پشت پرده استقبال پوتین و شیجینپینگ از حمله آمریکا به ونزوئلا | وقتی ترامپ پا جای پای جرج بوش میگذارد
به گزارش اقتصادنیوز، عملیات نظامی آمریکا برای بازداشت نیکلاس مادورو، مهر تأییدی بر دیدگاه دونالد ترامپ نسبت به نیمکره غربی است؛ منطقهای که در آن منافع آمریکا بر هر چیز دیگری اولویت دارد. روسیه و چین احتمالا از این اقدام استقبال خواهند کرد، چرا که آن را نشانهای میبینند از اینکه ترامپ نیز با چشمانداز آنها برای جهانی تقسیمشده به «مناطق نفوذ» همسو است.
ریچارد هاس در پروجکت سیندیکیت نوشت: نیکلاس مادورو اکنون رئیسجمهور سابق ونزوئلا و زندانی تحت بازداشت ایالات متحده است. با این حال، سرنگونی او به دست نیروهای ویژه ارتش آمریکا را باید «پایانِ آغاز» دانست، نه «آغازِ پایان».
نویسنده مدعی شد: بهطور قطع، کمتر کسی در ونزوئلا یا هر جای دیگر جهان، برای برکناری مادورو سوگواری خواهد کرد. اما اینها به این معنا نیست که این عملیات نظامی، اقدامی موجه یا خردمندانه بوده است.
در واقع، وجاهت قانونی این اقدام بهشدت زیر سؤال است. از منظر استراتژیک هم ارزش این حرکت ابهامآمیز به نظر میرسد؛ چرا که مادورو تهدیدی فوری علیه ایالات متحده محسوب نمیشد. اشتباه نکنید: این یک عملیات نظامی از روی انتخاب بود، نه از روی ضرورت.
شباهتهای ظاهری میان ربودن مادورو و اقدامی که جورج اچ.دبلیو بوش در سال ۱۹۸۹ برای برکناری مانوئل نوریگا (دیکتاتور پاناما) انجام داد، وجود دارد. اما پرونده قانونی علیه نوریگا بسیار قویتر بود؛ آن پرونده نه تنها مواد مخدر، بلکه کشته شدن یک نظامی آمریکایی را هم شامل میشد. همچنین نگرانیهای درباره امنیت کانال پاناما و پرسنل نظامی مستقر در آنجا وجود داشت.
انگیزههای ترامپ: نفت، مواد مخدر و کوبا
انتخاب ونزوئلا به عنوان هدف، پرده از انگیزههای واقعی دونالد ترامپ برمیدارد. همانطور که ترامپ در کنفرانس خبری پس از عملیات اشاره کرد، اولویت اصلی، دسترسی آمریکا به ذخایر نفتی ونزوئلا (بزرگترین ذخایر جهان) بود. اهداف ثانویه شامل توقف نقش ونزوئلا در تجارت مواد مخدر، کمک به بازگشت آوارگان به خانه و تشدید فشار بر کوبا بود؛ کشوری که برای سرپا نگه داشتن اقتصاد تحریمزده خود، بهشدت به نفت یارانهای ونزوئلا وابسته است.
با این حال، اعلام پیروزی کامل در این عملیات بسیار زودهنگام است. برکنار کردن یک فرد از قدرت یک بحث است، و جایگزینی یک رژیم با ساختاری خوشخیم و پایدار، بحثی کاملا متفاوت و بسیار دشوارتر. در مورد ونزوئلا، قانون معروف کالین پاول (قانون فروشگاه سفال) صدق میکند: «اگر ظرفی را شکستی، صاحب آن هستی»؛ اکنون که آمریکا ساختار ونزوئلا را درهم شکسته، مسئولیت آن نیز بر عهده خودش است.
اداره ونزوئلا به سبک تجاری
ترامپ اعلام کرده است که ایالات متحده ونزوئلا را اداره خواهد کرد. جزئیات اندکی در دست است و مشخص نیست که آیا این کار مستلزم حضور یک ارتش اشغالگر خواهد بود یا خیر. اما یک چیز روشن است: دولت ترامپ ترجیح میدهد با بقایای رژیم فعلی کار کند (به نظر میرسد با معاون مادورو که اکنون ریاست دولت را بر عهده گرفته، به تفاهم رسیدهاند) تا اینکه بخواهد اپوزیسیون را به قدرت برساند. این رویکرد کاملا با سیاستی که انگیزه آن «سود تجاری» است همخوانی دارد، نه سیاستی که هدفش ارتقای دموکراسی و حقوق بشر باشد.
نباید از چالش اصلی یعنی فروپاشی نظم غافل شد. عناصر وفادار به دولت مادورو فعال خواهند ماند و اپوزیسیون نیز که بههیچوجه متحد نیست، ممکن است در برابر کنار گذاشته شدن از قدرت مقاومت کند. این ابهامات میتواند واشنگتن را با انتخابهای سختی روبرو کند؛ به ویژه اگر اوضاع از کنترل خارج شود.
بدعتی خطرناک برای صلح جهانی
حمله به ونزوئلا و دزدیدن مادورو جوهره سیاست خارجی ترامپ را به نمایش میگذارد: یکجانبهگرایی مطلق، بیتوجهی به قوانین بینالمللی و افکار عمومی جهان، و تمرکز بر نیمکره غربی به جای اروپا، هند-آرام یا خاورمیانه. هدف، کسب منافع تجاری و تقویت امنیت داخلی (با محوریت مواد مخدر و مهاجرت) است.
بزرگترین پیامد منفی حمله به ونزوئلا و دکترین ترامپ در ونزوئلا، بدعتی است که ایجاد میکند: تایید حق قدرتهای بزرگ برای مداخله در حیاط خلوت خود علیه رهبرانی که آنها را غیرقانونی یا تهدید میدانند. میتوان تصور کرد که ولادیمیر پوتین، در حالی که شعار «نازیزدایی» از اوکراین و برکناری زلنسکی را سر میدهد، با پوزخندی به نشانه تأیید سر تکان میدهد. این اقدام ترامپ، پایان دیپلماتیک جنگ روسیه و اوکراین را دورتر از همیشه کرد.
واکنش مشابهی در چین انتظار میرود؛ کشوری که تایوان را استانی جداشده و دولت آن را غیرقانونی میداند. این به معنای حمله فوری شی جینپینگ به تایوان نیست، اما حوادث ونزوئلا میتواند اعتمادبهنفس او را برای محاصره یا اجبار تایوان افزایش دهد.
عملیات سرنگونی مادورو و دکترین ترامپ در ونزوئلا روشن کرد که استراتژی امنیت ملی جدید آمریکا باید جدی گرفته شود. روسیه و چین از این وضعیت استقبال خواهند کرد؛ چرا که آن را نشانهای از پذیرش مدل تقسیم جهان به مناطق نفوذ توسط ترامپ میدانند. نظمی جهانی که ۸۰ سال پابرجا بود، در آستانه جایگزینی با سه نظم منطقهای است که احتمالا هر چیزی خواهند بود جز منظم یا آزاد.
ارسال نظر