بورس نمی‌تواند از لاک بازدهی ریالی خارج شود زیرا...

2 اهرم اثرگذار بر چشم‌انداز سرمایه‌گذاری در بورس و طلا در 1405 | تعطیلی بازار سهام نشان داد پناهگاه امن در بحران نیست

سرویس: اخبار بورس کدخبر: ۷۷۷۹۵۱
اقتصادنیوز: یک تحلیلگر اقتصادی می گوید: سرمایه‌گذاران بازار طلا و سهام باید چشم انداز خود را نه صرفا بر اساس پایان جنگ، بلکه بر اساس نوع پایان آن و پیامدهای اقتصادی‌ آن تنظیم کنند.
2 اهرم اثرگذار بر چشم‌انداز سرمایه‌گذاری در بورس و طلا در 1405 | تعطیلی بازار سهام  نشان داد پناهگاه امن در بحران نیست

به گزارش اقتصادنیوز؛ فاصله معنادار بازدهی بورس و طلا در سال ۱۴۰۴ یکی از مهم‌ترین عوامل تضعیف اعتماد عمومی به بازار سرمایه بود.

در همین رابطه امیر ندیری – تحلیلگر بازار سرمایه در گفتگو با‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ اقتصادنیوز می‌گوید: «هنگامی که در دوره‌ای با بالاترین سطح ریسک جنگ، طلا بازدهی چند برابر بورس را ثبت می‌کند و در نهایت بازار سهام نیز به دلیل شدت بحران تعطیل می‌شود، این پیام به عموم مردم مخابره خواهد شد که بازار سهام نه‌تنها پناهگاهی امن در برابر تنش‌ها نیست، بلکه به دلیل وابستگی شرکت‌های آن به شرایط تولید، تحریم‌ها و سیاست‌های ارزی، از دارایی‌های فیزیکی نظیر طلا آسیب‌پذیرتر است.»

خبر مرتبط
پیش بینی واکنش بورس به توافق احتمالی ایران و آمریکا | میرمعینی: ریسک‌های سیاسی مانع اصلی رشد قیمت سهام است

اقتصادنیوز: تحلیلگر بازار سهام می گوید: در سناریوی خوش بینانه در صورت توافق پایدار بین ایران و آمریکا، بازارها پس از طی کردن یک دوره کوتاه مدت تنشی و سردرگمی، دوران رونق و رشد را در بازار سرمایه شاهد باشیم.

وی تاکید می کند؛ «در صورت تحقق سناریوی خوشبینانه (پیروزی با گشایش اقتصادی)، بورس احتمالا بازدهی بسیار بالاتری نسبت به طلا خواهد داشت، زیرا از سطح پایه و با عقب‌ماندگی تاریخی وارد مرحله تعدیل مثبت می‌شود. در سناریوی بدبینانه، اما طلا همچنان گزینه امن‌تر و کم‌ریسک‌تری باقی خواهد ماند. بنابراین سرمایه‌گذاران باید چشم انداز خود را نه صرفا بر اساس پایان جنگ، بلکه بر اساس نوع پایان آن و پیامدهای اقتصادی‌ آن تنظیم کنند.»

مشروح گفتگوی امیر ندیری – تحلیلگر بازار سرمایه را با‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ «اقتصادنیوز» در ادامه بخوانید.

****

*آقای ندیری! وضعیت بورس در سال 1404 را چطور ارزیابی می کنید؟ بازار سرمایه چقدر انتظارات را برآورده کرد؟

بورس تهران در سال ۱۴۰۴ تحت تأثیر شدیدترین ریسک‌های ژئوپلیتیکی دهه اخیر قرار داشت؛ باید گفت تشدید تنش‌های نظامی و تجربه دو جنگ تحمیلی، فضای حاکم بر بازار سرمایه را به طور کامل تحت الشعاع قرار داد. در نهایت این ریسک‌ها به حدی شدت گرفت که بازار سهام برای مدتی تعطیل شد تا از التهاب و سقوط آزاد شاخص جلوگیری به عمل آید.

پیش از تعطیلی نیز اگرچه شاخص کل از نظر ریالی رشد مثبتی را ثبت کرده بود، اما این افزایش را نمی‌توان به معنای برآورده شدن انتظارات تاریخی سهامداران تلقی کرد. در شرایطی که نرخ تورم و رشد نقدینگی سرعت گرفت و بازارهای رقیب (به‌ویژه طلا و ارز) بازدهی‌های چندبرابری به دست آوردند، بازدهی واقعی بورس (نسبت به تورم) منفی بود؛ به عبارت دیگر، بورس در سال ۱۴۰۴ نتوانست نقش یک بازار پیشرو را ایفا کند و عملا در دامنه‌ای از نوسانات محصور ماند که ریشه اصلی آن، عدم قطعیت‌های سیاسی و امنیتی بود.

فعالان بازار انتظار داشتند؛ باتوجه به قیمت‌های پایین بسیاری از شرکت‌های بنیاددار، بورس عقب‌ماندگی سال‌های قبل را جبران کند، اما تشدید ریسک‌های سیستماتیک نه‌تنها مانع از شکل‌گیری یک روند پایدار صعودی شد، بلکه در نهایت به تعطیلی بازار تا به این لحظه انجامید.

سرمایه گذاری در بازار سهام یا بازار ارز و طلا؟

*آیا عقب ماندگی بورس نسبت به طلا در سال 1404 می تواند بی اعتمادی به بازار سهام را بین عموم مردم تشدید کند؟

بی‌تردید فاصله معنادار بازدهی بورس و طلا در سال ۱۴۰۴ یکی از مهم‌ترین عوامل تضعیف اعتماد عمومی به بازار سرمایه بود. برای سرمایه‌گذاران خرد در ایران، طلا همواره نقش یک دارایی امن و مطمئن در شرایط بحرانی را ایفا می‌کند؛ هنگامی که در دوره‌ای با بالاترین سطح ریسک جنگ، طلا بازدهی چند برابر بورس را ثبت می‌کند و در نهایت بازار سهام نیز به دلیل شدت بحران تعطیل می‌شود، این پیام به عموم مردم مخابره می‌شود که بازار سهام نه‌تنها پناهگاهی امن در برابر تنش‌ها نیست، بلکه به دلیل وابستگی شرکت‌های آن به شرایط تولید، تحریم‌ها و سیاست‌های ارزی، از دارایی‌های فیزیکی نظیر طلا آسیب‌پذیرتر است.

این عقب‌ماندگی همراه با تجربه تعطیلی بازار به روایتی در میان سهامداران خرد تبدیل شد که ‌بورس در شرایط بحران، کارایی لازم برای حفظ ارزش سرمایه را ندارد. از آنجا که ورود نقدینگی حقیقی به بورس به شدت به اعتماد عمومی گره خورده است، تداوم این فاصله بازدهی در سال ۱۴۰۴ به معنای خروج بخش قابل توجهی از نقدینگی از بازار و تمرکز آن در بازارهای موازی (به‌ویژه طلا و سکه) بود. این شکاف اعتمادی تا زمانی که شواهد روشنی مبنی بر کاهش پایدار ریسک‌های ژئوپلیتیک و بازگشت ثبات به متغیرهای کلان اقتصادی مشاهده نشود، ماندگار خواهد بود.

دو شرط اساسی در جهت پیشتازی بازار سرمایه

*گرچه بورس در سال 1404 از نظر ریالی رشد کرد، اما از نظر دلاری می توان گفت که افت هم داشته است. از نظر شما این وضعیت بازارسهام تا چه زمانی می تواند ادامه داشته باشد و دلیل عقب افتادگی بورس از دلار چیست؟

یکی از نکات کلیدی در تحلیل عملکرد بورس در سال ۱۴۰۴، تفکیک بازدهی ریالی از بازدهی دلاری است. رشد ریالی شاخص کل عمدتا تحت تاثیر انبساط نقدینگی و تورم مزمن شکل گرفت؛ در حالی که ارزش دلاری بازار سرمایه عملا کاهش یافت؛ به عبارت ساده، اگر سرمایه‌ای از ابتدای سال وارد بورس می‌شد و در پایان سال (پیش از تعطیلی) به دلار تبدیل می‌گردید با کاهش مواجه می‌شد. دلایل این عقب‌ماندگی را می‌توان در چند عامل دسته‌بندی کرد:

 سیاست‌های ارزی: فاصله معنادار بین نرخ نیما و نرخ آزاد دلار باعث شد شرکت‌های بورسی (به‌ویژه صادرات‌محورها) نتوانند از مزیت افزایش نرخ ارز به طور کامل منتفع شوند؛ البته این مساله در نیمه دوم سال در حال ترمیم بود که با وقوع جنگ، شرایط معلق مانده است.

ریسک سیستماتیک: افزایش تنش‌های نظامی منجر به رشد تقاضا برای دارایی‌های امنی چون دلار و طلا شد و در نتیجه سرمایه‌ها از بورس خارج شد.

 تعطیلی بازار: شرایط بحرانی، فرآیند کشف قیمت واقعی سهام را مختل کرد و در نهایت تشدید نااطمینانی به تعطیلی کامل بازار انجامید که خود نشانه‌ای از شدت بحران و ناتوانی در ادامه معاملات در شرایط عادی بود.

امیر ندیری

این وضعیت تا زمانی ادامه خواهد داشت که حداقل یکی از دو شرط اساسی محقق نشود: نخست، کاهش چشم گیر ریسک‌های ژئوپلیتیک (یعنی پایان جنگ با پیامدهای مثبت اقتصادی) که منجر به بازگشایی پایدار بازار، بازگشت اعتماد و ورود سرمایه‌های سرگردان به بورس شود؛ دوم، اصلاح سیاست‌های ارزی به‌گونه‌ای که شرکت‌های بورسی بتوانند بازدهی واقعی ناشی از افزایش نرخ ارز را در صورت‌های مالی و قیمت سهام منعکس کنند.

در نتیجه تا زمانی که پایان جنگ و اثر واقعی آزادسازی ارزی را مشاهده نکنیم، بورس نمی‌تواند از لاک بازدهی ریالی خارج شود و رشد دلاری معناداری را به ثبت برساند.

بورس بازنده بازارهای مالی؟

*بورس پس از پایان جنگ چه شرایطی خواهد داشت؟ سناریوهای خوش بینانه و بدبینانه شما برای بورس پس از جنگ چیست؟

پایان جنگ، نقطه عطفی برای بورس ایران خواهد بود، اما جهت و شدت تغییرات کاملا به چگونگی پایان جنگ وابسته است. در این راستا دو سناریوی اصلی قابل تصور است. لازم به ذکر است که در هر دو سناریو، فرض بر این است که با کاهش ریسک‌ها، بازار تعطیل‌شده مجددا بازگشایی خواهد شد و شرایط برای انجام معاملات فراهم می شود.

سناریوی خوشبینانه؛ پیروزی با گشایش بین‌المللی - در این سناریو ، جنگ به نحوی پایان می‌پذیرد که یا به یک توافق جامع بین‌المللی منجر شود یا کاهش چشم گیر و پایدار تحریم‌ها را در پی داشته باشد؛ در این حالت شاهد پیروزی ایران در این جنگ به نحوی هستیم که نه‌تنها ریسک سیستماتیک جنگ را از بین می‌برد، بلکه منابع ارزی بلوکه‌شده آزاد می‌شوند، ارتباطات بانکی بین‌المللی تسهیل می‌شود و فضای کسب‌وکار به طور اساسی دگرگون خواهد شد. در چنین شرایطی، بورس با یک رشد خیره‌کننده و چندوجهی مواجه خواهد شد. کاهش نرخ بهره کشور، افزایش سودآوری شرکت‌های صادراتی، پتروشیمی، فولادی و بانکی در نتیجه رفع تحریم‌ها، و بازگشت اعتماد عمومی و ورود گسترده نقدینگی از بازارهای موازی (طلا، ارز، مسکن) به بورس، همگی دست به دست هم خواهند داد تا شاخص کل در مدت کوتاهی پس از بازگشایی، جهش تاریخی را تجربه کند و عقب‌ماندگی چندساله نسبت به طلا و دلار جبران شود.

سناریوی بدبینانه؛ پایان جنگ بدون تغییر ساختار تحریم‌ها - در این سناریو، جنگ هرچند به لحاظ نظامی خاتمه می‌یابد، اما نه با پیروزی قاطع؛ بلکه با تداوم تحریم‌های حداکثری و عدم گشایش اقتصادی همراه است. به عبارت دیگر، آتش‌بس یا توقف درگیری‌ها رخ می‌دهد، اما توافقی شکل نمی‌گیرد و منابع جدیدی به کشور وارد نمی‌شود. در این حالت، ریسک جنگ فورا از بین می‌رود و بازار از حالت بحران حاد خارج شده و امکان بازگشایی فراهم می‌شود، اما چشم انداز اقتصاد همچنان با محدودیت‌های ارزی، تحریم‌های بانکی و عدم دسترسی به تکنولوژی همراه خواهد بود. بورس در چنین وضعیتی با یک رشد نسبی و تدریجی پس از بازگشایی همراه می‌شود که عمدتا ناشی از رفع بخشی از عدم‌قطعیت‌ها و بازگشت بخشی از نقدینگی احتیاطی است، اما نمی‌تواند به یک رونق پایدار و جهش دلاری دست یابد. در این سناریو، بورس به کانال بازدهی ریالی، اما کم تر از نرخ تورم بازمی‌گردد و احتمالا در رقابت با طلا و دلار بازنده خواهد بود.

تنظیم سرمایه گذاری متناسب با پیامدهای اقتصادی جنگ

*دامنه نوسان بورس از زمانی به 3 درصد کاهش یافت که خطر جنگ بالای سر کشور آمد. پس از پایان جنگ، آیا می توان گفت که وقتش رسیده دامنه نوسان به اعداد 5 و 6 درصد بازگردد؟

با فرض پایان جنگ و بازگشایی بازار، مسئله اصلی این است که دامنه نوسان در چه سطحی تنظیم شود. در این زمینه چند نکته حائز اهمیت است:

بازگشت تدریجی به جای تغییر ناگهانی: با توجه به حساسیت شرایط و لزوم جلوگیری از شوک‌های قیمتی، بهترین رویکرد آن است که پس از بازگشایی بازار و به موازات کاهش تدریجی ریسک‌ها، دامنه نوسان به صورت پلکانی افزایش یابد. به عبارت دیگر، ابتدا دامنه در محدوده ۳ درصد باشد، سپس از ۳ درصد به ۴ یا ۵ درصد افزایش داده شود و در صورت تثبیت شرایط و عدم بروز تلاطم‌های غیرعادی، می‌توانیم به سقف‌های پیش از بحران‌های سال‌های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ بازگردیم.

تغییر دامنه نوسان نباید پیش از آن که کاهش ریسک‌ها به صورت قطعی و قابل اتکا محرز شود، انجام پذیرد. همچنین این اقدام باید هم زمان با اطلاع‌رسانی شفاف درباره وضعیت تحریم‌ها، توافقات بین‌المللی و چشم‌انداز اقتصاد کلان صورت گیرد تا بازار بتواند با آرامش و منطق به کشف قیمت بپردازد.

بورس و طلا لزوما در تضاد با یکدیگر قرار ندارند

در پایان باید تاکید کرد که بورس و طلا لزوما در تضاد با یکدیگر قرار ندارند و نمی‌توان همواره رابطه عکس بین آنها تصور کرد. در شرایط عادی و با کاهش ریسک‌های ژئوپلیتیک، هر دو دارایی می‌توانند بازدهی مثبت داشته باشند؛ طلا به عنوان پشتوانه امن و بورس به عنوان پیشران رشد اقتصادی.

آنچه مسیر این دو را تعیین می‌کند، ترکیبی از نتیجه جنگ، وضعیت تحریم‌ها و سیاست‌های ارزی کشور است. در صورت تحقق سناریوی خوشبینانه (پیروزی با گشایش اقتصادی)، بورس احتمالا بازدهی بسیار بالاتری نسبت به طلا خواهد داشت، زیرا از سطح پایه و با عقب‌ماندگی تاریخی وارد مرحله تعدیل مثبت می‌شود. در سناریوی بدبینانه، اما طلا همچنان گزینه امن‌تر و کم‌ریسک‌تری باقی خواهد ماند. بنابراین سرمایه‌گذاران باید چشم انداز خود را نه صرفا بر اساس پایان جنگ، بلکه بر اساس نوع پایان آن و پیامدهای اقتصادی‌ آن تنظیم کنند.

ارسال نظر

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O