استراتژی امنیت ملی باید به‌صورت بنیادین بازتعریف شود

طبقه متوسط در پساجنگ | میری: توزیع فقر در جامعه از پیامدهای جنگ است | باید به سمت بازسازی اقتصاد رفت اگر...

سرویس: اجتماعی کدخبر: ۷۷۶۱۳۹
اقتصادنیوز:سید جواد میری، جامعه‌شناس، هشدار می‌دهد که بدون بازتعریف بنیادین امنیت و راهبردهای کلان، نه‌تنها طبقه متوسط بلکه کلیت نظم اجتماعی در معرض فرسایش قرار می‌گیرد.
طبقه متوسط در پساجنگ | میری: توزیع فقر در جامعه از پیامدهای جنگ است | باید به سمت بازسازی اقتصاد رفت اگر...

به گزارش اقتصادنیوز، در شرایط جنگی فعلی و تلاطم‌های اقتصادی، سرنوشت طبقه متوسط و سکوت بخشی از کارشناسان، به یکی از دغدغه‌های جدی فضای عمومی بدل شده است.

خبر مرتبط
«زندگیِ جنگی»؛ لحظه ای میان شوک، ترس، سازگاری و فرسودگی | جامعه تا کجا دوام می‌آورد؟ | زندگی زیر ضرب موشک‌ها ادامه دارد

اقتصادنیوز:ایران حالا در موقعیتی ایستاده که تجربه‌اش برای بسیاری از کشورها آشناست: لحظه‌ای میان شوک و سازگاری، جایی که هنوز ترس هست، اما زندگی هم متوقف نشده است.

سید جواد میری، جامعه‌شناس، در گفت‌وگو با اقتصادنیوز با تأکید بر «فقدان ابزار مفهومی» در علوم اجتماعی ایران، از ناتوانی در تحلیل وضعیت سخن می‌گوید و هم‌زمان هشدار می‌دهد که بدون بازتعریف بنیادین امنیت و راهبردهای کلان، نه‌تنها طبقه متوسط بلکه کلیت نظم اجتماعی در معرض فرسایش قرار می‌گیرد.

گفتگوی سیدجواد میری با اقتصادنیوز را بخوانید.

****

آقای میری! چرا بسیاری از جامعه‌شناسان،اقتصاددانان و حتی کارشناسان در این مدت جنگ از بازه 9 اسفند تا به امروز با رسانه‌ها کمتر صحبت می‌کنند و اظهار نظرهای کمتری دارند، تحلیل شما از این فضا چیست؟ این فضا بیشتر بر پایه تعلیق و نداشتن تحلیل های جامع و دقیق از وضعیت جدید است یا تردید شخصی؟ یا دیگر عوامل دخیل در این موضوع؟نگاه شما چیست؟

اصولاً علوم اجتماعی در ایران مبتنی بر کلان‌ ایده‌هایی مانند جامعه‌شناسی توسعه یا اقتصاد توسعه شکل گرفته است. یعنی جامعه‌شناسان در ایران معمولاً در چارچوبی رشد کرده‌اند که به توسعه می‌اندیشد. به عنوان مثال، گفته می‌شود جوامع به سه دسته تقسیم می‌شوند: جوامع توسعه‌یافته، جوامع در حال توسعه و جوامع توسعه‌نیافته. مثلاً آمریکا، اروپای غربی، ژاپن، استرالیا و کانادا به عنوان جوامع توسعه‌یافته، کشورهایی مانند مالزی، چین، کره جنوبی و ترکیه به عنوان جوامع در حال توسعه و کشورهایی که اساساً توسعه در آن‌ها شکل نگرفته یا در وضعیت قهقرایی هستند به عنوان جوامع توسعه‌نیافته معرفی می‌شوند.

ناتوانی گفتمانی در علوم اجتماعی ایران اتفاق افتاده است

در ایران نیز متون کلاسیک جامعه‌شناسی بر اساس مدل‌های نظری متفکرانی مانند گیدنز، ریمون آرون و دیگران ترجمه شده و تلاش شده با همان مدل‌ها مسائل جامعه ایران تحلیل شود. یکی از مفاهیم کلیدی هم «توسعه» بوده است؛ این‌که جامعه چگونه می‌تواند توسعه پیدا کند، چه نوع طبقه متوسطی باید داشته باشد، طبقه کارگر چگونه باشد، نخبگان چه جایگاهی داشته باشند و نسبت میان این طبقات چگونه تعریف شود.

همچنین بحث‌هایی مانند عدالت توزیعی، اقتصاد، و گرایش‌های چپ و راست یا لیبرال در همین چارچوب‌ها شکل گرفته‌اند.

میری

اما نکته مهم این است که جامعه‌شناسی جنگ هیچ‌گاه در متون کلاسیک علوم اجتماعی در ایران به‌طور جدی تدریس نشده است. این مباحث بیشتر در علوم سیاسی یا در دانشکده‌های نظامی مطرح شده‌اند. در حالی که جنگ به‌مثابه یک مقوله جامعه‌شناختی، در مرکز نظم جهانی قرار دارد.

اساساً نظمی که ما در آن زندگی می‌کنیم، مبتنی بر جنگ شکل گرفته است. این‌طور نیست که ابتدا توسعه شکل گرفته و بعد جنگی رخ داده باشد؛ بلکه از عصر روشنگری و پس از انقلاب فرانسه، جنگ به‌عنوان یک عنصر بنیادین در شکل‌گیری نظم مدرن حضور داشته است.

بنابراین این ناتوانی گفتمانی را باید در همین‌جا جست‌وجو کرد. بسیاری از افراد ابزار مفهومی لازم را برای تحلیل وضعیت ندارند. ممکن است برخی تصور کنند که به دلایل روان‌شناختی نمی‌توانند صحبت کنند، اما مسئله بنیادی‌تر است؛ آن‌ها از نظر معرفت‌شناختی و هستی‌شناختی فاقد ابزار تحلیل هستند.

بسیاری از کارشناسان فاقد ابزار تحلیل‌ هستند

اگر به تاریخ نگاه کنیم، جنگ‌های ناپلئون، جنگ جهانی اول، ظهور هیتلر، نقش چرچیل و روزولت، و حتی مداخلات گسترده ایالات متحده در دهه‌های اخیر، همه نشان می‌دهند که جنگ در مرکز نظام جهانی قرار دارد. این‌ها پدیده‌های تصادفی یا محصولات جانبی نیستند، بلکه بخشی از ساختار مدرنیته‌اند. اگر صنایع نظامی و تکنولوژی‌های مرتبط با آن را از اقتصاد جهانی حذف کنیم، اساساً اقتصاد ایالات متحده و حتی اقتصاد جهانی فرو می‌ریزد.

به همین دلیل، وقتی کارشناسان ابزار مفهومی لازم را ندارند، دچار نوعی لکنت در تحلیل می‌شوند. آن‌ها صورت مسئله را درست نمی‌فهمند و در نتیجه نمی‌توانند تحلیل دقیقی ارائه دهند.

*یعنی شما معتقد هستید بخشی از کارشناسان ما اکنون در نوعی وضعیت تعلیق تحلیلی قرار دارند؟

بله، دقیقاً. چون ابزار مفهومی لازم را ندارند. معمولاً گفته می‌شود مدرنیته به معنای توسعه است و توسعه هم شاخص‌هایی دارد که ما آن‌ها را نداریم، و حالا هم که جنگ شده، همه چیز از بین رفته است. اما مسئله به این سادگی نیست. ما صورت مسئله را درست نفهمیده‌ایم و به همین دلیل در تحلیل هم دچار مشکل هستیم.

جنگ و توزیع فقر

*از نگاه شما طبقه متوسط در سال جدید قرار است چگونه با این وضعیت کنار بیاید؛ آیا با بحران سازگار می‌شود یا به فروپاشی‌های روانی و اقتصادی می‌رسد.شما اساسا درباره تجربه زیسته طبقه متوسط در شرایط کنونی چه نظری دارید؟

همه طبقات به خصوص طبقه متوسط نیز در شرایط جنگی قرار دارد و حتی پیش از این وضعیت هم با مشکلات اقتصادی جدی مواجه بوده است. یکی از پیامدهای جنگ می‌تواند این باشد که طبقات اجتماعی به سمت پایین حرکت کنند؛ یعنی طبقات بالا به سمت متوسط، طبقه متوسط به سمت پایین و طبقات پایین حتی به سمت وضعیت‌های دشوارتر سوق پیدا کنند و نوعی توزیع فقر در جامعه شکل بگیرد.

لازم است استراتژی امنیت ملی به‌صورت بنیادین بازتعریف شود

در چنین شرایطی، مهم‌ترین مسئله برای حفظ بقا و تداوم جامعه، امنیت پایدار است. این امنیت بدون توجه به ابعاد نظامی و امنیتی امکان‌پذیر نیست. در شرایطی که با قدرت‌های بزرگ و حتی اتمی مواجه هستیم، اگر بازدارندگی حداکثری وجود نداشته باشد، نه‌تنها طبقه متوسط بلکه کل نظم اجتماعی دچار خدشه خواهد شد و جامعه وارد یک فرآیند فرسایشی و بسیار خطرناک می‌شود.

بنابراین لازم است که استراتژی امنیت ملی به‌صورت بنیادین بازتعریف شود. اگر این اتفاق رخ دهد، می‌توان امیدوار بود که اقتصاد نیز رونق بگیرد، امنیت تثبیت شود و تجارت توسعه پیدا کند.

*جنگ بهرحال یک نقطه پایان دارد، در پساجنگ به نظر شما جامعه به سمت اعتراض‌های اقتصادی و اجتماعی بازمی‌گردد یا نوعی همبستگی شبیه به همبستگی دوران جنگ 12روزه شکل می‌گیرد؟

در جنگ هشت‌ساله، ابعاد و شدت شرایط به اندازه امروز نبود. اما نکته مهم این است که پس از جنگ، ذهنیت جامعه، چه نخبگان، چه بازاریان، چه سیاستمداران، به سمت سازندگی رفت. این ایده شکل گرفت که کشور باید ساخته شود.

پساجنگ؛ از همبستگی تا سازندگی

برای تحقق این هدف، نیاز به یک اجماع نخبگانی وجود دارد. اگر امنیت به‌صورت واقعی و پایدار شکل بگیرد و بازدارندگی لازم ایجاد شود، می‌توان به سمت بازسازی اقتصاد، شکل‌دهی به بازارها، توسعه تجارت و ترمیم زیرساخت‌ها حرکت کرد.

در این مسیر، می‌توان از تجربه کشورهای دیگر نیز استفاده کرد؛ مانند ژاپن و آلمان پس از جنگ، یا حتی تجربه خود ایران. این کشورها با استفاده از رویکردها و ابزارهای مختلف توانستند از شرایط جنگی عبور کنند.

بنابراین اگر چنین اجماعی شکل بگیرد و امنیت تثبیت شود، می‌توان امیدوار بود که جامعه از وضعیت شکننده عبور کند.

ارسال نظر

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O