بمانیم یا برویم؛ «بحران جنگ» چگونه به موج مهاجرت دامن میزند؟ | مهاجرت فقط یک حرکت جغرافیایی نیست...
به گزارش اقتصادنیوز، جنگها همیشه فقط در میدانهای نبرد رخ نمیدهند؛ آنها در ذهن مردم نیز جریان پیدا میکنند. در روزها و ماههایی که نااطمینانی، ترس از آینده و اختلال اقتصادی افزایش مییابد، یکی از پرسشهای تکرارشونده در زندگی روزمره شکل میگیرد: «بمانیم یا برویم؟»
اقتصادنیوز:اگر امشب یا همین امروز بحران جدی شود و فقط چند دقیقه برای ترک خانه وقت باشد، سؤال ساده اما تکاندهنده این است: مردم ایران واقعاً چه چیزی برای برداشتن آماده دارند؟
تجربه بسیاری از کشورها نشان میدهد که جنگ میتواند این پرسش را از یک فکر دور به یک تصمیم حقیقی تبدیل کند. در چنین شرایطی، مهاجرت دیگر صرفاً یک انتخاب اقتصادی یا تحصیلی نیست؛ بلکه به یکی از گزینههای مهم برای مدیریت آینده زندگی تبدیل میشود. بررسی دادههای جهانی نیز نشان میدهد که جنگها یکی از مهمترین موتورهای مهاجرت در جهان هستند و تقریباً در همه بحرانهای بزرگ، تصمیم مهاجرت در ذهن بخش قابل توجهی از جامعه فعال میشود.
از هر ۶۷ نفر در جهان یک نفر آواره است
بر اساس گزارشی که شبکه الجزیره با عنوان «از هر ۶۷ نفر در جهان یک نفر آواره است» منتشر کرده و به دادههای کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل استناد دارد، تا سالهای اخیر بیش از ۱۲۲ میلیون نفر در جهان به دلیل جنگ، خشونت یا آزار و اذیت مجبور به ترک خانههای خود شدهاند. این گزارش تأکید میکند که بخش بزرگی از این افراد ابتدا در داخل کشور خود جابهجا میشوند، اما در بسیاری از موارد با طولانی شدن بحران، بخشی از این آوارگیها به مهاجرت بینالمللی تبدیل میشود.
همین دادهها نشان میدهد که در حال حاضر از هر ۶۷ نفر در جهان، یک نفر به دلیل جنگ یا خشونت آواره شده است. چنین رقمی نشان میدهد که جنگها فقط بحرانهای امنیتی نیستند؛ آنها یکی از مهمترین عوامل تغییر جمعیت در جهان محسوب میشوند.
مهاجرت در جنگ چگونه آغاز میشود؟
مطالعات مهاجرتی نشان میدهد که در بیشتر جنگها یک الگوی نسبتاً مشابه دیده میشود. در مرحله نخست، مردم تلاش میکنند در شهر یا کشور خود بمانند. در این مرحله معمولاً جابهجاییها در داخل کشور رخ میدهد؛ خانوادهها از مناطق پرخطر به شهرهای امنتر یا مناطق دورتر میروند.
اگر بحران ادامه پیدا کند، مرحله دوم آغاز میشود؛ مرحلهای که نااطمینانی اقتصادی و اجتماعی افزایش مییابد. در این زمان مهاجرت به کشورهای همسایه بیشتر میشود و بخشی از جمعیت تصمیم میگیرند کشور را ترک کنند.
مرحله سوم زمانی شکل میگیرد که امید به پایان سریع بحران کاهش پیدا کند. در این مرحله، مهاجرت به کشورهای دورتر و توسعهیافتهتر افزایش مییابد و مهاجرت از حالت موقت به مهاجرت بلندمدت تبدیل میشود.
در سال نخست جنگ بیش از 5 میلیون نفر از اوکراین مهاجرت کردند
نمونه روشن این روند در جنگ اوکراین دیده شد. طبق گزارشی که الجزیره درباره پیامدهای انسانی جنگ اوکراین منتشر کرده، تنها در سال نخست جنگ بیش از ۵.۷ میلیون نفر از اوکراین خارج شدند و میلیونها نفر دیگر نیز در داخل کشور جابهجا شدند. این یکی از سریعترین موجهای مهاجرتی در تاریخ معاصر اروپا محسوب میشود.
بزرگترین موج مهاجرت در قرن 21 برای سوریه است
در جنگ سوریه نیز الگوی مشابهی شکل گرفت. بر اساس گزارشهای سازمان ملل، در طول سالهای جنگ بیش از ۱۳ میلیون سوری مجبور به ترک خانههای خود شدند؛ بخشی از آنها در داخل کشور آواره شدند و بخشی دیگر به کشورهای همسایه و اروپا مهاجرت کردند. این بحران یکی از بزرگترین موجهای مهاجرتی قرن بیستویکم را ایجاد کرد.
رکورد تاریخی آوارگی در جهان
دادههای جهانی نشان میدهد که جنگها در دهه اخیر بیش از هر عامل دیگری باعث جابهجایی جمعیت شدهاند. بر اساس گزارش سالانه کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل که در رسانههای مختلف از جمله الجزیره منتشر شده، در حال حاضر:
- بیش از ۴۲ میلیون نفر در جهان پناهنده هستند.
- حدود ۷۳ میلیون نفر در داخل کشور خود آواره شدهاند.
- میلیونها نفر نیز در انتظار تعیین وضعیت پناهندگی قرار دارند.
در مجموع، این آمار نشان میدهد که شمار آوارگان جهان به بالاترین سطح تاریخی خود رسیده است. بخش بزرگی از این جابهجاییها به چند بحران بزرگ جهانی مربوط میشود؛ از جمله جنگ سوریه، درگیریهای سودان، بحران افغانستان و جنگ اوکراین.
این آمارها نشان میدهد که جنگها نهتنها ساختارهای سیاسی و اقتصادی کشورها را تغییر میدهند، بلکه میتوانند ساختار جمعیتی جهان را نیز دگرگون کنند.
جنگ چگونه تصمیم مهاجرت را تسریع میکند؟
در شرایط عادی، تصمیم مهاجرت معمولاً نتیجه یک برنامهریزی طولانی است؛ اما در شرایط جنگی این فرآیند بهطور قابل توجهی کوتاهتر میشود. جامعهشناسان مهاجرت معتقدند که پنج عامل اصلی در این تغییر نقش دارند؛
نخست، افزایش نااطمینانی درباره آینده است. وقتی چشمانداز اقتصادی و سیاسی کشور نامشخص میشود، بسیاری از افراد تلاش میکنند گزینههای جایگزین را بررسی کنند.
دوم، احساس ناامنی فیزیکی است. حتی اگر جنگ مستقیماً به همه مناطق کشور نرسد، احساس خطر میتواند تصمیم مهاجرت را تقویت کند.
اقتصادنیوز:نسل جوان و نوجوان ایران که تجربه مستقیمی از جنگ ندارد، حالا ناگهان خود را در فضایی میبیند که بوی نااطمینانی میدهد. نسلی که جنگ را بیشتر در کتابهای تاریخ یا روایتهای پدر و مادر شنیده بود، اکنون باید با نوعی زیست در سایه آن کنار بیاید.
سوم، فشار اقتصادی ناشی از جنگ است. جنگ اغلب با تورم، کاهش فرصتهای شغلی و افت ارزش پول همراه است و همین مسئله میتواند انگیزه مهاجرت را افزایش دهد.
چهارم، شبکههای مهاجرتی هستند. اگر بخشی از جامعه پیشتر در کشورهای دیگر ساکن شده باشد، مهاجرت برای دیگران نیز آسانتر میشود.
و در نهایت، اثر روانی بحران است. ترس، اضطراب و فرسودگی روانی میتواند باعث شود حتی کسانی که پیشتر قصد مهاجرت نداشتند، ناگهان این گزینه را جدیتر بررسی کنند.
ایران در شرایط جنگی
در مورد ایران نیز نشانههایی از جابهجایی جمعیت در ماههای اخیر دیده شده است. خبرگزاری رویترز در گزارشی با عنوان «میلیونها نفر در ایران به دلیل درگیریها جابهجا شدهاند» به نقل از سازمان ملل گزارش داده که حدود ۳.۲ میلیون نفر در ایران در پی درگیریها در داخل کشور جابهجا شدهاند.
بخش قابل توجهی از این جابهجاییها به شکل حرکت از شهرهای بزرگ به مناطق شمالی یا شهرهای کوچکتر بوده است. در بسیاری از بحرانها، چنین جابهجاییهای داخلی میتواند مقدمهای برای افزایش مهاجرت خارجی در مراحل بعدی باشد.
روایتهایی از یک تردید جمعی
سینا، ۳۱ ساله و برنامهنویس، میگوید تا پیش از آغاز بحران اخیر مهاجرت برایش بیشتر یک ایده دور بود. او توضیح میدهد که در ماههای اخیر این فکر برایش جدیتر شده است. به گفته او، بسیاری از دوستانش که پیشتر برنامه مشخصی برای مهاجرت نداشتند، اکنون بیشتر درباره آن صحبت میکنند و گزینههای مختلف را بررسی میکنند.
الهام، ۳۷ ساله و مادر یک کودک ششساله، نیز میگوید بحران اخیر نگاه او به آینده را تغییر داده است. او توضیح میدهد که پیش از این تصور میکرد زندگیاش در ایران ادامه خواهد داشت، اما حالا وقتی به آینده فرزندش فکر میکند، برای نخستین بار گزینه مهاجرت را جدیتر بررسی میکند.
اقتصادنیوز:وقتی مردم در فقدان امنیت شهری، پلههای اضطراری یا حمام خانه یا... را امنترین پناهگاه میدانند، یعنی زمان بازتعریف جای امن در شهرهای ایران رسیده است.
در مقابل، برخی نیز تصمیم متفاوتی گرفتهاند. رضا، ۴۵ ساله و صاحب یک مغازه، میگوید برای او مهاجرت گزینه واقعبینانهای نیست. او معتقد است که خانواده، کار و زندگیاش در ایران است و ترجیح میدهد حتی در شرایط سخت نیز در کشور خود بماند.
این روایتها نشان میدهد که در شرایط جنگی جامعه به دو گروه بزرگ تقسیم نمیشود؛ بلکه طیفی از تصمیمها شکل میگیرد، از کسانی که مهاجرت را جدی بررسی میکنند تا کسانی که به ماندن فکر میکنند.
چه کسانی بیشتر مهاجرت میکنند؟
پژوهشهای مهاجرت نشان میدهد که تصمیم مهاجرت در جنگ به سه عامل مهم وابسته است؛
نخست، توان مالی است. مهاجرت فرآیندی پرهزینه است و بسیاری از افراد حتی اگر تمایل داشته باشند، توانایی مالی آن را ندارند.
دوم، وجود شبکههای مهاجرتی است. کسانی که در خارج از کشور دوستان یا اعضای خانواده دارند، معمولاً مسیر مهاجرت را آسانتر طی میکنند.
سوم، برداشت افراد از آینده کشور است. هرچه افراد آینده کشور را نامطمئنتر ببینند، احتمال مهاجرت افزایش مییابد.
به همین دلیل است که در بسیاری از کشورها ابتدا طبقه متوسط، متخصصان و نیروهای تحصیلکرده بیشتر به مهاجرت فکر میکنند.
اگر جنگ طولانی شود چه اتفاقی میافتد؟
تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که اگر یک جنگ طولانی شود، سه روند مهم در حوزه مهاجرت شکل میگیرد؛
نخست افزایش درخواستهای ویزا و پناهندگی است. دوم رشد مهاجرت تحصیلی و کاری است، زیرا بسیاری از افراد تلاش میکنند از مسیرهای قانونی کشور را ترک کنند. سوم نیز خروج سرمایه انسانی است که میتواند پیامدهای بلندمدت اقتصادی برای کشورها داشته باشد.
در بسیاری از بحرانهای جهانی، موج اصلی مهاجرت نه در سال اول جنگ بلکه در سالهای بعد شکل گرفته است؛ زمانی که امید به پایان سریع بحران کاهش پیدا میکند.
مهاجرت فقط یک حرکت جغرافیایی نیست
حتی اگر همه کسانی که به مهاجرت فکر میکنند واقعاً کشور را ترک نکنند، تغییر ذهنی جامعه اهمیت زیادی دارد. در بسیاری از بحرانها تعداد کسانی که به مهاجرت فکر میکنند چند برابر کسانی است که واقعاً مهاجرت میکنند.
به بیان دیگر، جنگها فقط جابهجایی فیزیکی ایجاد نمیکنند؛ آنها افق ذهنی جامعه را نیز تغییر میدهند. فکری که پیشتر دور و نامحتمل به نظر میرسید، ناگهان به گزینهای واقعی تبدیل میشود.
جنگها یکی از مهمترین محرکهای مهاجرت در جهان هستند. تجربه کشورهایی مانند سوریه، اوکراین و افغانستان نشان میدهد که نااطمینانی، ناامنی و فشار اقتصادی میتواند تصمیم مهاجرت را بهطور قابل توجهی تسریع کند.
با این حال، همه نمیروند. بسیاری از مردم ترجیح میدهند در کشور خود بمانند و با شرایط جدید سازگار شوند. اما تقریباً در همه بحرانها یک تغییر مشترک دیده میشود: «گسترش فکر مهاجرت در ذهن جامعه.»
جنگها ممکن است مرزها را جابهجا نکنند، اما اغلب تصمیمهای زندگی را تغییر میدهند.
ارسال نظر