خشونت در مرز افغانستان و پاکستان به روایت نشنال اینترست

نگرانی ایران از درگیری نظامی بین افغانستان و پاکستان | چرا راه‌حل‌های دیپلماتیک چین، روسیه، ایران و ترکیه بی‌نتیجه مانده اند؟

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۶۲۱۹۶
اقتصادنیوز: پاکستان تلاش کرد با تسهیل بازگشت طالبان افغانستان به قدرت در سال ۲۰۲۱، طالبان پاکستان را به داخل افغانستان سوق دهد.
نگرانی ایران از درگیری نظامی بین افغانستان و پاکستان | چرا راه‌حل‌های دیپلماتیک چین، روسیه، ایران و ترکیه بی‌نتیجه مانده اند؟

به گزارش اقتصادنیوز، با بالا گرفتن تنش‌ها میان پاکستان و افغانستان، اسلام‌آباد در حال تغییر رویکرد خود از دیپلماسی زور به سمت درگیری‌های کنترل شده است تا طالبان را وادار به عقب‌نشینی کند.

نشنال اینترست در گزارشی نوشته است: امروز تیراندازی و حملات هوایی، مرز افغانستان و پاکستان را تعریف می‌کنند. در طول یک سال گذشته، خشونت در امتداد این مرز به‌شدت افزایش پیدا کرده است، زیرا روابط کابل و اسلام‌آباد به خطرناک‌ترین نقطه خود از زمان بازگشت طالبان افغانستان به قدرت در اوت ۲۰۲۱ رسیده است. پاکستان، حاکمان افغانستان را متهم می‌کند که به گروه‌های مسلح به‌ویژه تحریک طالبان پاکستان (TTP) که با نام طالبان پاکستانی نیز شناخته می‌شود، و ارتش آزادی‌بخش بلوچستان (BLA) اجازه می‌دهند از خاک افغانستان فعالیت کنند و حملات مرگبار فرامرزی انجام دهند.

اسلام‌آباد نیز با واکنشی نظامی هرچه تهاجمی‌تر پاسخ داده است و ، چشم‌انداز یک راه‌حل مذاکره‌شده دور از دسترس به نظر می‌رسد؛ چرا که شتاب به‌سوی عملیات گسترده‌تر پاکستان در داخل افغانستان در حال افزایش است.

اوضاع به سرعت وخیم‌تر می‌شود

این وخامت روابط قابل‌توجه است، زیرا اسلام‌آباد سابقه‌ای طولانی در حمایت از طالبان دارد. پاکستان یکی از تنها سه کشوری بود که در دههٔ ۱۹۹۰ امارت اسلامی افغانستان را به رسمیت شناخت و سازمان اطلاعات ارتش پاکستان (ISI) در طول اشغال افغانستان توسط آمریکا و متحدانش در سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱، اصلی‌ترین حامی طالبان افغانستان بود.

با این حال، بازگشت طالبان به قدرت نزدیک به چهار سال و نیم پیش، نه عمق استراتژیک بلکه فشار استراتژیک برای پاکستان به همراه آورده است. حملات فرامرزی منتسب به گروه‌های تروریستی تشدید شده و پاکستان اکنون به‌طور علنی طالبان افغانستان را به تحمل و حتی تسهیل فعالیت گروه‌هایی متهم می‌کند که امنیت داخلی این کشور را تهدید می‌کنند.

طالبان پاکستان

در میان گروه‌های مسلح فعال در افغانستان، اسلام‌آباد تحریک طالبان پاکستان را جدی‌ترین تهدید علیه امنیت ملی پاکستان می‌داند. این گروه که در سال ۲۰۰۷ و در دوران جنگ علیه ترور دولت جورج دبلیو بوش شکل گرفت، کارزاری طولانی از خشونت علیه دولت پاکستان به راه انداخته است. هدف آن سرنگونی حکومت و جایگزینی آن با رژیمی افراطی بود. این گروه هرچند از نظر ایدئولوژیک با طالبان افغانستان همسوست، اما طالبان پاکستام به‌طور مستقل از مقامات کابل عمل می‌کند. پس از بازگشت طالبان افغانستان به قدرت در سال ۲۰۲۱، حملات طالبان در داخل پاکستان شدت گرفت و از سال ۲۰۲۴ به بعد شتاب بیشتری داشت.

پای هند در میان است

این نگرانی‌ها با گسترش روابط طالبان افغانستان با هند تشدید شده است؛ کشوری که اسلام‌آباد آن را به حمایت از طالبان پاکستان متهم می‌کند، اتهامی که دهلی‌نو آن را رد می‌کند. تقویت شراکت طالبان افغانستان و هند، که به‌طور آشکار با سفر پرسر و صدای امیرخان متقی، وزیر خارجهٔ افغانستان، به هند در ماه اکتبر برجسته شد، این تصور را در اسلام‌آباد تقویت کرده که کابل و دهلی‌نو در مسیری همگرا حرکت می‌کنند که امنیت و جایگاه ژئوپلیتیکی پاکستان را تضعیف می‌کند.

از منظر طالبان افغانستان، اتهامات پاکستان دربارهٔ تحمل یا حمایت کابل از گروه‌های تروریستی بی‌اساس است. امارت اسلامی استدلال می‌کند که اسلام‌آباد هم در همکاری با افغانستان برای مقابله با تهدیدهای امنیتی کوتاهی کرده و هم مسئولیت تامین امنیت داخلی خود را نپذیرفته است. در عین حال، کابل حملات نظامی پاکستان در داخل افغانستان را اقدامی تجاوزکارانه و نقض آشکار حاکمیت افغانستان می‌داند که به‌طور کامل غیرقابل‌قبول است.

افزایش تنش‌ها و حملات فرامرزی

در دوره پیش‌رو، احتمالا پاکستان عملیات هوایی خود در داخل افغانستان را تشدید خواهد کرد و شاهد افزایش حملات هوایی و پهپادی خواهیم بود. هدف این اقدامات، محروم کردن طالبان پاکستان و سایر گروه‌های مسلح از فضای امن عملیاتی در جنوب افغانستان و در امتداد خط مورد مناقشهٔ دیورند است. چنین فشاری ممکن است طالبان پاکستان را به انتقال به شمال افغانستان وادار کند؛ جایی که تهدید کمتری برای امنیت ملی پاکستان ایجاد خواهد کرد. این رویکرد را باید در چارچوب راهبرد چهارمرحله‌ای دیرینهٔ اسلام‌آباد برای مقابله با تهدید طالبان پاکستان از خاک افغانستان درک کرد.

نخست، پاکستان تلاش کرد با تسهیل بازگشت طالبان افغانستان به قدرت در سال ۲۰۲۱، طالبان پاکستان را به داخل افغانستان سوق دهد.

مرحله دوم راهبرد پاکستان، استفاده از نفوذ خود بر جناح‌های کلیدی طالبان افغانستان برای پیشبرد پروژه کانال قوش‌تپه در شمال افغانستان بود. این پروژه قرار بود زمین‌های کشاورزی گسترده‌ای ایجاد کند تا امکان اسکان مجدد اعضای آواره طالبان پاکستان و خانواده‌هایشان در مناطق دور از مرز مورد مناقشه با پاکستان فراهم شود. با انتقال آن‌ها به مناطق اطراف کانال، اسلام‌آباد امیدوار بود این گروه‌ها را به‌طور قابل‌توجهی از پاکستان دور کرده و توان آن‌ها برای انجام حملات فرامرزی را محدود کند. با وجود حمایت مالی قابل‌توجه امارات متحده عربی برای تسهیل این اسکان مجدد، در نهایت طالبان پاکستان به شمال افغانستان منتقل نشد؛ موضوعی که یک منبع دیپلماتیک برای نویسنده توضیح داده است.

مرحلهٔ سوم راهبرد اسلام‌آباد شامل حملات هوایی و پهپادی مستمر در جنوب افغانستان است تا فضای امن عملیاتی از طالبان پاکستان گرفته شود. پاکستان با غیرقابل‌سکونت کردن تدریجی جنوب افغانستان، می‌کوشد این گروه را به انتقال به شمال هندوکش و شمال افغانستان وادار کند. این مرحله در حال حاضر بخش فعال راهبرد چهارمرحله‌ای پاکستان است.

مرحلهٔ چهارم و آتی، حمایت از برخی گروه‌های ضدطالبان در افغانستان، به‌ویژه در تخار، بدخشان و پنجشیر است. هدف پاکستان ایجاد یک میدان نبرد داخلی فعال است که جنگجویان TTP را درگیر مقابله با گروه‌هایی مانند جبههٔ مقاومت ملی (NRF) و جبههٔ آزادی افغانستان (AFF) کند و تمرکز آن‌ها را از حمله به داخل پاکستان منحرف سازد. این راهبرد بر این فرض استوار است که طالبان افغانستان برای مقابله با این گروه‌های شورشی در شمال‌شرق افغانستان به حمایت طالبان پاکستان نیاز خواهند داشت و در نتیجه، این گروه به ابزاری در درگیری‌های داخلی افغانستان تبدیل می‌شود.

افغانستان و پاکستان

مانورهای دیپلماتیک و میانجی‌گری منطقه‌ای

بازیگران قدرتمند متعددی در ثبات مرز افغانستان و پاکستان و روابط کابل و اسلام‌آباد ذی‌نفع هستند. چین، به‌عنوان همسایه مستقیم هر دو کشور، بیشترین منافع را در میان بازیگران خارجی دارد. پکن نگران تشدید درگیری‌ها و تأثیر آن بر پروژه‌های ابتکار کمربند و جاده در منطقه، از جمله کریدور اقتصادی چین–پاکستان به ارزش ۶۲ میلیارد دلار است که مرز چین و پاکستان را به بندر گوادر متصل می‌کند. افزون بر این، چین بیم آن دارد که بی‌ثباتی افغانستان به گروه‌های شبه‌نظامی اویغور امکان دهد در آینده امنیت این کشور را تهدید کنند.

 

در ماه مه، وانگ یی، وزیر خارجه چین، با همتایان افغان و پاکستانی خود در پکن دیدار کرد و زمینه را برای احیای روابط دیپلماتیک کابل و اسلام‌آباد فراهم ساخت. سه ماه بعد، این سه وزیر بار دیگر در کابل گرد هم آمدند. چند روز پس از توافق افغانستان و پاکستان بر سر یک آتش‌بس موقت در اکتبر ۲۰۲۵، چین بار دیگر از دو طرف خواست خویشتن‌داری و آرامش را رعایت کنند. این دیپلماسی محتاطانه نشان‌دهنده تلاش حساب‌شده پکن برای حفاظت از منافع امنیتی خود، صیانت از سرمایه‌گذاری‌های منطقه‌ای و پیشبرد جاه‌طلبی‌های گسترده‌ترش در نفوذ منطقه‌ای است.

چین در طول این بحران، با دقت روابط خود با هر دو پایتخت را متوازن نگه داشته و از مقصر دانستن هر طرف پرهیز کرده و خود را به‌عنوان نیرویی تثبیت‌کننده معرفی کرده است. این کشور، به‌عنوان قدرت اول جهان در حوزه مواد معدنی حیاتی با بیش از ۶۰ درصد تولید جهانی عناصر نادر خاکی و نزدیک به ۹۰ درصد ظرفیت پالایش افغانستان و پاکستان را شرکای راهبردی مهمی می‌داند، به‌ویژه با توجه به ذخایر دست‌نخورده عناصر نادر در این دو کشور.

روسیه نیز با نگرانی به تشدید تنش‌ها میان افغانستان و پاکستان می‌نگرد. مسکو تنها دولتی است که به‌طور رسمی دولت کنونی افغانستان را به رسمیت شناخته و روابط مثبتی با هر دو پایتخت دارد. با توجه به اینکه هم طالبان افغانستان و هم پاکستان شرکای کلیدی روسیه در مبارزه با تروریسم محسوب می‌شوند، مسکو همواره خواستار کاهش تنش از طریق دیپلماسی بوده است.

آلبرت خورف، سفیر روسیه در پاکستان، تأکید کرده که منافع مشترک افغانستان، پاکستان، روسیه و سایر کشورها از طریق رویکردی جمعی در مقابله با تروریسم بهتر تامین می‌شود و بدین ترتیب، مسکو خود را به‌عنوان پلی دیپلماتیک میان دو کشور معرفی کرده است. پس از شکست گفت‌وگوهای اخیر در استانبول، روسیه چندین دور رایزنی برای کاهش تنش‌ها برگزار کرد.

ایران هم دیدگاهی نزدیک به روسیه دارد و روابط امنیتی خود با کابل و اسلام‌آباد را حفظ کرده است. تهران، همانند مسکو، میزبان رایزنی‌هایی برای مدیریت تنش‌ها در مرز افغانستان و پاکستان بوده است. نگرانی اصلی جمهوری اسلامی ایران این است که بی‌ثباتی فزاینده به ایجاد خلاهای قدرت در افغانستان منجر شود و گروه‌های دشمن با ایران را تقویت کند. از دید تهران، تهدید اصلی از سوی شاخه خراسان داعش (ISKP) ناشی می‌شود. سیاست‌گذاران ایرانی نگران‌اند که فروپاشی امارت اسلامی به داعش یا دیگر گروه‌های افراطی ضدایرانی امکان قدرت‌گیری بدهد.

در واکنش، ایران تلاش کرده میانجی‌گری‌هایی را در اولویت قرار دهد که هدف آن وارد کردن بخش‌هایی از مخالفان طالبان افغانستان به‌ویژه چهره‌های مرتبط با ائتلاف شمال سابق به یک چارچوب تقسیم قدرت است تا پایداری حکومت طالبان تقویت شود. این راهبرد نشان‌دهنده نگرانی شدید تهران از بی‌ثباتی در مرزهای شرقی، به‌ویژه در شرایطی است که هم‌زمان با تهدیدهای امنیتی فزاینده از سوی اسرائیل پس از جنگ ۱۲روزهٔ ژوئن ۲۰۲۵ مواجه است.

در میان شش کشور شورای همکاری خلیج فارس، قطر فعال‌ترین و مؤثرترین نقش را در میانجی‌گری میان طالبان افغانستان و پاکستان ایفا کرده است، هرچند تلاش‌هایش هنوز به راه‌حلی پایدار نینجامیده است. گفت‌وگوهای میزبانی‌شده در دوحه به آتش‌بس اولیه در ۱۹ اکتبر انجامید و پس از آن دو دور گفت‌وگوی دیگر در استانبول برای تثبیت آتش‌بس برگزار شد. با این حال، طرفین در نهایت نتوانستند بر سر شرایط یک توافق دائمی به تفاهم برسند. 

پاکستان افغانستان

چرا راه‌حل‌های دیپلماتیک دست‌نیافتنی مانده‌اند؟

با وجود تلاش‌های میانجی‌گرانه چین، روسیه، ایران، ترکیه و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، ابتکارهای دیپلماتیک میان طالبان افغانستان و پاکستان تاکنون پیشرفت چشمگیری نداشته‌اند. در حال حاضر، قطر و ترکیه در خط مقدم دیپلماسی منطقه‌ای قرار دارند و با فراهم کردن بستر گفت‌وگو، تلاش‌های واقعی برای برقراری آتش‌بس و تثبیت مرز افغانستان و پاکستان انجام می‌دهند. با این حال، چشم‌انداز موفقیت آن‌ها به دلیل عدم تمایل آشکار کابل و اسلام‌آباد به کاهش واقعی تنش‌ها، محدود است.

در قلب این تنش‌ها، اختلافات بنیادینی میان طالبان افغانستان و پاکستان قرار دارد که حل‌وفصل آن‌ها از طریق میانجی‌ها دشوار خواهد بود.

پاکستان از طالبان افغانستان اقدام قاطع برای مهار حملات تروریستی در خاک خود می‌خواهد. اما به نظر می‌رسد کابل توان انجام چنین کاری را ندارد. هرگونه سرکوب جدی می‌تواند به شکاف‌های داخلی و حتی فروپاشی امارت اسلامی منجر شود. در عین حال، رهبران طالبان افغانستان ظاهرا محاسبه می‌کنند که در صورت سقوط دوباره حکومتشان، مناطق تحت کنترل طالبان پاکستان در داخل پاکستان می‌تواند به پناهگاهی حیاتی برای آن‌ها تبدیل شود. 

در نتیجه، بن‌بست کنونی احتمالا در سراسر سال ۲۰۲۶ ادامه خواهد یافت. حملات هوایی بیشتر، درگیری‌های مکرر مرزی و اتکای فزاینده به بازیگران نیابتی در دو سوی مرز، همچنان ویژگی اصلی این منازعهٔ آشفتهٔ مرزی خواهد بود.

ارسال نظر

پربازدیدترین‌ها
کارگزاری مفید