صدای غایب ر میانه جنگ | چرا بازگشت سیاستمداران فضیلتمند به میانه میدان جنگ ضروری است؟ | رزمندگان داستان حماسی مینویسند اما سیاستمداران ...
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، یادداشت محمدجواد غلامرضاکاشی در کانال اش، با تیتر دفاع از سیاست در میدان جنگ، بر ضرورت بازگشت «سیاستمداران فضیلتمند» به میانه میدان جنگ تأکید میکند. نویسنده معتقد است تنها نگاه کلانِ سیاسی و گشایش فضای عمومی میتواند میان تمنیات حماسی و واقعیتهای اجتماعی تعادل ایجاد کرده و داستانی خردمندانه برای پایانبخشی به ویرانی رقم بزند.
این یادداشت را در ادامه می خوانید:
صحنه جنگ به تدریج شدیدتر، خونینتر و نگران کنندهتر میشود. صدای انفجار، تبلیغات و فریاد و ناله قربانیان درهم آمیخته است. تنها یک صدا غایب است: صدای سیاستمدارانی که نسخهای برای هدایت مسیر و پایان بخشی به جنگ عرضه کنند. هر کدام از این صداها، نمایندگانی دارند و نمایندگان میتوانند داستان این جنگ و نحوه پایان بخشی به آن را بنویسند. مدعای نگارنده آن است که تنها سیاستمداران فضیلتمدار صلاحیت دارند داستان جنگ را بنویسند و خاتمه آن را رقم بزنند.
سیاست مدار، ملاحظات میدان جنگ را میبیند، اما تنها با مولفهای میدان جنگ داستان جنگ را نمینویسد. سرشت سیاست، نگاه از بالا و توجه به مصالح عام و توجه به ابعاد متعدد است. اوست که صلاحیت دارد با یک نگاه کلان و دوراندیش فرایند جنگ و نحوه پایان بخشی به آن را برنامهریزی کند. کسانی که در میدان جنگ جان بر کف از کشور و بقاء این سرزمین دفاع میکنند، همه دار و ندار زندگی خود را به میدان آوردهاند. به وظیفه ملی خود خوب عمل میکنند. شجاعانه از همه فرصتها برای ناکام گذاشتن دشمن این مرز و بوم استفاده میکنند. آنها سرمایههای این کشورند. با فدا شدن هر کدامشان، چیزی از سرمایههای این ملت کم شده است.
با این همه نباید نگارش داستان جنگ را به آنها سپرد. آنها جنگ را با منطق صرف نظامی و برد و باخت تام در صحنه نبرد فهم میکنند. تا زمانی که موفق عمل میکنند، بر این باورند جنگ تا کوبیدن سر دشمن به سنگ باید ادامه پیدا کند. آنها داستان را حماسی مینویسند و در انتظار فتح المبین تاریخیاند. اگر نگارش داستان جنگ به آنها سپرده شود، حتی به شرط تحقق پیروزی تام، همه چیز مهیای یک جنگ تازه در آینده نزدیک میشود.
کسانی که تبلیغات جنگ را بر عهده دارند، وظیفه مهمی بر دوش دارند. زبان میدان جنگ به شمار میروند. با تبلیغات، فضا را به نفع رزمندگان گرم میکنند. شکستها را کوچک و پیروزیها را برزگ میکنند تا اعتماد و ایمان رزمندگان و مردم از دست نرود. با اینهمه نگارش داستان جنگ و پایان بخشی به آن را نباید به اصحاب تبلیغات سپرد. آن ها بیش از حد به میدان جنگ نزدیکاند در صورتی که صداقت داشته باشند، همان تمنیات و آرزوهای حماسی رزمندگان جان بر کف را نمایندگی میکنند.
اگر صداقت نداشته باشند، داستان جنگ را به نفع گروههای خاص در صحنه قدرت مینویسند. جنگ یک امر عام و ملی است. همانقدر که همه در شدائد و مضار آن شریکاند در منافع آن نیز باید همه مردم شریک باشند.جنگ قربانیان فراوان دارد. کسانی که جان و سلامتی و مال و و خانه خود را از دست دادهاند. آنها مظلومترین طرف میدان جنگاند. چندان صدایی ندارند. تبلیغات جنگ تا جایی که ممکن است آنها را نادیده میگیرد مبادا فضای حماسی که ساختهاند لکهدار شود.
نگارش داستان پایان بخشی به جنگ را نباید به آنها سپرد. آنها بدون توجه به امور عام، یا طرفدار تداوم جنگ تا انتقام نهایی از دشمناند یا خواهان پایان بخشی زودهنگام. میخواهند به هر قیمتی جنگ پایان پیدا کند و گستره ویرانیها از حد نگذرد. بخشی از آنها طرفدار تداوم جنگ تا پایان پیروزی تاماند و بخشی خواهان تسلیم زود هنگام.جنگ اما تنها آن چیزی نیست که در صحنه میگذرد. علاوه بر ابعاد نظامی و تکنولوژیک، ابعاد فراوان اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و روان شناختی و تاریخی و بینالمللی در کار است.
فضیلت سیاست، نگاه کلان، و ایجاد تعادل میان جوانب گوناگون است. تردیدی نیست که جنگ هم یکی از ابعاد زندگی سیاسی است. اما در فضای زنده حیات سیاسی، جنگ نمیتواند میاندار و تعیین کننده همه مقدرات کشور باشد. اما چطور میتوان سیاست را میاندار امور عمومی در ایران امروز کرد؟ پاسخ عاجل به این سوال آن است که مدیریت امور عمومی را باید به فرد یا نهادی سپرد که قادر است این ملاحظات عام و کلان را در نظر بگیرد و فرایند مدیریت جنگ را بر عهده داشته باشد. اما پاسخ عمیقتر و راهگشاتر، گشودن فضای سیاسی و سپردن امور عمومی به عموم است. در چنان شرایطی است که سیاستمداران فضیلت مند ظهور پیدا میکنند.
ارسال نظر