عرضه اولیههای ناکام و اصرار متولیان بازار سرمایه برای ورود سهام جدید به بورس
عرضه اولیه سهام شرکتها در بازار سرمایه همواره یکی از پر طرفدارترین برنامه هایی بوده که توسط شرکتهای بورس و فرابورس و با نظارت سازمان بورس اوراق بهادار انجام میپذیرفته است. فرآیندی که رفته رفته با بدتر شدن شرایط حاکم بر بازار سرمایه و عدم نظارت بر نحوه و زمان انجام آن به یکی از بدترین خاطرات سهامداران تبدیل شده است.
بر اساس این گزارش، بازار سرمایه از ابتدای سال 94 تا مهر ماه سال جاری در حالی پذیرای هفت شرکت تازه وارد بوده که بررسی روند قیمتی آنها از اولین روز معاملاتی تا نیمه مهر ماه جاری از رشد اندک قیمت سهام و بعضاً معامله در قیمت های کمتر از روز عرضه اولیه حکایت دارد.![]()
همانطور که از جدول فوق مشخص است، از میان هفت مجموعه مذکور نماد هایی همچون «سخوز» ، «هرمز» و «ثپردیس»در حال حاضر در محدوده قیمتی کمتر از ارزش روز عرضه اولیه معامله می شوند و در مدت زمان معاملات خود با رشد اندک مواجه شده اند. ما بقی نماد ها نیز روند قیمتی مناسبی را پشت سر نگذاشتهاند و در میان آن ها بیشترین بازدهی قیمتی از آن بیمه کوثر بوده است.
البته این روند قیمتی با توجه به شرایط فعلی حاکم بر بازار سرمایه چندان جای تعجب ندارد چرا که متولیان بازار سرمایه در شرایطی اقدام به عرضه اولیه سهام شرکت ها در بورس کردهاند که سرمایه و رمقی برای سهامداران جهت مشارکت در فرآیند عرضه اولیه نمانده و این برنامه بر خلاف تجربه سالهای گذشته، اغلب ناکام و همراه با بازدهی اندک قیمتی بوده است.
این در حالی است که مسوولان بازار سرمایه بهرغم این موضوع و این که به واسطه اینگونه عرضه اولیهها نقدینگی جدیدی وارد بورس نمی شود و تاثیری بر افزایش ارزش معاملات و ارزش بورس ندارد، اصرار بر عرضه اولیه سهام شرکتها دارند. بر این اساس، این سوال مطرح میشود که به راستی لزوم ورود سهام جدید به بازار سرمایه در شرایطی که حجم و ارزش معاملات بسیار اندک است و استقبالی هم از این موضوع نمیشود، چیست؟
اما نکته قابل توجه دیگری که وجود دارد این است معمولاً در سالهای گذشته زمانی که خبر عرضه اولیه سهام یک شرکت در بازار سرمایه منتشر میشد از یک سو سهام شرکتهای هم گروه آن با استقبال سهامداران برای خرید مواجه میشدند و از سوی دیگر سهام شرکت تازه وارد تا چند روز پس از عرضه اولیه با صف تقاضا برای خرید سهام همراه بود و ایجاد تعادل در روند معاملات آن تا مدت ها به سختی امکان پذیر بود. علاوه بر این به دلیل اشتیاق سهامداران برای مشارکت در عرضه اولیه معمولاً فشار فروش بر بازار سرمایه در روز های قبل از عرضه زیاد می شد تا سهامداران نقدینگی لازم جهت خرید سهام شرکت تازه وارد و بهرهگیری از بازدهی آن را تامین کنند که این مورد اغلب در عرضه سهام شرکتهای با سرمایه بالا مشاهده میشد.
بر این اساس میتوان گفت در گذشته اغلب شاهد عرضههای اولیه ای بودیم که تاثیر مثبتی بر روند قیمتی سهام شرکتهای هم گروه خود و کلیت بازار سرمایه اعمال میکردند. چرا که اغلب در صورتی که سهامداران موفق به خرید سهام در روز اول معاملات آن یا روز های بعد نمیشدند به سهام شرکتهای هم گروه آن که از لحاظ بنیادی مناسب بودند، روی میآوردند و جو مثبتی در کلیت معاملات گروه شکل میگرفت.
این در حالی است که متاسفانه از سال 92 به بعد که بازار سرمایه بنا به دلایلی دچار ابهامات و چالشهای فراوان شد، شاهد انجام عرضههای اولیهای بودیم که ناکام بودند و با اقبال بسیار اندک فعالان بازار سرمایه مواجه گردیدند.
بر اساس این گزارش، اگر چه شرایط فعلی بازار سرمایه به گونهای است که نمیتوان انتظار بازدهیهای قابل توجه و تکرار تجربههای شیرین عرضههای اولیه هم چون سالهای گذشته را داشت و به دلیل جو روانی حاکم بر بازار سرمایه و ابهامات اقتصادی موجود اعتماد سهامداران برای تزریق نقدینگی به بورس از بین رفته، اما این سوال مطرح میشود که چرا در شرایط فعلی میبایست سهام جدید به بازار وارد شود و چرا در بازار سرمایهای که اطمینان و اعتماد وجود ندارد، برنامه عرضه اولیه به این شکل انجام میشود که سبب تشکیل خاطره تلخ در ذهن فعالان بورس و مانع از استقبال سهامداران از این عرضه ها در زمانهای رونق بازار سرمایه شود.
از سوی دیگر نکته قابل تاملی که در خصوص این موضوع میتوان به آن اشاره کرد این است که شاید اصلیترین، دلایل عدم موفقیت عرضههای اولیه، قیمتگذاری گران سهام شرکتها نسبت به ارزش ذاتی آن باشد، به طوری که با توجه به سیستم فعلی که در بازار سرمایه حاکم است، سهامدار عمده برای قیمت گذاری سهام زیر مجموعه خود به هر نرخی، مختار است و در مقابل به دلیل شرایط نا به سامان بازار سرمایه و تداوم افت قیمتی سهام شرکت ها سهامداران به کسب حداقل بازدهی دو تا سه درصدی راضی شدهاند و از این رو بدون انجام تحلیل و بررسی وضعیت بنیادی سهام شرکت اقدام به خرید سهام در هر قیمتی میکنند، حال آن که فعالان بازار سرمایه بعد از روز عرضه اولیه با عدم حمایت و نا مهربانی سهامداران عمده شرکت مواجه میشوند. چرا که عمدتاً این گروه از سهامداران به دلیل فروش سهام تحت تملک خود در قیمتهای بالا در روز عرضه اولیه و شناسایی سود های قابل توجهی از این محل در روز های بعدی معاملاتی دلیلی برای حمایت از سهام شرکت واگذار شده، نمیبینند.
نمونه این مورد در روند عرضه اولیه سهام شرکتهایی هم چون قاسم ایران، فولاد هرمزگان و سرمایهگذاری پردیس و نمونه آخر در روند قیمتی سهام شرکت شیر پاستوریزه پگاه فارس مشاهده شده است.
مهمترین گواه این گفته این است که اوج تشکیل فرهنگ بیاعتمادی در بازار سرمایه به حدی رسیده که این شرکتها بعضاً بعد از یک بازدهی تصنعی بیش از 70 تا 80 درصدی امروز زیر قیمت عرضه اولیه خود قرار گرفتهاند.
به گونهای که به طور مثال شرکت قاسم ایران در حالی در تاریخ 21 آبان ماه سال 93 با قیمت یک هزار تومان پا به فرا بورس گذاشت که پس از تجربه بالاترین قیمت یعنی 20633 ریالی در شانزدهمین روز معاملاتی خود ، روند قیمتی آن در مسیر نزولی آغاز شد و در پی بی توجهی سهامدار عمده نسبت به این موضوع پس از افت قابل توجه ارزش سهام، اکنون به قیمت 3189 ریالی رسیده و صف تقاضا برای فروش سهام آن تشکیل شده است. همین روند را در نماد «هرمز»شاهد بودیم.
بر این اساس شاید بهتر بود سازمان بورس قبل از هر اقدامی در مورد زمان و قیمت عرضه اولیه سهام شرکت توجه میکرد. چرا که تداوم این مورد نتیجه ای در بر خواهد داشت که دود آن مستقیم در چشمان مسوولان و سهامداران خواهد رفت و تنها افراد مصون از این اتفاق همان سهامداران عمدهای هستند که سهام شرکتهای زیر مجموعه خود را با قیمتی گزاف واگذار نمودند و آن را به حال خود رها کردهاند.
منبع: بورسنیوز