کودکان در سایه جنگ؛ والدین چگونه از آسیب روانی جلوگیری کنند؟
بر اساس گزارش سازمان نجات کودکان (Save the Children)، بیش از یکششم کودکان جهان یعنی ۴۶۸ میلیون نفر، در مناطق درگیر جنگ زندگی میکنند. این آمار تکاندهنده، شامل مناطق پس از جنگ مانند رواندای پس از نسلکشی یا جنگهایی که از سال ۲۰۲۲ آغاز شدهاند، نمیشود.
آمارهای منتشر شده در یک مرور سیستماتیک نشان میدهد که از میان ۷۹۲۰ کودکی که در معرض جنگ قرار داشتهاند، ۴۷ درصد به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، ۴۳ درصد به افسردگی و ۲۷ درصد به اضطراب مبتلا شدهاند. این آمار زنگ خطری جدی برای همه ماست.
جنگ و تأثیرات مخرب آن بر روان کودکان
اما تأثیرات جنگ فراتر از سلامت روان است. تحقیقات روی کودکانی که در جنگ جهانی دوم در آلمان بمبارانها را تجربه کردهاند، نشان میدهد این افراد در ۶۰ سالگی بیش از دو برابر دیگران به بیماریهای شدید مبتلا شدهاند. فشار مزمن بر سیستم عصبی خودکار، عامل این پدیده بوده است.
همچنین مطالعات دیگر حاکی از آن است که استرس ناشی از جنگ با خطر بالاتر فشار خون، بیماریهای قلبی-عروقی، آسم، کمردرد و حتی سرطان ارتباط دارد.
شگفتانگیزتر اینکه برخی پژوهشها نشان میدهد این بیماریها حتی از طریق مکانیسمهای اپیژنتیک به نسل بعد نیز منتقل میشوند.
تأثیر جنگ بر رشد مغزی کودکان
کودکانی که به طور طبیعی رشد میکنند و تروما را تجربه نکردهاند، به تدریج توانایی شناسایی احساسات خود را پیدا میکنند و میآموزند با استدلال و ارتباط، با مشکلات کنار بیایند.
اما کودکانی که تروماهای پیچیده مانند جنگ را تجربه کردهاند، در هر دو مهارت یادشده دچار نقص میشوند. وقتی این کودکان با استرس مواجه میشوند، از نظر شناختی، عاطفی و رفتاری دچار آشفتگی میشوند و تمایل به واکنش با درماندگی شدید، سردرگمی، گوشهگیری یا خشم از خود نشان میدهند.
این واکنشپذیری عاطفی شدید در مغز این کودکان قابل مشاهده است. آمیگدال یا همان بخشی از مغز که احساسات را پردازش میکند، در پاسخ به محرکهای منفی عاطفی در این کودکان فعالتر از کودکانی است که تروما ندیدهاند.
ترزا بتانکورت، مدیر برنامه تحقیقاتی کودکان و ناملایمات در کالج بوستون، میگوید: «استرس سمی مکرر و تروما میتواند بر مغز در حال رشد و فیزیولوژی تنظیم استرس کودکان تأثیر بگذارد و پیامدهای مادامالعمر برای یادگیری، رفتار و سلامت جسمی و روانی داشته باشد.»
کودکانی که دور از جنگ هستند نیز آسیب میبینند
حتی کودکانی که مستقیماً تحت تأثیر جنگ نیستند - مانند آنهایی که خانوادهشان در مناطق جنگی زندگی میکنند یا کودکانی که هیچ ارتباط مستقیمی ندارند اما والدینشان درباره وقایع جاری مضطرب هستند - نیز ممکن است آسیب ببینند.
کودکان همچنین میتوانند از طریق پدیدهای به نام «سرایت عاطفی» تحت تأثیر احساسات والدین خود قرار بگیرند. حتی نوزادان نیز در پاسخ به استرس مادرشان، استرس فیزیولوژیک را تجربه میکنند.
یورگ فگرت، مدیر کلینیک روانپزشکی کودک و نوجوان در بیمارستان دانشگاه اولم میگوید: «معمولاً کودکان میتوانند احساس کنند که والدین درگیر افکارشان هستند. کودکان به خوبی میفهمند که چه زمانی شرایط متفاوت است.» به همین دلیل، پرداختن به موضوع جنگ، به جای نادیده گرفتن آن، حتی برای خانوادههایی که مستقیماً آسیب ندیدهاند، حیاتی است.
۱۵ راهکار اثباتشده برای کمک به کودکان در مقابله با جنگ
خبر خوب این است که همه کودکانی که تروما و حتی جنگ را تجربه میکنند، دچار مشکلات روانشناختی نمیشوند. دوم اینکه راههای زیادی وجود دارد که بزرگسالان میتوانند در طول رویداد تروماتیک و پس از آن از کودکان حمایت کنند تا تأثیر تروما کاهش یابد.
در ادامه ۱۵ راهکار علمی و عملی برای این منظور ارائه میدهیم:
۱. مهمترین عامل محافظتی، خود شما هستید
شاید محافظت از کودک در برابر آسیبهای روانی جنگ غیرممکن به نظر برسد. اما یکی از مهمترین عوامل تابآوری برای کودکان در معرض تروما، رابطه آنها با والدین است. حضور یک مراقب درگیر و دلسوز، مانند یک سپر برای کودک عمل میکند.
در مطالعهای روی ۷۱۰ نوجوان که جنگ را تجربه کرده بودند، آنهایی که علائم سلامت روان ضعیف را نشان ندادند، والدینی داشتند که زمان بیشتری را با آنها سپری میکردند.
تحقیقات نشان میدهد کودکان زمانی که مادرشان نزدیک است، پاسخ ترس کمتری دارند.
بتانکورت توضیح میدهد: «وقتی درباره تجربیاتی صحبت میکنیم که کودکان در مناطق جنگی در معرض آن هستند، اغلب از اصطلاحاتی مانند "استرس سمی" یا "تروما" استفاده میکنیم - که پاسخ استرسی بدن مانند افزایش ضربان قلب، تنفس و ترشح هورمونهای استرس مربوط به واکنش جنگ یا گریز را فعال میکند.
زمانی که این واکنشها در غیاب آن چهره دلبسته حمایتگر و آرامبخش رخ دهند، تعدیل آنها بسیار دشوارتر است.»
۲. ابتدا استرس خود را کاهش دهید
نه تنها نزدیکی مراقب مهم است، بلکه سلامت روان مراقبان نیز اهمیت دارد که همیشه در کنترل آنها نیست. به همین دلیل، محققان میگویند والدین آسیبدیده از تروما نیز به حمایت نیاز دارند، نه فقط برای سلامت روان خودشان، بلکه به خاطر فرزندانشان.
تا حد امکان، برای مراقبان مهم است که از راهبردهای مقابلهای برای تنظیم احساسات خود استفاده کنند. این ممکن است به معنای تنفس متمرکز، مدیتیشن، یا صرفاً کاهش مصرف رسانههای اجتماعی و اخبار باشد.
۳. تا حد امکان پرورشدهنده باشید
استرس یا تروما در بزرگسالان میتواند منجر به رفتارهای والدگری ناسازگارانه شود: مراقبانی که در معرض جنگ بودهاند، اغلب نسبت به فرزندان خود کمتر گرم و خشنتر هستند، تنظیم هیجانی ضعیفتری دارند و حتی بیشتر احتمال دارد به فرزندان خود آسیب فیزیکی بزنند. در حالی که دقیقاً همین کودکان بیش از همه به گرمی و پرورش نیاز دارند.
۴. به دنبال حمایت اجتماعی باشید
در زمانهای دشوار، ممکن است وسوسه شوید که از جهان کنارهگیری کنید. با این حال، یکی از مهمترین عوامل برای کودکان درگیر با تروما، حمایت اجتماعی است.
در واقع، در حالی که روابط کودکان با مراقبان اولیه مهم است، تعداد روابط «ایمن، پایدار و پرورشدهنده» دیگری که دارند نیز بر تابآوری کودکان پس از یک تجربه ترواتیک تأثیر میگذارد.
کودکان ممکن است با خودداری از رفتن به مدرسه سعی در انزوا کنند. اما به گفته فگرت، بهتر است به مدرسه بروند: «مشارکت در گروه برای رشد کودک بسیار مهم است.»
۵. ارتباط را حفظ کنید
کودکان باید بدانند که میتوانند با هر سؤال یا نگرانی به مراقبان خود مراجعه کنند. ممکن است لازم باشد خودتان گفتگو را شروع کنید و از کودکان بپرسید که درباره آنچه اتفاق میافتد چه میدانند یا فکر میکنند میدانند.
فگرت میگوید: «حتی برای کودکان کوچکتر، توضیح اینکه چرا نگران هستیم مهم است. و بسته به سن کودک، عمق بحث متفاوت خواهد بود.»
۶. اطمینانبخش باشید و متناسب با سن کودک عمل کنید
در عین حال، مهم است که بر ترس یا نگرانی خود بیش از حد تأکید نکنید. کودکان حس امنیت خود را از آنچه در اطرافشان اتفاق میافتد و آنچه میشنوند، شکل میدهند.
به گفته فگرت: «یافتن تعادل بین گفتن حقیقت درباره مصائب جنگ و در عین حال القای امید و احساس ایمنی فیزیکی و عاطفی مهم است.»
برای خانوادهای خارج از منطقه جنگی، میتوانید برای کودک روشن کنید که بله، مردم در بخشی از جهان آسیب میبینند - اما جایی که آنها زندگی میکنند، حملهای رخ نمیدهد.
۷. وعدههایی ندهید که نمیتوانید به آنها عمل کنید
یکی از روان کاوانی که در مورد کودکان در جنگ پژوهش می کند و خود نیز در کودکی شرایط جنگی را تجربه کرده است می گوید: پدر یکی از دوستانش همیشه به او میگفت که از او محافظت خواهد کرد. اما دوستش به او گفت: «میدانم دروغ میگوید. از کجا میداند بمبها کی میافتند؟»
وی توضیح میدهد: «این اعتماد را میشکند و باعث میشود ممکن است به سایر اطمینانبخشیها هم باور نکنند. والد نباید قول امنیت بدهد.»
در عوض، بهتر است چیزی شبیه این بگوییم: «این موقعیت خطرناکی است و نمیتوانم قول بدهم که ایمن خواهیم بود، اما هر کاری از دستم برآید انجام میدهم تا تو ایمن باشی.» واقعبین باشید و صادقانه بگویید: «هر کاری بتوانم انجام میدهم.»
۸. تلویزیون را خاموش کنید
ممکن است وسوسه شوید که اخبار را تمام روز پخش کنید. کارشناسان میگویند این کار را نکنید.
این تا حدی به این دلیل است که کودکان از تصاویر منفردی که میبینند، روایتهای کاملی میسازند که جهان را حتی ترسناکتر از آنچه هست نشان میدهد.
آنها لزوماً نمیفهمند چه چیزی در تلویزیون میبینند.
بنابراین مهم است فضایی ایجاد کنید که کودک بتواند سؤالات خود را بپرسد، اما همچنین مهم است که تلویزیون همیشه روشن نباشد. در واقع، تا حد ممکن تماشای تلویزیون را کاهش دهید.
۹. استفاده کودکان از رسانههای اجتماعی را محدود کنید
راههای دیگری را که کودک ممکن است در معرض تصاویر و ویدئوهای گرافیکی قرار گیرد - مانند رسانههای اجتماعی - حتی اگر سنشان بالاتر از حداقل سن پلتفرم است، بررسی و محدود کنید.
اغلب اطلاعات نادرست و غلط درباره درگیریهای جاری به اشتراک گذاشته میشود و زبان برخی پستها (و نظرات زیر آنها) میتواند نسبت به گروههایی از مردم، مذاهب یا قومیتها خشن یا غیرانسانی باشد.
۱۰. به کودکان کمک کنید احساس کنترل داشته باشند
هر چه کودکان بیشتر احساس عاملیت داشته باشند، احتمال کمتری دارد علائم تروما را تجربه کنند.
البته نکته مهم این است که ممکن است کنترل بسیار کمی در دسترس آنها باشد. اما تمرکز بر هر چیزی که در کنترل آنهاست میتواند تفاوت ایجاد کند.
برای یک کودک در منطقه جنگی، این میتواند به معنای اطمینان از این باشد که هنوز فرصت بازی یا ادامه روال عادی قبل از جنگ را دارد.
۱۱. به روال عادی پایبند باشید
یکی از مشکلاتی که والدین ایجاد میکنند این است که وقتی اتفاق وحشتناکی برای کودک میافتد، همه قوانین را کنار میگذارند.
اینها سیگنالهای غیرکلامی به کودک هستند که اتفاق کاملاً وحشتناکی رخ داده است.
یکی از واکنشهای روانی-اجتماعی مهم به یک رویداد بالقوه آسیب زننده، حفظ نظم، حفظ روال عادی و ایجاد استثنا نکردن است، زیرا زندگی عادی است که به ما احساس امنیت میدهد.
۱۲. قدرت کمک کردن را فراموش نکنید
بتانکورت میگوید تشویق کودکان به نقش فعال در کمک به دیگران به آنها عاملیت میدهد.
علاوه بر این، نوعدوستی به طور کلی با شادی و رضایت از زندگی مرتبط است که میتواند در زمانهای دشوار مرهمی باشد. کودکان ساکن خارج از منطقه جنگی میتوانند داوطلب شوند یا کمکهای مالی جمعآوری کنند.
کسانی که در منطقه جنگی زندگی میکنند میتوانند با تهیه لوازم ضروری به خانواده کمک کنند.
مزیت دیگر این است که کمک به دیگران میتواند توجه کودکان را به «سخاوت و انسانیت مشترکی که بسیاری از افراد علیرغم همه وحشیگریها از خود نشان میدهند» معطوف کند.
۱۳. کودکان را با راهبردهای مقابلهای آشنا کنید
حتی کودکان بسیار کوچک میتوانند راهبردهایی را بیاموزند که به آنها کمک کند با احساسات بزرگ و طاقتفرسا کنار بیایند. اینها ممکن است شامل تنفس متمرکز، فعالیت بدنی، یا یک سرگرمی ساده باشد که جذاب است و وقفهای از نگرانیها ایجاد میکند.
۱۴. روی برچسبزدن به احساسات و صحبت درباره آنها کار کنید
وقتی کودکان میتوانند احساسات خود و دیگران را شناسایی و درک کنند، بهتر میتوانند با تروما کنار بیایند.
بزرگسالان میتوانند از این فرآیند از طریق مربیگری هیجانی حمایت کنند - که شامل همدلی با احساسات کودکان و کمک به آنها برای صحبت و تأمل درباره آنهاست. این میتواند به کودکان ۱۸ ماهه نیز کمک کند.
۱۵. در صورت لزوم (و در صورت امکان)، کمک حرفهای پیدا کنید
برای کودکان مبتلا به اختلالات بالینی، مداخله حرفهای ممکن است بهترین راه پیش رو باشد.
در مطالعهای روی کودکان ساکن غزه و کرانه باختری در سالهای ۲۰۰۵-۲۰۰۸ که رویدادهای تروماتیک را تجربه کرده بودند، ۲۶ درصد از PTSD، ۱۸ درصد از اضطراب، ۳ درصد از افسردگی و ۶.۵ درصد از اختلال استرس حاد رنج میبردند. پس از رواندرمانی کوتاهمدت، علائم نزدیک به ۸۳ درصد از این کودکان بهبود یافت.
تأثیرات مخرب جنگ بر روان کودکان غیرقابل انکار است، اما با آگاهی، همراهی و بهکارگیری راهکارهای علمی میتوان این تأثیرات را به حداقل رساند.
مهمترین نکته این است که کودکان در این شرایط سخت، وجود گرم و حمایتگر والدین و مراقبان خود را در کنارشان احساس کنند.
با ایجاد فضای امن ارتباطی، حفظ روال عادی زندگی و در صورت لزوم، کمک گرفتن از متخصصان، میتوانیم به کودکان کمک کنیم تا از این بحرانها عبور کرده و آیندهای سالمتر داشته باشند.
ارسال نظر