گوش شنوایی برای اصلاح شیوه حکمرانی وجود ندارد

فوران آتش‌فشان ارزی | سعدوندی: درحال رفتن به سمت ابرتورم هستیم | سیاست ارزی ایران مخرب بوده است

سرویس: اخبار اقتصادی کدخبر: ۷۶۹۰۵۸
اقتصادنیوز: یک اقتصاددان گفت: راهکارهای بسیار مشخصی در جهت اصلاح شیوه حکمرانی ارائه شده است، اما متأسفانه تا به امروز گوش شنوایی وجود نداشته است.
فوران آتش‌فشان ارزی | سعدوندی: درحال رفتن به سمت ابرتورم هستیم | سیاست ارزی ایران مخرب بوده است

به گزارش اقتصادنیوز، در شرایطی که اقتصاد ایران با تداوم بحران‌های مزمن، فرسایش سرمایه اجتماعی و انباشت سیاست‌های ناکارآمد مواجه است، بحث «اصلاحات اساسی» بار دیگر به یکی از محورهای اصلی گفت‌وگوهای کارشناسی تبدیل شده است.

اعتراضات اخیر نیز بیش از آنکه صرفاً اقتصادی یا سیاسی باشند، شیوه حکمرانی را هدف گرفته‌ بودند، در این چارچوب، اقتصادنیوز در گفت‌وگو با علی سعدوندی، اقتصاددان، ابعاد نهادی، سیاسی و اقتصادی امکان اصلاحات و موانع پیش‌روی آن را بررسی کرده است.

خبر مرتبط
خالقی: با وجود خطر جنگ و تحریم‌، اصلاحات اقتصادی اتفاق نمی‌افتد | هیچ ایده‌ای برای اصلاحات روی میز نیست

اقتصادنیوز: امیرحسین خالقی، اقتصاددان، می‌گوید تجربه کشورهای موفق در گذار از تنش‌های داخلی درس‌آموز است، اما انسداد سیاسی، نگاه ایدئولوژیک و فقدان اراده اصلاحی، مسیر ایران را از اصلاحات اساسی دور کرده و خطر پیامدهای داخلی و خارجی را افزایش داده است.

مشروح گفت‌وگوی اقتصادنیوز با علی سعدوندی را بخوانید؛

*****

*آقای سعدوندی! آیا تجربه گذار از تنش به سمت اصلاحات اساسی در کشورهایی مثل کره جنوبی، اندونزی، آفریقای جنوبی و شیلی و نوع مواجهه آنها با تنش‌های داخلی می‌تواند برای ایران الگو باشد؟ به‌ویژه کشورهایی که با اصلاحات نهادی و تغییرات سیاسی توانستند ثبات اقتصادی و سیاسی را همزمان حفظ کنند.

بله، کاملاً ممکن است و ما باید حتماً از تجربیات کشورهای دیگر استفاده کنیم. در حال حاضر نیز ما توانایی انجام اصلاحات را داشتیم، اما مسئله این است که انگیزه‌ای برای این کار نبوده و تلاشی هم انجام نشده است. به عنوان یک مثال مشخص، متخصصان و کارشناسان اقتصادی بارها و بارها، سال پس از سال، توصیه کرده‌اند که نظام بانکی باید اصلاح شود. با این حال، ظاهراً به دلیل اینکه برخی از مدیران و مالکان بانکی از ارتباطات ویژه‌ای برخوردار هستند، کوچک‌ترین تلاشی برای اصلاح نظام بانکی تا به امروز صورت نگرفته است.

حتی شاهد هستیم مسئولانی که عملکرد بسیار بد و نامطلوبی دارند، نه تنها بازخواست نمی‌شوند، بلکه ارتقا مقام پیدا کرده و تشویق می‌شوند؛ بدیهی است که با چنین شرایطی به هیچ نتیجه‌ای نخواهیم رسید و وضعیت بسیار بدی رقم خواهد خورد.

سیاست ارزی ما در ۵۰ سال گذشته یک سیاست بسیار مخرب بوده است

*در تحلیل‌هایی که از اعتراضات اخیر می‌شد، برخی بر ابعاد اقتصادی آن تأکید داشتند و برخی بر ابعاد سیاسی، اما یک نکته که شاید برخی چهره‌ها به آن توجه دارند، این است که اعتراضات معطوف به شیوه حکمرانی است، نه صرفاً اعتراضات اقتصادی یا سیاسی. این نشان می‌دهد که ایران در بزنگاهی است که باید به سمت اصلاحات اساسی در ساختارها و شیوه حکمرانی حرکت کند. نگاه شما چیست و آیا فضا برای تبدیل اعتراضات به کانالی برای ورود به این اصلاحات فراهم است یا می‌توان چشم‌اندازی برای آن دید؟

این موضوع بستگی به نظر مسئولان امر دارد. راهکارهای بسیار مشخصی در جهت اصلاح شیوه حکمرانی ارائه شده است، اما متأسفانه تا به امروز گوش شنوایی وجود نداشته است. اگر دقت کنید، دایره نخبگان بسیار بسیار محدود است؛ یعنی افراد، چه عملکرد مناسب داشته باشند و چه عملکردی فاجعه‌بار، هیچ تغییری نمی‌کنند. متأسفانه اجازه ورود به افراد متخصص داده نمی‌شود و تنها از همین دایره محدود استفاده می‌گردد که باعث می‌شود همان طرز فکرهای قبلی مجدداً در سیستم تزریق شود؛ در چنین حالتی طبیعی است که سیستم عمل نخواهد کرد و به نتایج خوبی نخواهد رسید.

برای مثال، سیاست ارزی ما در ۵۰ سال گذشته واقعاً یک سیاست بسیار مخرب بوده و منابع کشور را کاملاً به هدر داده است، اما هنوز کوچک‌ترین تغییری در آن ایجاد نشده است. هر بار که منابع و خزانه ارزی تخلیه می‌شود، ادعا می‌کنند که می‌خواهند نرخ را تک‌نرخی کنند. جالب اینجاست که برخی افراد حامی این سیاست‌ها، بعدها محکوم می‌شوند، اما بحرانی که به دلیل سوءمدیریت‌های گذشته ایجاد شده است را مستمسکی قرار می‌دهند تا عده‌ای را حذف کنند و مجدداً همان افرادی که خود بحران را ایجاد کرده بودند، بر مناصب خود قرار می‌گیرند و همان سیاست‌های مخرب گذشته را اجرا می‌کنند. این وضعیت صرفاً محدود به سیاست ارزی نیست؛ سیاست‌های بانکی، بودجه‌ای و پولی کشور نیز دقیقاً به همین صورت است و متأسفانه کوچک‌ترین تلاشی در جهت اصلاح آن‌ها صورت نمی‌گیرد.

جو نخبگانی کشور در جهت تثبیت سیاست‌های مخرب گذشته عمل می‌کند

*برای تغییرات ساختاری و اساسی، به هر حال یک فشار از پایین و انعطاف از بالا نیاز است. به نظر می‌رسد این فشار از پایین در اعتراضات ده سال اخیر در حال شکل‌گیری است، اما انعطاف از بالا چندان مشهود نیست و بیشتر معطوف به اقدامات مقطعی و کوتاه‌مدت است. از منظر اقتصادی و نهادی، این روند به چه سرانجامی می‌رسد؟

کاملاً مشخص است که با این روند، اتفاق خوبی پیش رو نخواهد بود و این مسئله اصلاً احتیاجی به پاسخ ندارد. اما مسئله اساسی اینجاست که این شکل از حکمرانی تنها از جانب مسئولان عالی‌رتبه تزریق نمی‌شود، بلکه متأسفانه جو نخبگانی ما نیز مدافع این شیوه است. به عنوان مثال، قریب به اتفاق اساتید اقتصاد کشور از سیاست‌های چند نرخی ارز حمایت می‌کنند، در حالی که این رویکرد در علم اقتصاد کاملاً رد شده است.

آثار مخرب این سیاست‌ها برای ما و مردم کاملاً واضح و مشهود است، اما جوی شکل گرفته که افراد احساس می‌کنند با حمایت از سیاست‌های موجود، احتمالاً به منافع مادی و شخصی خواهند رسید. بنابراین بحث تنها بر سر تغییر نظر حکمران اصلی کشور نیست؛ بلکه مسئله این است که توصیه‌های ارائه‌شده نیز معمولاً ایراد دارند و جو نخبگانی کشور هم در جهت تثبیت سیاست‌های مخرب گذشته عمل می‌کند که این موضوع، انجام اصلاحات را بسیار سخت می‌کند.

علی سعدوندی

احتمال اینکه نتوانیم هیچ‌گونه اصلاحی انجام دهیم، زیاد است

*چقدر شرایط فعلی ضرورت اصلاحات در قانون اساسی را نشان می‌دهد، اصلاحاتی که به سمت باز کردن فضای اقتصاد سیاسی و بازتنظیم روابط و سیاست خارجی ایران باشد؟ اگر بپذیریم حاکمیت تن به اصلاحات اساسی بدهد، آیا اولویتی در این اصلاحات وجود دارد یا اصلاحات باید چندلایه و همزمان دنبال شود؟

برداشت من این است که قانون اساسی فعلی قابلیت‌های زیادی داشته که اصلاً اجرا نشده است و اگر همین قانون به درستی اجرا شود، بسیاری از مشکلات کشور احتمالاً حل خواهد شد. اما همان‌طور که عرض کردم، مشکلات در جای دیگری است؛ اگر ما یک مانع بزرگ را سر راه قرار دهیم، احتمال اینکه نتوانیم هیچ‌گونه اصلاحی انجام دهیم، زیاد است. مسئله اصلاح قانون اساسی حتی اگر قرار بر اجرا باشد، در کوتاه‌مدت ممکن نیست، بسیار زمان‌بر خواهد بود و معلوم نیست که نتیجه نهایی از قانون اساسی فعلی بهتر باشد.

ما برداشتی داریم که با انجام اصلاحات، وضعیت بهتر می‌شود؛ این شاید در کشورهایی که ابتدای گفت‌وگو اشاره کردید جواب بدهد، اما در کشور ما بارها دیده شده که پس از انجام اصلاحات، وضعیت بدتر شده است. مثلاً ادعا می‌شود که می‌خواهیم فضای سیاسی کشور را باز کنیم، اما نتیجه نهایی بسته شدن بیشتر فضا است؛ یا رئیس‌جمهوری با وعده رفع فیلترینگ رأی می‌گیرد، اما در نهایت وضعیت اینترنت به مراتب بدتر از قبل می‌شود. این‌ها واقعیت‌هایی است که باید مدنظر قرار گیرد. همچنین برخی از اصلاحات اصلاً شدنی نیست؛ برای مثال اصلاح وضعیت سیاست خارجی، زمانی که طرف مقابل از ضعف نظام اقتصادی ما مطلع است، چگونه ممکن است به برداشتن تحریم‌ها منجر شود؟ هر چقدر هم امتیاز بدهید، چون سیاست داخلی اصلاح نشده و سوءمدیریت وجود دارد، عملاً اهرمی برای مذاکره نخواهید داشت.

این قضیه شبیه به ماجرای مرغ و تخم‌مرغ است که باز هم به سمت نخبگان کشور بازمی‌گردد و حرکتی که در حال انجام است، در نهایت تخریبی بیشتر ایجاد خواهد کرد. من هم معتقدم و ای‌کاش که ایران یک ابرقدرت جهانی باشد، با تمام دنیا روابط سالم و خوبی داشته باشد، پیشرفته‌ترین قانون اساسی دنیا را دارا باشد و به قدرتی تبدیل شود که تمام خاورمیانه را تحت پوشش قرار دهد. این تخیلات بسیار جذاب هستند، اما سؤال اصلی اینجاست که آیا در عمل امکان‌پذیرند؟ و آیا با داشتن چنین درخواست‌های حداکثری، در نهایت پاسخ و نتیجه مثبتی دریافت خواهیم کرد؟ این موضوع محل سؤال جدی است.

افرادی که باعث تخریب شده‌اند، پس از آن تخریب‌ها ارتقای مقام یافته‌اند

*شکاف بین مردم و حاکمیت بنا بر گفته تحلیلگران افزایش یافته است. برخی پیشنهاداتی چون گفت‌وگوی ملی یا آشتی ملی را می دهند و برخی دیگر این ایده ها را شعاری می‌دانند، آیا این اقدامات می‌تواند اثرگذاری داشته باشد و در اعتمادسازی و تقویت سرمایه اجتماعی مؤثر باشد؟

بله، برای انجام هرگونه اصلاحاتی ما ناگزیر به تقویت سرمایه اجتماعی هستیم. واقعیت این است که شرایط فعلی به خاطر یک فرآیند سیاست‌گذاری اقتصادی نامطلوب ایجاد شده است. بنده به شخصه، اگر کس دیگری هم تذکر نداده باشد، حداقل سه سال است که هشدار داده‌ام این شیوه سیاست‌گذاری، به خصوص در زمینه‌های پولی، بودجه‌ای، ارزی و بانکی، در نهایت به جایی خواهد رسید که ما شاهد فوران آتش‌فشان ارزی خواهیم بود؛ یعنی نرخ ارز به شدت رشد خواهد کرد، تورم افزایش می‌یابد و حتی ممکن است به سمت ابرتورم حرکت کنیم.

با این حال، هیچ تلاشی در جهت اصلاح صورت نگرفت. افرادی که مصرانه خزانه ارزی کشور را به طور کامل تخلیه کردند اکنون مسئولیت دارند و کسی جرأت انتقاد ندارد. با این شیوه نمی‌توان سرمایه اجتماعی را تقویت کرد. هر چقدر هم گفتگوی ملی داشته باشیم، به جایی نمی‌رسد؛ زیرا افرادی که باعث تخریب شده‌اند، پس از آن تخریب‌ها ارتقای مقام یافته‌اند. چگونه ممکن است مردم این وضعیت را بپذیرند؟ باید تفکر و شیوه حکمرانی به طور اساسی تغییر کند تا شاید مردم بپذیرند که وارد گفتگو شوند.

ارسال نظر

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O