جنگ، عید و جیبهای خالی... | شکنندگی شدید اقتصاد خانوارها | اولویت «امنیت جانی است» اما معیشت دغدغه بزرگیست!
به گزارش اقتصادنیوز، در حالی که تنشهای نظامی میان ایران، اسرائیل و ایالات متحده آمریکا به برخی زیرساخت ها رسیده و تشدید شده است، بسیاری از خانوارها این روزها بیش از تحولات میدانی، نگران معیشت خود هستند؛ نگرانیهایی که در آستانه پایان سال، از پرداخت حقوق و عیدی تا تأمین کالاهای اساسی را دربرمیگیرد. روایت گفتوگوی «اقتصادنیوز» با چند کارمند و کارگر بخش خصوصی و دولتی، تصویر روشنی از این دغدغهها ارائه میدهد.
نگرانی مخارج عید نوروز، تبدیل به نگرانی بقا شده است
امیررضا، کارمند بخش خصوصی، میگوید: هر سال دغدغهمان خرید عید بود اما امسال مسئله اصلی تأمین مایحتاج ضروری است. تجربه جنگ ۱۲ روزه را داریم؛ هک شدن شبکه بانکی، محدودیت نقدینگی و مشکلات انتقال پول باعث شد خیلیها حقوقشان را دیر بگیرند. حالا هم با شدت بیشتر درگیریها، این نگرانی بیشتر شده که کارفرما اصلاً بتواند پرداختی داشته باشد. مشکل فقط زمان پرداخت نیست، بلکه احتمال کاهش مزایا و عیدی هم مطرح است؛ کسبوکارها همین حالا تحت فشارند. اگر وضع اقتصاد بدتر شود، اولین چیزی که حذف میشود مزایا و عیدی کارمندهاست.
اقتصادنیوز: این روزها بسیاری از کاسبان یک جمله در ذهن دارند: اسفند 1404 نه لحظهای و نه حتی ذرهای بوی عید نمیدهد. جای آن بوی اضطراب است، بوی جنگ و خون و تعلیقی ادامهدار...
او در پاسخ به اینکه تأخیر یکماهه در پرداخت حقوق چه پیامدی برای زندگی او دارد، توضیح داد: قبل از جنگ هم هر ماه با بدهی وارد ماه بعد میشدیم. تورم افسارگسیخته، درآمد ثابت و هزینههای سرسامآور اجازه پسانداز نمیدهد. حالا اگر یک ماه حقوق عقب بیفتد، فشار مضاعف است؛ از کمبود کالاهای اساسی تا گران شدن ناگهانی همه چیز. بیشترین ترس اقتصادی این روزها «ناتوانی در ادامه زندگی» است؛ جدا از نگرانی برای جان عزیزان، دغدغه اصلی بقاست. بعضی کالاها کمیاب شده، برخی گرانتر. اگر تورم شدیدتر شود، تهیه مایحتاج سادهترین امور هم سخت میشود!
او در پایان با اشاره به نگرانیها از تعدیل شدن گفت: در محل کار فعلی هنوز تعدیلی نشده؛ اما بعد از جنگ ۱۲ روزه تعدیلها گسترده بود. حالا که دامنه درگیری شدیدتر شده و آخر سال است، ترس تعدیل نسبت به قبل خیلی بیشتر است. حتی قبل از جنگ هم خیلی از کسبوکارها به خاطر تحریم و تورم و قطعی اینترنت در مرز تعطیلی بودند.
جنگ و تجربه حقوق ناقص
ساسان، کارمند دیگری که در جریان جنگ ۱۲ روزه با عدم پرداخت کامل حقوق مواجه شده، میگوید: «تجربه عدم پرداخت کامل حقوق در جریان جنگ قبلی مرا نگران کرده چراکه در محل کار قبلی در جریان جنگ ۱۲ روزه، پرداخت حقوق کارکنان برای حدود دو تا سه ماه بهصورت ناقص انجام شد. در آن مقطع وعده داده شد مابهالتفاوت در ادامه پرداخت شود، اما عملاً این اتفاق رخ نداد.»
او ادامه داد: «با توجه به تعهدات مالی و اقساط مستمر، حتی یک ماه تأخیر یا پرداخت ناقص حقوق میتواند تبعات سنگینی به همراه داشته باشد و معیشتم را با اختلال جدی مواجه کند.»
زیاد نگرانم، مخصوصاً به خاطر عیدی
سارا، کارمند یک شرکت خصوصی، نگرانی خود را کوتاه اما صریح بیان میکند: «خیلی نگران پرداخت حقوق و مزایای آخر سال هستم. بهخصوص با توجه به عید و عیدی که قرار بود واریز شود و با توجه به شاغل بودن من و همسرم؛ اگر هردو پرداختیها انجام نشود قطعا به مشکل برخواهیم خورد.»
پاسخ او نشان میدهد برای برخی خانوارها، همین پرداختهای مناسبتی پایان سال نقش مهمی در تنظیم دخل و خرج دارد و هرگونه تأخیر میتواند برنامهریزی مالی را مختل کند.
در میان گفتوگوها، محمد که راننده تاکسی اینترنتی است، نگاه متفاوتی دارد. او میگوید: «چون حقوق ثابت ندارم، نگرانی مستقیمی از تأخیر در پرداخت حقوق ندارم؛ اما در اطرافیانم که کارمند بخش خصوصی هستند می بینم که چقدر نگرانند و میگویند تأخیر کوتاهمدت شاید قابل مدیریت باشد، اما چند ماه وقفه عملاً غیرقابل تحمل است. اگر درآمد هر دو نفر در یک خانواده همزمان دچار اختلال شود، فشار جدی ایجاد خواهد شد.»
اگر حقوق نگیریم مجبوریم سراغ پساندازمان برویم
آیدا، فروشنده یک فروشگاه لباس است، او درباره نگرانیهایش میگوید؛ «در صورت تأخیر در پرداخت حقوق، ناچار خواهد شد به پساندازش متوسل شود، اگر حقوق نگیریم مجبوریم سراغ پساندازمان برویم؛ پساندازی که برایش زحمت کشیدهایم و حالا انگار یکباره میسوزد.»
او از وضعیت نامطمئن محل کارش نیز خبر میدهد و توضیح میدهد که تعطیلیها بهصورت روزانه تمدید میشود و چشمانداز روشنی وجود ندارد. با این حال، بهدلیل شرایط خانوادگی ناچار به ماندن در شهر هستند: تعطیلیها را روزبهروز تمدید میکنند و شرایط مشخص نیست. چون پدرم سر کار میرود، خانواده باید در شهر بماند.
آیدا میگوید؛ «بخشی از هزینههای زندگی با خانواده، مشترک است و همین موضوع تا حدی از فشار مستقیم معیشتی میکاهد، اما تعهدات شخصی همچنان پابرجاست، هزینههای زندگی با خانواده تقسیم میشود، اما قسطهایم را باید از پسانداز پرداخت کنم.»
او درباره احتمال تعدیل نیرو نیز ابراز نگرانی میکند: «خیلی نگران تعدیل هستم. هرچند تصور میکنم جایگاه شغلی من شاید در اولویت تعدیل نباشد و گزینههای دیگری برای کاهش نیرو وجود داشته باشد، اما در این شرایط هیچ چیز قطعی نیست.»
دغدغهای فراتر از جنگ
نکته مشترک در میان اغلب مصاحبهشوندگان، اولویت «امنیت جانی» است؛ پس از آن، دغدغه اصلی معیشت است؛ از تورم و گرانی بیوقفه گرفته تا کمبود کالاهای اساسی و تهدید ثبات شغلی.
آنچه از روایتهای میدانی مشخص میشود، شکنندگی شدید وضعیت اقتصادی خانوارها حتی پیش از تشدید تنشهاست. حالا هر تأخیر در پرداخت حقوق یا اختلال در بازار کالا میتواند این شکنندگی را به بحرانی جدی در زندگی روزمره تبدیل کند و فشار معیشتی را بهطور مستقیم بر خانوادهها وارد کند.