوهای امارات، عربستان و قطر با جنگ علیه ایران بر باد رفت؟ | جنگ خاورمیانه پایداری نظام «پترو دلار» را زیر سؤال برد

اقتصادنیوز: به نظر می‌رسد این جنگ در نهایت می‌تواند به تقویت موقعیت ایران شود؛ کشوری که شاید بخواهد کنترل بیشتری بر عبور و مرور در تنگه هرمز اعمال کند. در چنین شرایطی، کشورهای خلیج فارس چاره‌ای جز ادامه و حتی تعمیق روابط خود با آمریکا نخواهند داشت تا شاید بتوانند موفقیت‌های پیشین خود را برای مدت بیشتری حفظ کنند.

به دلیل مسدود شدن تنگه هرمز توسط ایران و نقش محوری این منطقه در تامین انرژی و کالاهای اساسی جهان، جنگ باعث یک شوک نامتقارن شده است. اکنون اروپا و آسیا بیشترین فشار را از کمبود انرژی، افزایش تورم و تغییر مسیر تجارت جهانی تحمل می‌کنند.

پیش از آغاز جنگ، یک‌پنجم صادرات جهانی گاز طبیعی مایع (LNG)، به‌همراه یک‌سوم صادرات نفت خام و کود شیمیایی، دوپنجم صادرات هلیوم و تقریباً نیمی از صادرات گوگرد، از تنگه هرمز عبور می‌کرد.

تنگه هرمز

اهمیت تنگه هرمز در اقتصاد جهانی

کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل باعث بسته شدن این شریان حیاتی شد، در حالی که اقدامات تلافی‌جویانه ایران نیز تأسیسات تولید نفت و گاز و نفتکش‌ها در کشورهای حاشیه خلیج فارس را هدف قرار داده است. با افزایش شدید حق بیمه‌ها، حمل‌ونقل دریایی تقریبا متوقف شده است.

اهمیت نفت و گاز برای اقتصاد جهانی کاملا شناخته‌شده است، در حالی که کودهای شیمیایی برای تولید غذا و هلیوم و گوگرد برای تولید ریزتراشه‌ها حیاتی هستند. بنابراین، جهان هم‌زمان با بحران انرژی، بحران تامین غذا و تهدیدی جدی برای اقتصاد دیجیتال مواجه است، بحرانی که می‌تواند همه‌چیز را، از ماشین‌های چمن‌زنی تا مراکز داده پشتیبان هوش مصنوعی، تحت تاثیر قرار دهد.

حدود ۹۰ درصد از صادرات LNG کشورهای خلیج فارس به آسیا می‌رود و تنها ۱۰ درصد آن به اروپا اختصاص دارد. در مورد نفت نیز، حدود ۸۰ درصد نفت خامی که از تنگه هرمز عبور می‌کند به آسیا می‌رسد، در حالی که تنها ۴ درصد آن به اروپا می‌رود.

ضربه اقتصادی به بازارهای آسیایی

در نتیجه، آسیا شدیدترین و فوری‌ترین ضربه اقتصادی را تجربه می‌کند. این منطقه میزبان غول‌های تولیدی از چین و کره جنوبی گرفته تا ژاپن و هند و همچنین تایوان به‌عنوان مرکز حیاتی تولید تراشه است. اکنون این کشورها با طوفانی از کمبودهای فیزیکی، جهش قیمت‌ها و تغییر مسیر زنجیره‌های تامین مواجه‌اند.

از زمان آغاز درگیری، کاهش بازارهای سهام به‌وضوح با میزان وابستگی کشورها به واردات انرژی همبستگی داشته است. کره جنوبی، با کسری انرژی معادل ۵.۷ درصد تولید ناخالص داخلی و وابستگی حدود ۷۰ درصدی به نفت خلیج فارس، شاهد سقوط ۱۲ درصدی بازار خود بوده است. تایلند (۱۰.۷ درصد کاهش)، ویتنام (۸.۸ درصد کاهش) و ژاپن (۷.۲ درصد کاهش) نیز سرنوشتی مشابه داشته‌اند.

خبر مرتبط
گره خوردن جنگ در «تنگه هرمز» | ایران می‌تواند قواعد کشتیرانی در تنگه هرمز را تغییر دهد؟

اقتصادنیوز: در بحبوحه حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، محدود کردن عبور و مرور در تنگه هرمز از سوی ایران، وضعیت تنگه را به نقطه کانونی جنگ تبدیل کرده است. از یک سو، ایالات متحده سعی می‌کند با تهدید و ابزار نظامی ایران را عقب براند و در کنار آن در اظهارات رسمی بر تضمین جریان آزاد تجارت و آزادی کشتیرانی تاکید دارد و هرگونه اقدام برای بستن این تنگه را نقض حقوق بین‌الملل می‌داند. از سوی دیگر، ایران به عنوان قدرت برتر ساحلی، امنیت این آبراه را مستقیماً با امنیت ملی، حیات اقتصادی و توان بازدارندگی خود مرتبط می‌داند. آیا ایران می‌تواند تسلط فعلی بر تنگه هرمز را حفظ کند؟

این‌ها صرفا تغییرات مالی انتزاعی نیستند؛ بلکه به معنای نابودی سرمایه، تاخیر در سرمایه‌گذاری‌ها و افزایش هزینه‌های استقراض برای شرکت‌های آسیایی هستند.

وابستگی آسیا به قطر به فاجعه انجامیده است. رأس لفان، بزرگ‌ترین تأسیسات صادرات LNG جهان، در اثر حملات ایران آسیب جدی دیده است. شرکت دولتی قطر انرژی اعلام کرده که ۱۷ درصد از ظرفیت صادراتی این مجموعه تحت تأثیر قرار گرفته و تعمیر آن بین سه تا پنج سال زمان خواهد برد.

برای خریداران آسیایی، این وضعیت ویرانگر است. در سال ۲۰۲۴، ۲۰ درصد از صادرات LNG قطر به چین، ۱۲ درصد به هند، ۱۰ درصد به کره جنوبی، ۷ درصد به پاکستان و ۶ درصد به تایوان اختصاص داشت. اکنون این کشورها برای دستیابی به منابع محدود باقی‌مانده با یکدیگر رقابت می‌کنند.

تنگه هرمز

اروپا و یک بحران که در راه است...

درد اقتصادی اروپا نسبت به آسیا با تاخیر ظاهر می‌شود، اما به‌طور بالقوه خطرناک‌تر است؛ زیرا ذخایر انرژی این قاره کاهش یافته و نیاز به پر کردن آن‌ها پیش از زمستان نزدیک است.

اروپا همچنان به‌شدت به بازار جهانی برای تأمین گازوئیل و فرآورده‌های پالایش‌شده وابسته است. با پیشی گرفتن خریداران آسیایی در رقابت قیمتی، کشورهای اروپایی با چشم‌انداز خالی شدن مخازن گازوئیل مواجه‌اند، سناریویی فاجعه‌بار برای قاره‌ای که به گازوئیل برای حمل‌ونقل، کشاورزی و ساخت‌وساز وابسته است.

مشکل فوری دیگر اروپا، پایین بودن خطرناک سطح ذخایر گاز است. در حال حاضر، تأسیسات ذخیره‌سازی تنها ۲۸.۹ درصد پر هستند، رقمی بسیار پایین‌تر از سال‌های گذشته در همین زمان.

بر اساس الزامات اتحادیه اروپا، این ذخایر باید پیش از زمستان به ۹۰ درصد برسند. با از دسترس خارج شدن LNG خلیج فارس و بسته بودن خطوط لوله روسیه، اروپا ناچار است برای تأمین گاز آمریکا و نروژ با آسیا رقابت کند. برخی تحلیل‌گران هشدار داده‌اند که حتی اگر ذخایر تا اکتبر به ۸۰ درصد برسند، این میزان یکی از پایین‌ترین سطوح در ۱۰ سال اخیر خواهد بود و می‌تواند بحرانی مشابه سال ۲۰۲۲ ایجاد کند.

محاسبه‌ای بی‌رحمانه

قیمت گاز از زمان آغاز جنگ تاکنون ۹۸ درصد افزایش یافته و در بدترین سناریو ممکن است به ۹۰ یورو به ازای هر مگاوات‌ساعت برسد و تا شش ماه در این سطح باقی بماند، بدون آنکه تا سال ۲۰۲۷ به سطح پیش از جنگ بازگردد.

پیامدهای کلان اقتصادی این وضعیت هم‌اکنون قابل مشاهده است. آلمان، موتور صنعتی اروپا، شاهد کاهش ۸ درصدی بازار خود بوده و فرانسه و ایتالیا به‌ترتیب ۷.۷ و ۶.۶ درصد افت داشته‌اند. تمام اقتصادهای بزرگ اروپا واردکننده خالص انرژی هستند و کشورهایی مانند یونان (۲.۴ درصد تولید ناخالص داخلی)، ایتالیا (۲ درصد) و اسپانیا (۱.۸ درصد) بیشترین آسیب‌پذیری را دارند.

این جنگ در زمانی رخ داده که اروپا تازه در حال بازیابی شکننده پس از بحران اوکراین بود؛ و اکنون امیدها برای رشد اقتصادی را نابود کرده و فشارهای تورمی را دوباره شعله‌ور کرده است.

مهم‌ترین بعد سیاسی این بحران، میزان کمتر آسیب‌پذیری آمریکا در برابر پیامدهای اقتصادی آن است، در حالی که از متحدانش می‌خواهد هزینه‌ها را بپردازند. در واقع، شرکت‌های انرژی آمریکایی از رقابت خریداران اروپایی و آسیایی برای LNG و نفت آمریکا سود می‌برند.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، این محاسبه را به‌صراحت بیان کرده است. او در پستی در شبکه‌های اجتماعی خطاب به متحدانی که با کمبود سوخت مواجه‌اند، نوشت: از آمریکا بخرید، ما مقدار زیادی داریم… یا به تنگه بروید و خودتان بردارید. باید یاد بگیرید خودتان بجنگید؛ آمریکا دیگر برای کمک نخواهد آمد.

این اظهارات، مانند آن است که یک آتش‌افروز زنجیره‌ای، قربانیانش را سرزنش کند که چرا در خاموش کردن آتشی که خودش به راه انداخته، مشارکت کافی ندارند.

در واقع، اروپا از حاشیه نظاره‌گر است در حالی که اقتصادش از جنگی آسیب می‌بیند که نه آن را تائید کرده و نه کنترلی بر آن دارد. اگرچه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران ممکن است به برخی اهداف محدود نظامی دست یابد، اما میراث اقتصادی آن می‌تواند شکاف در اتحادهای غربی و تضعیف شدید اقتصاد شرکای کلیدی باشد.

در حالی که اقتصاد ایران نیز آسیب جدی دیده، اما در این معادله، فشار گسترده‌تر متوجه کشورهایی است که همواره از نزدیک‌ترین متحدان آمریکا و اسرائیل محسوب می‌شدند. اگر تجاوز روسیه به اوکراین باعث احیای ناتو شد، پیامدهای شدید جنگ با ایران ممکن است این اتحاد را برای همیشه دچار شکاف کند.

این وضعیت پرسش‌های مهمی را مطرح می‌کند: رهبران اروپا چه زمانی سیاست‌های خارجی چهار سال اخیر خود را بازبینی خواهند کرد؟ و متحدان آمریکا در اروپا، خاورمیانه و آسیا چه زمانی این درس مهم ژئوپلیتیکی نیمه دوم قرن بیستم را که امروز بیش از همیشه معتبر است خواهند آموخت؛ «اینکه دشمن آمریکا بودن می‌تواند خطرناک باشد، اما دوست بودن ممکن است مرگبار باشد؟»

پربازدیدترین‌ها
از دست ندهید
لوتوس پارسیان - O