چرا فقط پایان جنگ کافی نیست؟ | فرشاد فاطمی: اگر کشورهای بیشتری در ایران منافع اقتصادی داشته باشند، قطعا با ناامنی و جنگ مخالفت خواهند کرد
به گزارش اقتصادنیوز، فرشاد فاطمی، اقتصاددان، در بخشی از گفتوگو با اقتصادنیوز که اواخر اسفند انجام شد در پاسخ به این پرسش «در دو سناریوی محتمل پیشرو یعنی ادامه جنگ یا برقراری آتشبس، مهمترین اقدامی که باید در حوزه اقتصاد انجام شود چیست؟» گفت: اگر فرض کنیم جنگ کوتاهمدت باشد و مثلاً تا پایان فروردینماه یا حتی زودتر خاتمه پیدا کند، نخستین اقدامی که سیاستگذار باید انجام دهد – اقدامی که حتی خارج از حوزه اقتصاد است اما اثر مستقیم بر اقتصاد دارد – این است که جنگ بهگونهای پایان یابد که عدم قطعیت آن از سر کشور برداشته شود.
اقتصادنیوز: یک اقتصاددان میگوید: به نظر میرسد سیاستگذار باید به دو موضوع بسیار مهم توجه داشته باشد. نخست، اگر جنگ طولانی شود، مسئله تأمین مایحتاج عمومی مردم و اطمینان از تأمین کالاهای اساسی اهمیت ویژهای پیدا میکند. موضوع دوم تورم است. به نظر میرسد این دو مسئله از جمله موضوعاتی هستند که ذهن سیاستگذار را در شرایط کنونی و با نگاه به سال ۱۴۰۵ باید به خود مشغول کند.
او افزود: در جریان جنگ دوازدهروزه نیز بسیاری از فعالان اقتصادی معتقد بودند این پایان ماجرا نیست و ممکن است دور بعدی درگیری رخ دهد. حتی در زمانی که مذاکرات در جریان بود نیز برخی پیشبینی میکردند که دوباره جنگی رخ خواهد داد. بنابراین مسئله مهم این است که اگر جنگ پایان مییابد، آیا میتوانیم عدم قطعیت وقوع جنگی دیگر را از فضای اقتصاد حذف کنیم یا خیر.
فاطمی در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه « برخی اقتصاددانان معتقد بودند که حوزه اقتصاد و روابط اقتصادی با کشورهای بزرگ میتواند خطر جنگ و تعرض به کشورها را کاهش دهد، در واقع اصل در اقتصاد است نه سیاست و باید سیاست را بر پایه روابط اقتصادی بنیان کرد، آیا هنوز در این شرایط هم اهرم اقتصاد و روابط اقتصادی میتواند از تشدید تنش جلوگیری کند و یا به پایان تنش کمک کند؟ به نظر شما راه برون رفت از این شرایط جنگی چیست؟» اظهار کرد: بدون تردید اقتصاد میتواند به پیشبرد اهداف سیاسی کمک کند. اگر کشورهای بیشتری در ایران منافع اقتصادی داشتند، قطعاً نگاه به جنگ نیز میتوانست متفاوت باشد. حتی اکنون نیز یکی از ابزارهایی که در جریان جنگ مورد استفاده قرار میگیرد ابزارهای اقتصادی است؛ برای مثال موضوع انرژی، بازار نفت یا مسئله امنیت تنگه هرمز. اینها صرفاً موضوعات نظامی نیستند، بلکه موضوعاتی اقتصادی هستند که نتایج سیاسی و امنیتی به همراه دارند.
این اقتصاددان تاکید کرد: با این حال، ایجاد بازدارندگی اقتصادی در برابر جنگ نیازمند برنامهریزی بلندمدت است. اگر کشور شرکای تجاری متعددی داشته باشد که در اقتصاد ایران منافع اقتصادی داشته باشند، طبیعی است که آن کشورها نیز با ناامنی و جنگ مخالفت خواهند کرد؛ زیرا ناامنی برای سرمایهگذاری مناسب نیست.
او افزود: البته تحقق چنین وضعیتی در کوتاهمدت امکانپذیر نیست. ممکن است یک یا دو سال زمان ببرد تا جهان به این اطمینان برسد که ایران وارد دورهای از ثبات شده و احتمال وقوع جنگ جدید وجود ندارد. در افق میانمدت و بلندمدت لازم است روابط اقتصادی با کشورهایی که در این شرایط موضعی محتاطانه اتخاذ کردند و وارد تقابل نشدند گسترش یابد؛ چه در اروپا و چه در شرق آسیا. این کار البته باید با هوشمندی انجام شود. در نهایت، آنچه میتواند بنیه کشور را در بلندمدت تقویت کند، داشتن اقتصادی قدرتمند است؛ اقتصادی که بتواند هم در عرصه توسعه و هم در شرایط سخت از منافع ملی حمایت کند.